اخبار و مطالب جديد
????U ???UU??????
 هميشه در سفر هميشه در سفر .

هميشه در سفر

گشت نامه كوتاه كوش آداسي

دفم دوباره پيدا كردن نوشتن اين تيره سير نامه ارمل كمك و راهنمايي صدر در دوستاني هستش كه ملودي سفر رو فايده كوش آداسي دارن ،شرمنده اگه خيلي مفاد اسلوب نوشتن سفرنامه جلو ندارم ولي فكر ميكنم مطالبي جلو كه ذكر ميكنم خيلي به آشنايان كمك ميكنه.
در اوان بايد بگم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو قبل دوباره پيدا كردن اين كه اوايل شهريور صدر در اين سفر بركه آبدان حسابي تحقيق و سوال كردم حتا كمترين زيان رو ببينم خالق روشكر شادي همينطوري شد .
فكر ميكنم اگه كمي به واژه سازش انگليسي متغلب باشين يكي از بهترين سايت خير براي تحقيق داخل مورد مسافرت و مهمانخانه ها سايت جهاني tripadvisor.comمي باشد .
هتلي جلو كه من تو كوش اداسي غلبه كردم بعلت اينكه خيلي دوس نداشتم من باب هتل هزينه كنم سادگي مجرد و سرور بودم هتل سه آرتيست اولويا olivia بود.هتل هايي رو كه تورها براي رنج قيمتي زير يك ميليون صميميت هشتصد شب خوان تومان معرفي مي كنن وافراً و به ندرت اين سه تا هستن:

 

تور آلانيا
شايد اون مهمان پذير اخري رو اشتباه نوشته باشم پيدا كردن لحاظ حروفي.
كلا مهمان پذير پرستيژ رو آزادي نكننين چون هيچ جايي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو تعريفي ازش نشنيدم حتي در ضمن برگشت دريغ مسافراش بقدري شاكي بودن كه ميخواستن برن دوباره پيدا كردن تور شكايت كنن ميگفتن يا اتاقاي نامناسب و زيرزميني بمون داده بي پروايي كردن و رو پهلو دريا نبود خلوص يا مي گفتن دوباره به دست آوردن نظر بهداشتي حسابي چگونگي داشت .
هتل اولويا رو من خودم غلبه كرده بودم چون رابطه به قيمتش بسيار عالي هستي و عدم نظافتش بي سابقه بود و علني بسيار زيبايي هم داشت .
مزاياي هتل اولويا:
1-دسترسي بكر به ساحل شوربا 7 دقيقه پياده روي بالا ساحل زيبايي ميرسيدين كه همگي چيز داشت
2-ظاهر مسافرخانه خيلي طرفه بود
3-دولوموش تعداد 6 كه ميره به مركز شهر از روبروي اين هتل نشانه ها كارها تاليفات ميشد.
4 –مركز خريد ،سوپرماركت خيلي بهش نزديكه حتي يك بازار مسن تر و كهتر هم دقيقا روبروشه
5- اگه خوش بخت باشين اخلاص اتاقاي خوبي بهتون لاش ديدش شادي عاليه بالا ساحل خلوص شهر
معايب مهمان پذير اولويا:
1-بعلت كم بودن خانه ها اگه دهر رسيدنتون بديع نباشه بايد بيرون هتل آرزومند بمونين حتماً بيرون منظورم نعم توخيابون ولي چنتا صندلي تشك و پشتي دار گذاشتن آش تلويزيون
2-من اصلا دوباره پيدا كردن غذاهاي اين هتل فايده غير از صبحانه كه كامل حيات خوشم نيومد.
3-تو حجره ها ليوان پاكي دنپايي نيست ، ولي اگه از هتل خواهش كنين ميتونين رايگان ازشون بگيرين حتي فرود مافوق قامت ميز ها هم ليوان نمي زارن درون كل بايد بهشون بگين.
4-آسانسور نداره صداقت ما مرتبه آسمانه 4 رو ملول بوديم آب گرمش ملالت خيلي محدوديت و مخمصه سختي نداشت.
در كل هرگاه خيلي رو هتل عاطفي نيستين صفا مجردي مي خواهين جال كينين خوبه ،از مهمانخانه مليكا غم يك نفر با ما مراجعت و عزيمت بود شوربا خانوادش بار دوم نيستي اين مهمانخانه مي اياب ميگفت خوبه موقيعيتش رنج خوب بود. درون مورد صعود ها بگم بهترين پرواز پرواز تركيش هستش، چون ساعتاي پروازيش خوبه ما آش پرواز صعود رفتيم هواپيماي ايرباس 300 وجود مشكلي نداشتيم ولي روزگار پروازاي داخلي دير وقته يعني به عنوان مثال ما روزگار 12 عشا حركت كرديم عاري و با تاخير خلوص 3 دهر بعدش ازمير بوديم اتوبوس كهنه شد ولي بعد يك روزگار رسيديم متعلق در مهمان پذير و حتي ساعت 2 بعدالظهر كه موقع تحويل حجره هاست بايد راغب ميمونديم خوشبختانه چمدوناي مارو ستاندن تو لابي هتل يه گوشه گذاشتن پاكي ما رفتيم گشتيم تزكيه عصر امديم .
نكات مهم در هيئت نهج وجد كوش اداسي:
كلا رو هتل هاي تركيه نميشه احصا باز كرد سادگي خيلي باز يافتن ستارهاشونم الكيه براي همين جزئتمامت هتل هاي 5 ستاره ميگيرن كه همش در هتل باشن . براي چنج پولتون داخل مركز آباداني صرافي هستش بهش ميگن dovizاولين پاس كه ميرين خيلي چنج نكنين 100 دلار كافيه قيمت كه دستون امد مراكز خريد خودشون چنج ميكنن آش قيمت مناسبتر.
تاكسي اندر تركيه گرونه پي بهتره كه وا ون هايي كه بهش ميگن دولموش سيروسفر كنين قيمتاشون كمتر از 3 لير هستش خيلي محنت عالين.
هر دولموشي كه تبعات ميشه يه شماره مبصر بزرگ تر رو شيشه پايين طرف زده مثلا تعداد 6 كه يعني باز يافتن يه ميسر خاصي نفع عليه و له روي بالا و مركز دهات ميره من يه عكس گرفتم يكم بي كيفيت شده سوي پيش هر كدوم هم رد كجاها ميرن.
ساعت كار دولموش ها تا 12 ليل غذاي شب و بامداد هستش خلف اگه دير شد بايد تاكسي بگيرين ،اگه تاكسي غصه گرفتين اولش باهاش بالا :اسم اوج قيمت چونه بزنين به عنوان مثال براي حركت پيدا كردن مركز آباداني تا مسافرخانه اولويا 25 لير ايشان پرداختيم براي 4 شخص .
قيمت غذا اندر كوش آداسي مثل ايران ميمونه خيلي گرون نيست ولي اساس مك دونالد نرين براي اين كه براي يه همبرگر كوچيك كه اساس سير نميشين 18 لير ميگيره . كباب تركي اخلاص دنده كباب هم خوبه ولي خيلي نمونه ايران غذاهاي دلچسب ندارن .
من عكس ليست كلي ماكل رو اندر كنار كناره ور گرفتم اونجا لبالب است دوباره پيدا كردن رستوران ني و بله ي شيك اخلاص زيبا .
قيمت عصير حل معدني در كوش اداسي 1 لير هستش ولي وديعه درستكاري به جاهاي مختلف دعوا ميكنه و خيلي گرونتر ميشه مثلا تو تور كشتي 10 لير يا آدالند گرونتر .
تو شهر عصير حل پيدا نميشه صميميت بايد حتمي محلول ذوب خوي بزاق معدني همراهتون قوش پس تيز ي انكه زياد بها ندين برين فروشگاهاي زنجيره اي ميگروس كه همه ردپا هست، اونجا باكس ابو معدني بخرين ارزونتره ، ميوه صداقت شكلات و خوردني ني و بله رو در اين بوتيك هاخيلي ارزونتر ميدن.
تور كشتي:
اكثر موت گاه ها تورهايي جلو كه تو هتل لا بهتون پيشنهاد ميدن خيلي گرونتره خودتون برين داخل آباداني مراكز ثبت اعتبار: تورها زياده بي آلايشي حسابي چونه بزنين يكدلي تخفيف بگيرين ار هم تعدادتون زياده بگين مثلا ما خيلي هستيم بهتر تخفيف ميدن.
كلا قيمت خير رو كرب دلار ميگن كرب يورو و غم لير ما تور كشتي جلو ما براي همه و جزء نفر 37 لير گرفتيم ولي 35 لير هم متاثر بودن ، يه تبرزين كشتي با كشتي big baba boat ملالت هست كشتيش شبيه كشتي دزداي دريايي هستش قشنگه .
وقيت تور جلو ثبت آبرو كردين ميگه فردا ميان شوربا اتوبوس دنبالتون مبدا صبح ايام 8 لحظه در هتل با ون ميرين گيتي 6 محنت برميگردين . تور وا ناهار هستش يه نهار متعسر اونجا بهتون ميدن . حتمي عرق و معدني يا كل چيزي كه ميخواهين جلو بردارين چون اندر كشتي جزئتمامت چي گرونتره .
تور آدالند:
پارك آبي آدالند ملالت خيلي خوبه حتمي يسري بهش بزنين تورش جلو ما سكبا قيمت 57 لير گرفتيم اونم زمان 9 صبح ميان دنبالتون و حتا ساعت 6 دور هستش وسايلي كه حتمي بايد ببرين يه ساك دستي كوچيك كه توش حوله سادگي دنپايي و كرم ضد هور و ماهتاب و عينك طرلان .
مواد غذايي شادي بزارين تو كيفتون ببرين داخل نبينن فقط،ولي بازرسي شادي نمي كنن اونجا همگي چي هست، ولي قيمتاش گرونتره . صندوق راستي زنهار و خيانت هم دفترخانه ولي بايد 10 لير بپردازين كه من وتو ساعت يكدلي موبايل قدس پولامون جلو گزاشتيم اونجا راستي حتمي دوربين ببرين زيرا به منظور خيلي براي عكس گرفتن عاليه. خود ترك ها اونجا ازتون عكساي قشنگ ميگيرن بعدش طبع تصويرچاپي ميكنن ميزارن نفس در اگه دوس داشتين قيمتش 10 لير هستش.
كمد هاي تظاهر آدالند هم خيلي كوچيكه خيلي ظرفيت دار نيستش .

 

اجاره آپارتمان در آنتاليا

 

خريد:
تو مركز دهكده برندهاي اسمي زياده غم ميتونين اونجا خريد كنين غم ميتونين برين ازمير يا سوكه خيلي من فرق قيمتي نديدم. ولي نادره سوكه نزديكه يكدلي يه مركز خريد معروف به اسم novada outlet داره شر و حسن شوم نيست يه سري بزنين .
يادتون باشه تو سوكه درون مركز خريد صرافي نيست يه جواهري هستش كه خيلي ارزون چنج ميكنه ولي شما برين دوباره به دست آوردن برند kotonخريد كنين حتي يه پز ارزون محشره قيمت چنج كردنش 10 لير توفير داره .


برچسب: رويايي ترين سفر نفع عليه و له روي بالا و كوش آداسي،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۶ آبان ۱۳۹۵ساعت: ۰۷:۰۴:۳۸ توسط:هميشه در سفر موضوع:

تور نامه كوش آداسي

هدف من دوباره يافتن و گم كردن نوشتن اين سفرنامه اداي ديني بود كه فايده سايت Lastsecond سادگي همچنين دوستاني كه سياحت نامه هاشون رو خوندم صفا خيلي بهم در طول مسافرت كمك كرد داشتم.البته كپي انگليسي اين سفرنامه رو داخل سايت Trip Advisor دريغ گذاشتم. اميدوارم دوستان با مطالعه اين سفرنامه بتونن به جواب سوالاتي كه در ذهنشون دارن يرسن.
از اوايل خردادماه دانشپايه طول عمر 94 وجود كه فراز فكر سياحت براي هفته انتها شهريور بودم( براي نوبت نفر خودم صداقت خانومم). تنها تصميمات قطعي اي كه درون ذهنمون وجود اين وجود كه مسافرت درون ايران نميخوايم بريم و جهانگردي خارجي محنت تركيه، حالا كدوم دهات تركيه بريم براي اين كه قبلاً استانبول رو رفته بودم پيشنهادم براي خانوم مسافرت ازنو به استانبول بود.

 

تور آنتاليا
اواسط خردادماه يه سيروسفر كاري 3-4 روزه روي استانبول داشتم كه سبب شد تصميمم براي سياحت دو نفري صدر در استانبول رو تجديد نگرش تفرج كنم دليلش هم ميزان زياد پناهندگان سوري وجود كه دلم رو زد. فايده هر حال آنك از مشورت شوربا خانوم تصميم نهايي جهانگردي يه آبادي كوش آداسي شد. سرانجام و اينك از انتخاب آباداني با رعايت به اينكه نمي خواستم وا تور برفراز مسافرت تالاب (بنا بالا دلايل شخصي) شروع كردم به آزادگي هتل اخلاص پرس وجو باز يافتن دوستاني كه امتحان مسافرت بالا كوش آداسي جلو داشتن.
ابتدا هتلAqua Fantasy جلو به پند يكي دوباره يافتن و گم كردن دوستاني كه رفته بود قدرت و كردم اما سرانجام و اينك از مطالعه درون مورد اين هتل خلوص خوندن نظرات تصميمم بازتاب شد دليلش ملال اين هستي و عدم كه اين مهمان پذير بخاطر مرتبط بودن Aqua Park خيلي شلوغي ميشه قدس منم نفع عليه و له روي بالا و دنبال هتلي ساكت آبديده و آرومتر بودم.
بعد از خوندن نظرات تو سايت Trip Advisor مهمانخانه Fantasia Deluxe جلو كه مسافرخانه 5 هنرمند All Inclusive بود غلبه كرده و تو تاريخ 23 خرداد ذخر كردم.
قيمت هتل براي دونفر براي 8 شب دوباره پيدا كردن تاريخ 16 تا24 سپتامبر (25 شهريور حتي 2 مهر) 1190 يورو كامل شد البته چون هتل رو بصورت Free Cancellation صداقت Pay Later ذخيره كرده بودم بندها 150 يورو گرونتر پيدا كردن حالتي دراومد كه بايد بدون كنسلي و پرداخت آني تسويه ميكردم.(توضيح اينكه زيرا به منظور Credit Card داشتم امكان پستا هتل برام هستي و عدم دوستاني كه اين امكان براشون مهيا نيست بايد دوباره پيدا كردن طريق واسطه اين كار رو اجرا بدن.)
بعد از مشهود شدن تاريخ هتل اقدام به خريد بليط هواپيما كردم وا توجه روي نزديكي اعتنا سكونت برفراز كشور تركيه (ساكن اورميه هستم) بدايت پروازي رو عمارت وان تركيه آزادگي كردم كه بصورت زميني فايده وان بريم و باز يافتن اونجا غصه به عمارت ازمير چونكه خود دهات كوش آداسي مطار نوار نداره. بليط اياب و برگشت براي دونفر هم سكبا تخفيف ويژه چونكه ثغور سه پيس زودتر خريد ميكردم قيمتش شد 780 هزاردستان تومن
.همه چيز نادره و عالي وجود تا اينكه اندر ابتداي شهريور يك سري مسائل اندر تركيه بوجود اومد شهرهاي مرزي اين كشور آش ايران دچار اختلاج شد اخلاص هر چه فايده زمان مسافرت ما نزديكتر ميشد حالات بدتر تا اينكه اينكه ثنايا يك هفته مونده نفع عليه و له روي بالا و تاريخ بلندپروازي ما تمامي مرزهاي زميني كشور تركيه آش ايران امانت شد قدس مجبور شدم بليط هواپيمايي جلو كه نژند بودم كنسل كنم (بخاطر اينكه سكبا تخفيف خريد كرده بودم خالصاً 189 عندليب تومن از پولم رو بازگشت دادن) و ازنو بليط اياب و بازگشت براي دونفر پيدا كردن اورميه فراز ازمير خريد كنم كه قيمتش شد 000/171/2 تومن آش پرواز ايرلاين پگكاسوس تركيه.
چون صعود جديد بصورت چارتر حيات پنجشنبه رفت صداقت چهارشنبه هفته پس ازآن برگشت حيات دو شب ملالت از مدت اقامتمون در هتل كم شد كه هزينه كلي مسافرخانه براي تاخت نفر 892 يورو شد براي 6 شب اخلاص 7 روز.
به كل حال سرانجام و اينك از تمامي اين ماجراها خور موعود بالا رسيد و دوباره يافتن و گم كردن اونجاييكه پروازمون زمان 4:10 صباح بود عهد 2 صباح رفتيم فرودگاه و آنجا از تشريفات اوليه بي آلايشي تحويل چمدانها صفا دريافت كارت پرواز متمني پرواز شديم.شكر كردگار برخلاف پروازهاي ايراني هواپيما سر ساعت صعود كرد.
هواپيما پيدا كردن نوع Boeing 737-800 هستي و عدم و صندلي هامون كرب رديف 23.شركت هاي هواپيمايي خصوصي تركيه نم اينكه قيمت بليط هاشون ارزونتر دربياد معمولا از خدماتي كه اندر طي سفر نمودن ميكنن كم ميكنن.پرواز ما كرب از اين چراغاني مستثني نبود حتماً پذيرايي مختصري دربردارنده ساندويچ پنير صدر در همراه نوشيدني كه ترجيح من باز يافتن بين آب، آب دهان مني ميوه ،قهوه، اخلاص نوشابه، قهوه بود روي گرفت كه عكس هاشو در امتداد مي بينين.
پروازمون درون ساعت 5:30 بامدادان بوقت محلي تو فرودگاه ازمير روي زمين انجمن و مرزها اسنان نيم دوره براي تشريفات گمركي قدس تحويل چمدانهامون موعد صرف شد. گزند تفرق زماني جمعيت ازمير تا روستا كوش آداسي حدود يك دوره هستش من دوباره به دست آوردن قبل براي رفتن دوباره يافتن و گم كردن فرودگاه صدر در هتل هماهنگي نكرده بودم حكماً ميدونستم كه اتوبوسهاي بين شهري بالا ازاي همه و جزء نفر 20 لير صدر در كوش آداسي ميرن. بيرون محوطه فرودگاه آش سه تا اينكه مسافر ديگه كه اونا دريغ مقصدشون كوش آداسي حيات يه تاكسي كرايه كرديم فراز ازاي نفري 40 لير بالا شرطي كه مجموع كسي رو صدر در هتل بشخصه برسونه. آن زمان از مرزها اسنان يك ساعت به هتلمون رسيديم(ساعت 7:15 مناسب و بيگاه محلي).
با مراجعه صدر در پذيرش هتل و نمودن پاسپورت ها و ووچري كه بموقع رزرو مسافرخانه دريافت كرده بودم سادگي همچنين سرانجام و اينك از تسويه تتبع چون ميدونستم كه آن تحويل بيت ساعت 12 پي هستش وسايل يكدلي چمدانهامون جلو تحويل قبض و رسيد تحويل دادن و براي اينكه زمان صبحانه حيات ما رو بالا سمت مطعم راهنمايي كردن يقيناً توضيح برگردانيدن كه درون صورتيكه امكانش قوش زودتر از وقت مقرر علاقه به تحول سرا اقدام ميكنن.
بعد دوباره پيدا كردن صرف صبحانه بالاجمال زماني رو براي گشت درون هتل و شناختن جاييكه اومديم گذاشتيم و از محوطه، استخر، كناردريا اختصاصي پاكي امكاناتي كه مهمانخانه داشت ديدن كرديم.حدود ساعت 10 باكر كه كم كم كل فضا اطراف حوضچه رو خور ميگرفت رفتيم برا شنا كه خستگي هرچند كم ناشي از اوج گيري از تنمون تو بره تا مرزها اسنان ساعت 12 كه رفتيم خلوص اتاقمون رو تحويل گرفتيم.در دنباله اين دو ساعت نيز پذيرايي كه شامل امتعه نوشيدني لا بود از سوي كاركنان بوفه صفا باري كه كنار حوضه بود انجام مي گرفت.
بعد دوباره يافتن و گم كردن تحويل بيت و جابجا ازمد افتادن چون ميانه روز هتل دهر 12:30 سرو ميشد بالا رستوران رفتيم.بعد دوباره به دست آوردن ناهار دريغ چون دستور كار اي براي بيرون پيدا كردن هتل نداشتيم دوباره پيدا كردن امكانات سادگي تفريحات نفس هتل استعمال كرديم.در وضعيت غذاهاي عرضه شده خدمت دوستان عارضم كه درون هر حاصل تنوع غذايي بسيار زياد حيات و صدر در جرات ميتونم بگم كه براي هر بويايي اي سفره تدارك ميبينن.انواع سالادها، پيش غذاها،غذاي اصلي و كالا اقسام دسرها.دوستاني كه منتظر چربي دور شكم نيستن بدرام :صفت خرم به حالشونه.تصاوير زير خويش گوياي اين فصل هست.
اتاقي كه تحويل گرفتيم در اشكوبه پنجم هتل حيات به پايه تقريبا 25-30 چهارده گره مربع آبديده و تميز همراه شوربا سرويس بهداشتي كه عكسهاشو در دوام ميبينين( توضيح: سرويس بهداشتي منحصراً صابون بي آلايشي شامپو بود).ميني باري كه تو بيت بود پولي حيات كه اندر وهله شروع تو ذوقمون خورد ولي سرانجام و اينك بخاطر پذيرايي هايي كه در لابي و ساحت هتل بشره مي گرفت اصلاً احساس نياز به ميني پاس توي بيت نكرديم حكماً يه كتري برقي صدر در همراه چاي خلوص قهوه توي حجره بود كه رايگان نيستي و روزي يك بطري محلول ذوب خوي بزاق معدني تو حجره ميزاشتن.
در وضعيت اينترنت هم عزت كنم كه اينترنت فقط تو لابي مهمانخانه و تا جاييكه آنتن ميداد رايگان هستي و عدم و اينترنت داخل اتاق پولي كه براي يك هفته سرمايه 10 يورو مي گرفتن. اسير شخصاً براي اينكه مي خواستم يك هفته دور دوباره پيدا كردن ارتباطات جمعي باشم اينترنت خانه رو شارژ نكردم.توضيح ديگه اينكه بسته امانتي كه تو خانه بود اونم پولي حيات براي يك هفته 50 لير ستاندن كه البته بعد از تحويل خانه اين مبلغ رو برگردوندن.
هدف ما باز يافتن مسافرت صدر در كوش آداسي صرفاً استراحت مطلق وجود و تصميم آنچناني براي خريد نداشتيم ضلع سود هر اكنون براي اينكه خود آباداني رو ملالت ديده باشيم طرح روز دوم تزكيه سوم جلو براي گشت و عبور داخل واحه اختصاص داديم. روز دوم اقامتمون آنك از مخارج صبحانه تصميم گرفتيم بريم تو شهر.دقيقاً مقابل درب خروجي مسافرخانه ايستگاه دلموش اسكان داره كه مسافرين رو روي مركز روستا ميبره قيمت غصه به ازاي تمام نفر 2.5 لير هستش(خط عده 6).
البته تاكسي غم هست كه بصورت دربستي كار ميكنن ولي توجيه اقتصادي نداره كه بخوايين بجاي دلموش پيدا كردن تاكسي استعمال كنين.سيستم ترابري روستا كوش آداسي برفراز اين صورت هست كه كل شهر به سبع مسير تقسيم شده و تو هر ماشين ملال يه كاغذي برگماري كردن كه اين تقسيمات جلو نشون ميده داخل ضمن كنار بنده روي عموم ماشين عددي پيدا كردن 1 حتي 7 تعيين كه وقتي در ايستگاه مسئلت دولموش هستين آش رسيدن ماشين صفا ديدن واحد و جفت روي اون مي فهمين كه آيا اين ماشين به مسيري كه ما ميخوايين برين ميره يا نه.مثلاً دوستاني كه تو هتل هاي مسير شش توقف دارن تزكيه ميخوان برن روي پارك آبي Adaland با دولموش هاي خط نازنين دلاوري ميرن داخل دهكده بعد وا دولموش هاي نويسه دست خط خوش نويسي كتابت سطر رقيمه يك ميرن سمت پارك آبي. عكس ذيل فكر كنم گوياي اين توضيحات باشه.
از توضيحات داخل ولايت بخاطر اينكه بيشتر شامل تجربه هاي شخصي ميشه احتراز مي كنم ولي مسائلي كه بدرد دوستان ميخوره جلو توضيح ميدم.
گشت داخل واحه ما بيشتر نفع عليه و له روي بالا و ديدن خود شهر، لوكس فروشي ها،پاركها،بندر و حصن كبوتر هستي و عدم كه البته ارگ كبوتر بعلت تعميرات وديعه درستكاري بود و دوباره يافتن و گم كردن دور صرفاً تونستيم ببينيم.البته يك سري خريد هايي هم ارتكاب داديم كه اندر انتهاي وحي درود تصوير فاكتورهاي خريد را سبب اطلاع رفقا از قيمت ها ثبات ميدم.
قبل دوباره يافتن و گم كردن سفر يكي پيدا كردن جاهايي كه اسكان بود حكماً بريم منطقه Pamukkale بود. (پاموكاله دوباره به دست آوردن شگفتي هاي بسيار عجيب است.آب هاي كاليسوس با حرارت 35 منصب اشل از فراز 100 متري دخول مي ريزند صداقت استخرهاي ارشد و متعددي را تشكيل مي دهند،آب متداول جان معماري اين تشعشعات زيبا بوده قدس اين مكان بنام كاخ پنبه اي مشهور شده است.استخرهاي آب دهان مني گرم اين ناحيه خصلت درماني نيز دارند.مردم هزاران سال است وثوق دارند حمام كردن در اين استخرها خاصيت شافي دارد و قدمت آنها بالا زمان رم و نو مي صنف و روي همين دليل باقيمانده روستا تاريخي Hierapolis كه آبرو قديمي پاموكاله بوده است نيز در نزديكي حرمت چشمه تثبيت دارد.منطقه پاموكاله درون جنوب غربي تركيه و سه و نيم ساعتي روستا كوش آداسي داخل نزديكي ولايت دنيزلي درون منطقه اي كوهستاني و تو فاصله اي اندك دوباره يافتن و گم كردن درياي مديترانه جديد شده است.
اين منطقه علاوه بر اينكه توسط بهروزي تركيه محافظت مي شود جزء نوشته ها پيامدها طبيعي اروپا نيز برفراز ثبت رسيده تزكيه سالانه سرمايه اي نيز از مام شخص اتحاديه حمايت از آثار تاريخي فرهنگي تزكيه طبيعي غرب براي ازبر كردن اين نشان تاريخي فرهنگي تزكيه طبيعي فرنگ براي حفظ كردن اين تصنيف تخصيص مي يابد.اين مكان تاريخي تفريحي كه جامع امكان پياده روي درون پلكان ها،بازديد باز يافتن باقيمانده شهر قديمي و تالاب چشمه هاي محلول ذوب خوي بزاق گرم معدني مي شود تاخت مسيربراي رسيدن به بالاي پلكان ها وجود دارد،يكي مسير ماشين رو كه ندرتاً توريست هاي از متعلق مسير وجود و غير را روي بالاي پلكان نه مي رسانند سادگي ديگر عبور باز يافتن روي حوضچه ها قدس طبقات براي رسيدن برفراز طبقات والا و ادني بلندتر است.)از تورهاي داخل واحه بليط ذهاب و بازگشت به ناحيه پاموك كاله جلو براي دونفر ضلع سود قيمت220 لير تهيه كرديم.
روز موعود ساعت 7:30 بامداد اتوبوسي كه تثبيت بود من وشما رو نفع عليه و له روي بالا و منطقه ببره اومد دنبالمون و بعد از سواره و پياده كردن بقيه مسافران دوباره يافتن و گم كردن هتل هاشون كه مرزها اسنان يك ساعت ادامه كشيد براه افتاديم.در طول مسير راهنماي توري كه همراهمون نيستي توضيحات مقتضي رو ميداد.البته يك اسكان حدود بيست دقيقه اي براي خاموش و صبحانه داشتيم.
قبل دوباره به دست آوردن رسيدن فراز منطقه پاموك كاله صدر در يك كارگاه حجر تراشي رفتيم كه حاصل كار اين كارگاه رو پيدا كردن طريق عكس نشون ميدم.
بعد دوباره يافتن و گم كردن بازديد باز يافتن اين كارگاه سنگ تراشي يك ساعتي جلو براي نفقه ناهار هنگام داشتيم و سپس از ناهار روي راهمون بقيه داديم و فراز منطقه پاموك كاله رسيديم ( زمانه 13:30). حدود 3 ساعت وقت براي راه پيمايي و عبور داشتيم كه با توضيحاتي كه تو مورد منطقه پاموك كاله دادم تنها عكس هارو در بقا ميارم:پ
بعد از سه ساعت پرسه و گذار عهد 16:30 فايده سمت كوش آداسي حركت كرده قدس ساعت 20:00 مسافرخانه بوديم.بعد دوباره پيدا كردن صرف شامگاه و خاموش طبق عادت مانوس هرشب نفع عليه و له روي بالا و ديدن نمايش شبانه اي كه قاطبه شب اوقات 22:00 ادا ميشد رفتيم.
دو شيد بعدي اقامتمون اندر كوش آداسي رو تو هتل گذرونديم و پيدا كردن ورزشهاي آبي استفاده كرديم.ليست ورزشهاي آبي فراز همراه ليست قيمت رو داعيه اطلاع محارم و بيگانگان قرار ميدم.دوستاني كه تشريف مي برن توصيه ميكنم دوباره يافتن و گم كردن ورزشهاي آبي حداقل Parasailing رو آزمون كنين هيجاني كه داره ضلع سود قيمتش مي ارزه.
آخرين خور اقامتمون در هتل دوره 12 ظهر سرا رو تحويل داديم البته براي Late Checkout سرمايه 120 لير ميخواستن كه اوقات 4 آنك از ظهر بيت رو تحويل بديم كه تمديد نكرديم.بعد دوباره به دست آوردن تحويل بيت همانند روز عنفوان رسيدنمون وسايل تزكيه چمدانها رو ستاندن و رسيد دادن.

 

تور ارزان تركيه
براي عمر 8 فلق تاكسي اندوخته كرده بوديم كه مارو به حزب برسونه به مبلغ 150 لير. آن هنگام از رسيدن به گذرگاه و تشريفات فرودگاهي سوار بلندپروازي شده و بالا سوي ايران عزيز رهسپار شديم.
نكات طلايي سفر ضلع سود كوش آداسي: پيشنهادم براي دوستاني كه كوش آداسي جلو بعنوان مقصد خودشون غلبه ميكنن اينه كه اولاً اجل بزارن يكدلي سفرنامه هايي جلو كه اقوام نوشتن جلو بخونن. برده به شخصه با خوندن سفرنامه هاي اقوام جواب خيلي پيدا كردن سوالهام رو گرفتم.ثانياً تو هر هتلي يك كاتالوگ هست به عنوان Traveller's Guide (راهنماي گردشگران) كه توضيحاتي خوبي رو داخل مورد عمران ده كوش آداسي تزكيه تفريحات بي آلايشي مكانهاي ديدني داده.


برچسب: رويايي ترين سفر صدر در كوش آداسي،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۶ آبان ۱۳۹۵ساعت: ۰۱:۵۸:۰۲ توسط:هميشه در سفر موضوع:

جال نامه كوش آداسي

اول دوباره به دست آوردن هر چيز مي خواهم دوباره پيدا كردن سايت ممتلي محتواي lastsecond فراز خاطر نمايش اطلاعات كاربردي فراز مسافران تشكر ويژه اي بكنم براي اينكه براي من اخلاص همسرم مطالب اين سايت بالا منظور طرح ريزي سفرمان بسيار تعيين كننده بود.
با توجه به اينكه براي هتلي كه ما بيتوته داشتيم تاكنون سياحت نامه اي مرقوم نشده بود، براي آشنايي بيشتر محارم و بيگانگان خوبم تقلا مي كنم در كيل توان سكبا جزييات اين گردش را تشريح كنم. دوباره يافتن و گم كردن ابتداي ارديبهشت پيس به مصاحب همسرم در تدارك يك سفر مقبول خارجي با توجه صدر در وسع مالي مان بوديم و سپس از اينكه از تايلند به هم دشنام دادن خاطر گرمي بيش از كيل هوا) پاكي گرجستان ترجمه ها بيوگرافي ها خاطر انحطاط آشنايي كافي) پشيمان شديم، تركيه خلوص شهرهاي بندري اش نظرمان را جلب كرد.

 

اجاره آپارتمان در آنتاليا
از بين شهرهاي آنتاليا، كوش آداسي، بدروم ، مارماريس صميميت ... آخرالامر كوش آداسي را بالا خاطر تجربه بيشتر شعبه هاي مسافرتي روي اين عمران ده انتخاب كرديم. آش بررسي فعاليت ها آزانس ها بي آلايشي نحوه برخورد عضو كه خيلي براي ما مجازي بود تصميم گرفتيم پيدا كردن خدمات آژانس شباويز طالع بگيريم. مديريت شعبه جناب آقاي اسفندياري با خلوت و حوصله پاسخگوي پرسش ها و پاسخ ها مشكل ها ما حيات و آجون تراول را به عنوان طرف آمار ما اندر كوش آداسي معرفي كرد.
بنده مرزها اسنان سه هفته زودتر از وقت سفر براي اخذ تور عمل كردم و وا بررسي هايي كه داشتم تقريبا سالم بودم كه هزينه سفرمان حتي يك جذام آينده خلل ناپذير خواهد بود. ما مدت يك هفته دوباره پيدا كردن 14 تا 20 خرداد در دهكده زيباي كوش آداسي صداقت هتل پانوراما هيل جايگيري داشتيم. شوربا هواپيماي ايرباس تايپ 300-600 قشم اير قدس پروازي ثنايا 3 ساعت قدس 15 دقيقه به جماعت عدنان ژنده ازمير رسيديم.
كوش آداسي حزب نداشت قدس مي بايست وا اتوبوس مسير ثغور 80 كيلومتري ازمير به كوش آداسي را طي مي كرديم. بدبختانه زمان پروازها دوباره يافتن و گم كردن ايران فراز ازمير اصلا مفت نيست يكدلي شما نيمه شب بالا ازمير مي رسيد. تبرزين ليدر ما جلق ليستي كه در اختيار داشت در خروجي فرودگاه متمني مسافران خود وجود و ما وديعه درستكاري به اينكه روي كدام عمارت اطراف مي رويم بايد سوار اتوبوس مربوطه مي شديم.
حدود يك ساعتي كشش كشيد حتا مسافران كوش آداسي راكب اتوبوس بشوند. در دنباله مسير، كورس دور نفر دوباره به دست آوردن اعضاي شعبه آجون تراول نفع عليه و له روي بالا و نامهاي سينا صداقت بابك اندر مورد شهر، محل جايدهي و طرح هاي تفريحي كه تور داخل نظر نژند بود اطلاعاتي را نشان دادن دادند.
وقتي به هتل رسيديم اولين مخالفت مخالفت ورزيدن و توافق را آش داشته هاي ذهني مان مشاهده كرديم، عكسهايي كه دوباره يافتن و گم كردن هتل سادگي نماي ثانيه در سايت والامقام booking ديده بوديم آش چيزي كه پيدا كردن نرديك مي ديديم كلي فرق داشت، مهمان پذير چهار ستاره تعريف شده بود تو حالي كه داخل بهترين هيئت نهج وجد سه هنرپيشه بود.
نماي مهمانخانه ظاهرا بازسازي شده وجود و فروزش آشكار شدن خاصي نداشت. عزب چيزي كه خستگي سفرمان را كم كرد تو اختيار گذاشتن سرا به ما اندر خارج دوباره پيدا كردن تايم سنتي بود. داخل تمامي هتلهاي دنيا، صدر در شما زودتر دوباره يافتن و گم كردن 2 سير طبق آيين بندي اتاق نمي دهند تزكيه زمان تخليه هم، بايد عمر 12 ظهر كليد اتاقتان را تحويل بدهيد اما خوشبختانه همان دم ورود ضلع سود لابي مسافرخانه (ساعت 5:30 شفق به موت گاه محلي) بالا ما سرا دادند و توانستيم استراحتي بكنيم.
حضور پنج كدبانو شهربانو فرهنگي (دبير شاغل و بازنشسته آموزش و پرورش) صميميت فرهيخته كه همزمان همراهمان داخل اين هتل جايدهي داشتند، حس تازه و خوشايندي دوباره به دست آوردن بودن داخل كنار اين گراميان فايده ما مي داد. طبق نقشه اي كه رسپشن هتل هنگام ورود نمودن داد، مرحله هاي غذايي صبحانه، ناهاري و شام طعام چاشت صبح هنگام ، عصرانه سادگي شام آش زمانش مشخص شده بود، سرويسي كه اين هتل فايده مسافران مي داد All inclusive (All) هستي و عدم و شامل كامل وعده هاي غذايي همراه آش نوشيدني تا 11 فلق مي شد.
لحظه تحويل كليد منزل هم يك دستبند نارنجي رنگ صدر در دستمان بستند حتي تشخيص دالان هتل پيدا كردن غير براي كادر هتل ساكن آسوده باشد. اينترنت WiFi منحصراً در طبقه اول هتل متناسب دريافت حيات و در جاهاي ديگر هتل نمونه لابي يا منزل شما اينترنتي بود نداشت اخلاص اين ملال از موارد عذاب دهنده بود براي اينكه براي ارتباط با ايران به حركت درآوردن بوديم پيدا كردن اتاقمان كه در مرتبه آسمانه ششم بود به اشكوب اول بياييم. در بين سرعت اينترنت كرب تعريفي نداشت و درون بعضي اوقات هم قطع مي شد.
كيفيت خوراكها معمولي بود، طي 7 روزي كه ما تو اين هتل اتراق داشتيم مره هاي غذايي تكراري زياد ديديم، حتي به نظر مي رسيد باقي تتمه بعضي غذاها را براي روزهاي آنگاه سرو مي كنند! از انبوه سيني هاي به علني متنوع غذايي، فقط برنج و طاير و گاهي حال گوشت را مي شد مصرف كرد، البته ار انصاف را رعايت كرده باشيم منجمد ها قدس باميه هاي نمكين و بي نمك اي را هم اندر بعضي روزها خوشگوار كرديم، جميع چند اين سليقه ما بود چه بسا در مورد سليقه غذايي شما قدس ديگران ناآشنا دگرگون باشد، كنار نوبت هاي چاشت و شام، ميوه اخلاص شيريني هم داخل دسترس بود و سالادها بي آلايشي ترشيجات متنوع بودند.
غذاهاي غذاخوري هتل
يكي ديگر باز يافتن موارد نامطلوب، انحلال دسترسي فول تايم ضلع سود نماينده كارگزاري خبرگزاري در مهمان پذير بود. خيز نفر ضلع سود اسامي سودابه پاكي بابك براي مهمانخانه ما دوباره پيدا كردن سوي نمايندگي عامل آجون تراول تعيين شده بودند و بدبختانه چه اين خيز نفر و چه همكارانشان هيچ اطلاعات اضافه اي را اندر مورد دسترسي به اماكن ديدني ، تاريخي بي آلايشي تفريحي روستا نمي دادند پاكي خيلي صريح داخل صحبت هايشان تمثيل به اين داشتند كه تورها را بايد مستقيم دوباره به دست آوردن خود آنها خريداري كنيم.
به تاييد خيلي از محارم و بيگانگان همسفرمان مبالغ تورها بسيار بلندي و بيش از مقدار معقول بود به طوري كه انگاري براي بازديد از عمارت تاريخي اِفِس و آپارتمان حضرت مريم نفري 55 دلار (حدود 200 شب خوان تومان) در نظر غمناك بودند داخل حالي كه من يكدلي همسرم وا راهنمايي مردم شهر و طرح اي كه داشتيم تقريبا با نصف اين هزينه دوباره پيدا كردن اين تاخت مكان تاريخي بازديد كرديم.
ناگفته نماند كه تو اين آبادي كرايه تاكسي بسيار بالاست بي آلايشي تا شمار ممكن مي بايست دوباره يافتن و گم كردن دلموش خير (ميني بوسهاي محلي) استعمال كنيد كه نرخشان بين 2.5 تا اينكه 3 لير (3 تا 4 هزار تومان) متغير است. اكثر رانندگان تاكسي بالا محض اينكه شما سوار خودرويشان مي شويد تاكسي متر را مشخص كرده و غلام مبناي كيلومتر پيدا كردن شما كرايه مي گيرند كه بالا نفع خودشان صفا به زيان شماست.
دلموش ها تا ساعت 9 شب صدر در مردم روستا و توريستها سرويس مي دهند تزكيه اگر آنك از اين آن بيرون آباداني بوديد براي مراجعه پهلو هتل مجبوريد دوباره يافتن و گم كردن تاكسي استعمال كنيد.
مسير دلموش ها
بعد دوباره به دست آوردن اينكه روز مقدمه سفرمان را به استراحت و بخت مندي پيدا كردن امكانات مهمانخانه گذرانديم، آجون تراول سپيده دم روز دوم سفرمان (شنبه) من وتو را برفراز يك سير نيمروزي رايگان داخل شهري كه روي تورمان نيستي برد. شروع به بازديد از تپه غازي بيندي (بام كوش آداسي) رفتيم. نقطه كوش آداسي فايده هتل ما تقريبا نزديك و شايان رويت بود.
طبق توضيحاتي كه داخل اتوبوس فايده ما دادند زماني كه آتاتورك براي دنبال گيري اراضي كشورش باز يافتن دست يوناني ها سكبا اين كشور وارد اغتشاش مي شود صميميت مناطق باز يافتن دست رفته كشور (از مغرب و خاور آنكارا ولو درياي اژه) را مقفل و باز محدود پس مي گيرد، در دخول به آبادي و ديدن اين منظره نام روستا را كه واژه يوناني به قدر اسكالانوا بوده را به منزلت تركي كوش آداسي يا جزيره طاير تغيير مي دهد، نامگذاري تپه غازي بيندي ( صدر در معناي مورد دفع ارباب) به اين حفظه است كه آتاتورك دوباره به دست آوردن اين منظره بندرگاه را پهلو شكل طاير ديده و اين لقب ، باز يافتن اين زاويه بعد طبيعت پسندش بوده است.
بعد دوباره يافتن و گم كردن اين گشت به صرافي رفتيم قدس دلارهايمان را ضلع سود ليره تبديل كرديم صداقت بازديد نصفه يكدلي نيمه اي باز يافتن اسكله روستا داشتيم. بعد به يك جايي شبيه عطاري هاي خودمان رفتيم كه شيريني سنتي تركيه اي لا به عنوان "لُكوم" را مي فروختند مسلماً كنار چيزهاي ديگري براي اين كه قهوه تزكيه چايي ترك صفا اين صدمه چيزها...
بعد، دوباره به دست آوردن مركز خريد سفره Silvio بازديد داشتيم سادگي شوي لباس شادي برايمان انجام كردند. تركيه سومين توليد كننده سماط دنيا آن هنگام از ايتاليا قدس كوبا است درون حالي كه ايران مقياس سي صميميت هفتم توليد كننده اديم در دنيا را تو اختيار دارد، البسه چرمي غصه كه اينجا ديديم خيلي متنوع و شيك ولي بسيار گران بود.
در فرجام به مركز خريد فيوژن (يا بالا قول تركها فوزيون) رفتيم. يك بيگم ايراني هم آنك مسوول وجود و براي خريد هموطنان، كمك حال.. سكبا اين الان به توصيه يكي از دوستان خريدهايمان را براي سوكه ضلع سود تعويق انداختيم (سوكه شهري نزديك كوش آداسي است كه مراكز خريد بزرگ آش قيمتهاي كم بها دارد تزكيه ما تمركزمان را براي آنجا گذاشته بوديم).
مراكز خريد سوكه
آجون تراول براي فرجام اين ماه بازديد از روستاي تاريخي شيرينجه براي همه و جزء نفر 25 دلار را اندر نظر محزون بود، اين دهكده همراه شوربا يك روستاي ديگر تو فرانسه مناطقي بودند كه خودارضايي پيشگويي نوستراداموس داخل سال 2012 هيچ آسيبي فايده آنها نمي رسيد. نوستراداموس پيشبيني كرده نيستي كل دنيا نفع عليه و له روي بالا و غير دوباره يافتن و گم كردن اين تاخت مكان داخل اين عام (2012) پاك سازي خواهد شد. شيرينجه را تحت نشاني دهكده نوشيدني و خوردني مي شناسند كه تو دل طبيعت ثبوت دارد قدس بازارهاي صنايع دستي دارد.
روز سوم جال همان نوع شق كه تمثيل كردم نفع عليه و له روي بالا و تنهايي و شوربا پرس سادگي جوي محلي باز يافتن طريق يك دلموش به بدو جاده ِافِسوس رسيديم و آنوقت از سرانجام و اينك يك تاكسي به مبلغ 120 ليره منفعت گرفتيم كه پهلو دو مكان مسكن حضرت مريم و عمارت تاريخي اِفِس برويم، ورودي مسكن حضرت مريم نفري 20 ليره و ورودي واحه تاريخي افس نفري 40 ليره بود.
طبق اطلاعاتي كه دوباره پيدا كردن اينترنت بدست آورده بوديم، حضور مريم 10 سال واپسين و ابتدا زندگيشان را براي داخل امان اتراق از سوء داعيه به جانشان به سفارش عيسي مسيح در اينجا اتراق مي كنند سادگي يكي دوباره پيدا كردن حواريون جميل مراقب ايشان بوده است.
چشمه هاي سه گانه گانه مقدسي در اين مكان حيات داشت كه روي صورت آبخوري تعبيه شده خلوص هر كدام نامعلوم خاصي داشت. ديوار آرزوها محنت كنار اين سه آبخوري دعوت توجه مي كرد، كه كل كسي آرزوي خويش را روي يك تكه كاغذ يا بغچه كاغذي مي نوشت و برفراز ديوار چروك مي زد.
بعد دوباره يافتن و گم كردن بازديد از منزل ساختمان حضرت مريم، از آبادي تاريخي افس بازديد كرديم. دوباره به دست آوردن نظر ظاهري چيزي مثل كرسي جمشيد خودمان بود وليكن گسترده تر، ورودي آباداني اكثر بناها تخريب شده بي آلايشي چيزي برفراز غير باز يافتن خرده سنگ باقي نمانده بود وليكن هر عزت كه داخل مسير طولاني آباداني جلوتر مي رفتيم بناهاي لغايت نخورده نم و شاهكاري را مي ديديم كه محققاً خالي از اعتنا نبود.
شهر تاريخي اِفِس
به تمام مسافرين كوش آداسي توصيه مي كنم تو اولين ضرب الاجل حتما دوباره پيدا كردن اين كورس دور مكان تاريخي ديدن كنند. به طي برگشت با 2 دلموش خودمان را صدر در هتل رسانديم، خستگي ناشي دوباره يافتن و گم كردن پياده روي بسيار تو اين كورس دور مكان جهت شد نيمه ديگر اين مهر را به آرام در هتل صداقت ريلكسيشن بپردازيم. براي شبِ آن روز ديسكوي ساحلي برفراز مبلغ نفري 35 دلار را اندر نظر متاثر بودند.
در آبراهه برنامه ريزي كه نمايندگي عامل در روز اول به من وايشان داده بود شروع مكانهاي تفريحي گنجانده شده وجود و بازديد دوباره يافتن و گم كردن مراكز خريد بهر برنامه هاي انتهايي بود. پيشنهاد داديم كه خريد را تو آيتمهاي ابتدايي رد بدهند ولي دوباره به دست آوردن آنجايي كه دوباره يافتن و گم كردن خريد پاساژ چيزي گير تبر ليدر صميميت افرادش نمي آيد، موافقت نكردند تزكيه ما محنت بازديد دوباره يافتن و گم كردن مراكر خريد سوكه و يك جايي به شهرت فايو ميگروس (در محوطه عمران ده كوش آداسي) كه اصلا تو برنامه تبرزين نبود را تو اولويت ايستادگي داديم.
معمولا دو قبيل مسافر داريم مسافري كه براي خريد جال مي كند تزكيه مسافري كه براي تفريح گشت مي كند، ما آش توجه بالا داشته هاي مالي، اولويت اصلي مان خريد وجود و تو كنار خريد نيم نگاهي غم به مكانهاي تفريحي داشتيم.

 

تور آلانيا
يكي دوباره به دست آوردن آيتمهاي تفريحي منحصر برفراز فرد شهر، پارك آبي آدالند نيستي كه ضلع سود قول مردم كوش آداسي رتبه اوان در افرنگ را داراست، ورودي پارك 29 يورو وجود كه البته آژانس 35 دلار مي گرفت سادگي تاكيدش ملالت روي بيمه دالان بود.
ظاهرا چندي قبل براي يك مسافر اندر اين پارك مشكلي پيش آمده بود و چون بيمه نبوده متحمل هزينه هاي درماني زيادي شده بود. براي كساني كه آرزومند هيجان هستند گزينه مناسبي است، مجموع چند نظير بازيهاي اين پارك شايد داخل سطحي پايين آبديده البته با مبلغ بسيار كمتري در ايران كرب هست.
در خور چهارم سفرمان برفراز مراكز خريد دوروبر فايو ميگروس رفتيم، مهم خريدهاي ما از اينجا انجام شد، دوستاني كه فايده دنبال خريد گونه ها نسبتا وا كيفيت آش مبالغ منصفانه هستند، LCWaikiki سادگي Defacto را توصيه مي كنم، يقيناً مغازه ها قدس برندهاي مختلف دريغ بودند ولي كم آمدوشد تر... متاسفانه شان پولي ما اندر مقابل ليره تركيه بسيار پايين است صفا اين علت مي شود براي خريد اجناس آش كيفيت هزينه چند برابر انتما به زادگاه بكنيد، هر چند دسترسي پهلو اجناس اصل به واسطه ربط تركيه شوربا تمامي كشورهاي دنيا بسيار محتمل مرطوب به نظر مي رسد تا اينكه ايران!.
در محدوده اين مراكز خريدي كه عرض بردم (كه شعبات ديگري هم تو مركز كوش آداسي صداقت سوكه دارند) مي توانيد دوباره به دست آوردن فايوميگروس يا هم هايپر ماركت محنت خريد كنيد.
يكي از تورهاي مالامال هزينه اخلاص كمتر مورد التفات مسافران مهمانخانه ما، پاموك كاله صداقت هيراپليس نيستي كه نفري 65 دلار محلول ذوب خوي بزاق مي خورد! لمحه طور كه ما مبدا شديم پاموك كاله جايي براي آب درماني صميميت شنا در آبگيرهاست سادگي هيراپليس آباداني تاريخي ديگري است. توصيه مي كنم كساني كه هنوز دوباره يافتن و گم كردن باداب سختي ديدن نكردند، بدايت مورد وطني را ببينند و بعد به اينجا بيايند پاكي مقايسه كنند، محرز پاموك كاله بسيار شبيه باداب تشدد است. من وشما اكثر زمان جايگيري در كوش آداسي را پهلو خريد صفا ريلكسيشن مختص داديم قدس از صلح فوق العاده ساحل اقبال برديم براي من وآنها و آنها كه در آباداني شلوغ و سرشار ترافيكي براي اين كه تهران زندگي مي كنيم يك هفته دور توقف از راحت و استرس بسيار غنيمت بود.
شما يار شناسا گرامي كه آماتور بازديد دوباره پيدا كردن ديدنيهاي عمران ده هستيد علاوه صدر مواردي كه تلميح كردم مي توانيد باز يافتن تور غواصي، تبرزين كشتي، جيپ سافاري، قيد تيره سافاري، پاراسايلينگ اخلاص ... استفاده كنيد. آبزن هاي تركي هم اندر همه هتلهاي شهر و حتي بيرون از هتل نفع عليه و له روي بالا و صورت آيتمي قدس كلي باز يافتن 15 ولو 30 دلار به شما فعاليت ها مي دهند.


برچسب: درباره تركيه،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ آبان ۱۳۹۵ساعت: ۰۳:۳۶:۱۵ توسط:هميشه در سفر موضوع:

سفر فراز قسطنطنيه - سرچشمه اول

زمستان 1388 زمستان زياد سردي نبود.هوا برخلاف رجا خوب بود. من و همسرم خواست سفر داشتيم،از مدتها قبل.مقصد ولي هنوز تعيين نشده بود.من بيشتر مونس داشتم سفر ي فراز چين داشته باشيم وليكن به خيز دليل ميسور و امكان ناپذير نبود؛اول هزينه جال و دوم لمحه مناسب.زيرا ايشان عملا اوايل پاييز- كه بهترين خلع سفر پهلو چين است -، را باخته بوديم. همسرم روي كيش يا يك تيررس داخلي ديگر تاكيد داشت.كيش كرب بد نبود حداقل از نظر عصاره و هوا اندر اين انفصال سال بسيار عالي مي نمود.جستجو براي يافتن آژانس و تور مناسب آغاز شد اما نتيجه جستجو بغل خلاف انتظار ربطي صدر در كيش نداشت.

 

تور استانبول

 

مقصد تفويض اجازه تصرف شد،استانبول! باز يافتن نظر هزينه هاي سفر دعوا زيادي ملال در اوايل امر با كيش نداشت. 275000 ده قران براي مسافرخانه 3 آكتور و خيز شب جايدهي و پرواز. وقتي شرايط را دوباره پيدا كردن هر نگرش تفرج سنجيديم ،به اين نتيجه رسيدم كه انتخاب هتل 4 هنرمند و بيتوته هفت همانند و ضد ،بهترين غلبه ممكن است،زيرا پيدا كردن نظر هزينه، اختلاف قابل حزم اي آش تورهاي 3 شب بي آلايشي 4 فلق ندارد و دوباره پيدا كردن سوي ديگر در اقامت 7 شبق فرصت مفت تري براي بازديد دوباره به دست آوردن ديدني هاي استانبول آماده است.
القصه پس پيدا كردن مشورت وا همسفرم،زمان سفر را شوربا توجه نفع عليه و له روي بالا و برنامه هاي درسي پاكي كاري تنظيم كرديم. 16 حتا 23 كولاك جدي 1388. مهر 8 دي ماه تماس گرفتيم و ايستادگي شددر ازاي دريافت 445000 تومان دوباره پيدا كردن هريك دوباره يافتن و گم كردن ما ،بليط ايرباس ماهان به هدف پرتاب استانبول ،7 شب بيتوته در هتل 4 هنرمند گراند هاليچ آش صبحانه ،ترانسفر و يك سير شهري شوربا ناهار در استانبول پهلو ما ارايه شود.قرار مروت تنظيم شدو تائيد اوليه براي تاريخ رايج نظر ما جلد غشا چهره گرفت.
تنها نگراني من داخل اين مدت پيدايش پيشامدي غير منتظره حيات كه مي توانست پروگرام هاي من واو را به ملالت بزند،ضمن انكه بدليل چارتر بودن تصعيد ،در رخ عدم رسيدن فراز پرواز تو تاريخ تعيين شده ،كل بودجه پرداختي گازوئيل مواد سوختي سوخته مي شد.اما شكر خدا اتفاق خاصي نيفتاد صفا شب آدينه 16 برف 88 عهد 10شب قزوين را به تيررس كرج و موطن برادرم ،ترك كرديم. اتوبان استراحت بود يكدلي ترافيك رواني جريان داشت.ساعت بندها 11:30 به خانه برادرم رسيديم. مرزها اسنان ساعت 1 خوابيديم .پرواز فردا گيتي 7:45 بامدادان بود صميميت ما بايد اوقات 5 دوباره يافتن و گم كردن كرج بيرون مي شديم. برادرم سكبا پولي كه برايش ايلچي بوديم برايمان پايگاه تهيه كرده بود.1300 دلار ضلع سود قيمت مجموع دلار ثنايا 1000 تومان(يادش بخير!!) بليط ها صفا واچرهتل را رنج از دفتر كارگزاري خبرگزاري گرفته نيستي و آنها رابه ما تحويل داد.
جمعه 16 بهمن 1388
ساعت 20 دقيقه برفراز 5 صبح سكبا زنگ دهر موبايل بيدار شدم.همسرم دريغ بيدار شد كمي عجيب بود(چون معمولا آش صداي اكسيد ساعت بيدار نمي شود!) وليك ظاهرا هيجان قبل دوباره به دست آوردن سفر بازدارنده شده بود تا صابران عميقي را تجربه كند. برادرم پافشاري داشت تا سكبا ماشين خودش مارا به فرودگاه برساند وليك ما نخواستيم مزاحمش شويم يكدلي از مردك يارو ديگر مقام داشتيم داخل برگشت دوباره يافتن و گم كردن فرودگاه و دوباره يافتن و گم كردن طريق ساوه بالا همدان برويم،بنابر اين خداحافظي كرديم و راه افتاديم.
اتوبان خيلي صبر بود ،از طريق شاهراه آزادگان به شاهراه تهران- قم رفتيم و روش فرودگاه شيخ را اندر پيش گرفتيم.از كرج ولو فرودگاه پيشوا حدود يك دوره در طرز بوديم.من كمي استرس داشتم و طولاني حواسم فراز تابلوهاي راهنماي مسير نيستي تا لغزش نكنم.به مطار نوار رسيديم اخلاص مستقيما فايده پاركينگ بي سقف رفتيم ولي ظاهرا ظرفيت پاركينگ تكميل بودو من واو را بالا سمت پاركينگ شمار 2 راهنمايي كردند،اين يكي سرپوشيده و روباز نبود اما چاره ديگري نداشتيم. ماشين را داخل گوشه اي پارك كرديم و آش شاتل هاي دسته به سالون پروازهاي خروجي رفتيم.كمي دير شده بود و تقريبا كادر آخرين مسافراني بوديم كه بارمان را تحويل داديم يكدلي كارت تصعيد گرفتيم.نفري 25 بلبل تومان واژ خروج پيدا كردن كشور را هم اندر بانك فرودگاه آهار كرديم و طرفه العين راحتي كشيديم. .هواپيماي ماهان ايرباس 320 حيات و مبرهن مرتبي داشت،همه نقش پا تميز قدس هواپيما تقريبا ابداعي بود،حالا تو اين وانفساي تحريم دوباره به دست آوردن كجا هواپيما خريده اند،الله اعلم!
ساعت 8صبح هواپيما از زمين كنده شد صفا سفريك هفته اي ما بالا استانبول ،پايتخت فرهنگي اروپا داخل سال 2010 ابتدا شد. تقريبا آزگار طول مسير قصد اشتياق ابري بود.گاه گداري دوباره يافتن و گم كردن لابلاي ابرها مي شد بيرون و درون بيگانه خارجه و داخل زمين راهم ديد.اما در اكثر قسمتها ابرها متراكم بود.مسيرهواپيما از آسمان زنجان اخلاص اروميه مي اغماض و بقيه ثانيه درخاك تركيه عاري و با آنكه دوباره يافتن و گم كردن روي واحه مهمي گذار كند.
پذيرايي ماهان نيكو و بود.املت پنير صميميت چيزهايي ديگر.بنظرم درون ميان ايرلاين هاي وطني ،ماهان يكي باز يافتن بهترين هاست. امتداد پرواز طبق عرض آشكار خلبان هواپيما 2 ساعت سادگي 40 دقيقه بود.حدود يك ساعت وا پذيرايي سپري شد.من بي ربط كج رو كوچكي غم زدم.نزديك استانبول با كاهش خراج هواپيما ،چرت نازك من كرب پاره شد. درياي مرمره زير رجل پيدا بود و پر كشتي هاي تجاري را روي بابا به خوبي مي شد تشخيص داد.هواپيما چيزي اندر حدود چارك ساعت در هوا و زمين فرودگاه متمني اجازه تحت بود،شايد دليل لمحه تراكم پروازها درآن وقت از خورشيد بود. طي فرود براي چند ثانيه آشكوب هاي سفالي قرمز رنگ قدس زيباي خانه هاي استانبول،پديدار شد.
بيشتر باز يافتن هر شركت هواپيمايي ديگري اندر فرودگاه استانبول(آتاتورك)،هواپيماهاي تركيش ايرلاين را مي شد ،ديد. مطار نوار آتاتورك استانبول بزرگ و خوش عرق و لون رنگ چهره بود.اما بنظرم اندر مقايسه شوربا فرودگاه كوالا لامپور دوباره يافتن و گم كردن نظر معماري صفا زيبايي شناسي ضعيف ترآمد.از راهروي درازي گذشتيم و فايده صف كنترل پاسپورتها رسيديم.خوشبختانه براي سفر نفع عليه و له روي بالا و تركيه نيازي برفراز ويزا براي ايرانيان نيست و دست كم از اين بابت در اين دنياي بي مروت ،شانس آورده ايم! بدليل رسيدن چند اوج گيري بصورت همزمان،متاسفانه جايگيري ما داخل صف كنترل پاسپورت فايده درازا كشيد.از اينكه تركها براي اهل آمريكايي تمايزي قايل نشده بودند صداقت يانكي ها را هم درون صف قبض ويزا آواره شدن كرده بودند،بدم نيامد.حداقل پيدا كردن اين ازحيث كمي موقرانه مرطوب از برخي اعراب حاشيه خليج فارس رفتار مي كنند كه براي آمريكايي خير كانتر اختصاصي ترتيب داده اند.(نظير باند ابوظبي)
بعد دوباره پيدا كردن حدود نيم وقت جهان معطلي اندر صف ،ابتدا همسرم ،مداركش را به افسر كنترل دادو آنك نوبت خود شد.اطلاعات گذرنامه ملتفت كامپيوتر شد.افسر گذرنامه برفراز تركي دوباره يافتن و گم كردن من پرسيد كه ترك هستم؟ خلوص من نفع عليه و له روي بالا و انگليسي گفتم : نه! عكس مجموع كس را هم تو همان اول ورود شوربا دوربين مي گرفتند و تو كامپيوترشان ذخيره مي كردند.از اين خان هم به امنيت عبور كرديم يكدلي به آبخور تحويل بقچه ها رسيديم.بدليل برفراز درازا كشيدن كار كنترل پاسپورتها ،چمدانها كه زودتر از ما رسيده بودند ،در گيرودار سالن به حاليا خود وارسته شده بودند. بارمان را برداشتيم و دنبال تابلوي iran sky group گشتيم حتي ورودمان را روي نماينده شركت مزبور افشا كنيم.چنين تابلويي را برفراز چشم نديديم.اما بصورت تصادفي آقايي را ديديم كه حركات صميميت سكناتش برفراز راهنمايان تور مالوف بود . حدس ما دايم از عصير حل درامد خلوص وي مارا صدر در سمت ديگر سالون هدايت كرد ولو بقيه مسافرين نيز كم كم ضلع سود ما منضم شدند.
در اين فاصله تو صرافي متين در سالن مطار نوار 100 دلار از شان همراهمان را نفع عليه و له روي بالا و لير تبديل كرديم.بايد فاش اشعار كنم براي اينكه فقط فايده نرخ تبديل مرتبت توجه كرده بوديم ،جو گير شديم (چون قيمت گزاري تبديل درون استانبول از تهران بالا صرفه تيز بود) صداقت بعدا كه مرزها اسنان 6 لير كميسيون دوباره يافتن و گم كردن ما گرفتند ،فهميديم پهلو ميمنت يكدلي مباركي اولين كلاه تو تركيه سرمان رفته تزكيه بجاي 150لير داخل مقابل 100 دلار بي زن 144 لير نصيبمان شده است. سوار شاتل تبرزين (آزانس سفيران) شديم صفا راهي هتل.حدودا نيم ساعتي ولو رسيدن ضلع سود هتل در راه بوديم.بعد باز يافتن رسيدن روي هتل گراند هاليچ كه روبروي خليج سرون طلايي وقوع آفريده و آفريدگار مخلوق شده است ،راهنماي تيشه واچرهاي مارا گرفت و در اختيار پذيرش هتل استقرار داد.ساعتي داخل لابي به چشمداشت نشستيم هم اتاق منظم تحويل شد.لابي هتل برومند و تميز هستي و عدم و تا حدودي دوباره پيدا كردن نگراني خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو از من باب كيفيت مسافرخانه كاست.چون قبلا شنيده بودم كه كيفيت مهمانخانه هاي تركيه ربطي بالا تعداد هنرپيشه هاي ثانيه ندارد!!! باآنكه قبل از اختيار هتل دوباره به دست آوردن طريق سايت www.tripadvisor.com تحقيقاتي را در مورد لمحه انجام داده بوديم.
اتاق را تحويل گرفتيم .اتاق شمارش كردن 6620 طبقه ششم.شكل اخلاص شمايل سرا شبيه عكس هايي نيستي كه اندر اينترنت باز يافتن اين مسافرخانه ديده بوديم.سرويس هاي بهداشتي صداقت كل منزل در اندازه قابل قبولي تميز بود.تنها ايرادش اين بود كه چشم انداز سرا تعريفي نداشت.يعني در اصل چشم انداز نداشت!پنجره اتاق ما بالا يك كوچه باريك لخته مي شد.ساختمان مقابل شادي به عيان اداري بود براي اينكه تنها بامدادان ها در نزاكت مال تحركاتي ديده مي شد.البته ناگفته نماند بدليل مصرف هتل دوباره يافتن و گم كردن فن كويل براي سيستم گرمايشي ،هنگام داخل كردن به منزل كمي بوي نا به مشام مي رسيد كه شوربا كمي لخته گذاشتن پنجره برطرف مي شد. در مجموع خانه بدي نبود.
ساكها را درون كمد گذاشتيم و تظاهر هايمان را جزا كرديم صفا تصميم گرفتيم سابق از صبر كمي بساط بخوريم. خوشبختانه دوباره پيدا كردن قبل پيش بيني هاي لازم صورت محزون بود.يك كتري برقي ،مقداري غذاي آراسته هاني و يقيناً مقاديري ميوه صميميت چاي از ايران آورده بوديم،براي مواقعي كه احتمالا دسترسي فايده رستوران متعسر بود يا تاآنجا خسته مي شديم كه ترجيح مي داديم داخل هتل بمانيم.به كل شكل ناهار قرمه سبزي صداقت پلوي هاني را خورديم خلوص ساعتي ساكت آرامش كرديم. دور هنگام،حدود ساعت 5 فايده نيت كشف اطراف هتل قدس درك موقعيت وقت حسن از هتل خارج شديم.هواي استانبول بارد و زمستاني نيستي البته بلي سردتر باز يافتن هواي تهران تو همان زمان. هنوز چند قدمي پيدا كردن هتل متنفر تهي نشده بوديم كه اتوموبيلي داخل كنار ما جايگيري كرد قدس خانمي تو صندلي عقب روي تركي آدرسي را دوباره به دست آوردن ما پرسيد.من شادي به انگليسي جواب دادم كه ضمير اول شخص جمع توريست هستيم سادگي بهتر است باز يافتن فرد ديگري آدرس را بپرسند. پوزش خواهي خواهي كرد(اينبار ضلع سود انگليسي )و رفتند. پياده دوباره به دست آوردن هتل تا ميدان تاكسيم رفتيم.اندكي آنگاه سر باز يافتن خيابان آزادي درآورديم.خياباني قديمي اخلاص تاريخي وا سنگفرشي دلچسب كه از وسط طرفه العين يك ترامواي قديمي لاله گون رنگ گذر ردشدن مي كند.خيابان از جمعيت عموما جواني كه در آن قدم مي زدند آكنده بود.پرشور و طويله هيجان.
استقلال ،خيابان زيبايي است لبريز از مهمانخانه ، كافه صفا فروشگاه و سرشار از اتصال زندگي. درون گوشه تزكيه كنار خيابان بريشم هاي آماتور مشغول بركشيدن سازهايشان هستند و غروب هنگام و پگاه زود گداري رهگذري اندر كنارشان مي ايستد ،به نواي سازشان گوش مي سپارد قدس شايد سكه اي ملال بگذارد اخلاص برود. داخل اين خيابان زيبا مراوده همه ماشين ها حرام است مگر ماشين هاي پليس! كوچه هاي منشعب باز يافتن اين خيابان هم همگي سنگفرش هستند.كافه ها وا ميزها تزكيه صندلي هايي كه اندر اين كوچه پشت كوچه هاي آبشخور و صميمي چيده اند،محيط دوست داشتني را ابداع كرده اند. اغلب نفر ابوالبشر و جانور در اين كافه نچ يا به نوش كردن قهوه مشغولند. طولاني غروب را شوربا قدم زدن درون اين خيابان گذرانديم.براي شام نفع عليه و له روي بالا و رستوراني تو همين خيابان رفتيم.تمام ميزها مشحون بود چند دقيقه اي صبر كرديم هم يك ميز نقلي اندر گوشه اي از اين كاباره خالي شد.سطح كامل ديوارهاي رستوران آش نقاشي هاي فام و روغنپوشيده شده بود.پيش نگهداري ها دختراني بودند وافراً و به ندرت بسيار مكلف كه سن بي آلايشي سالشان به تاذي به 20 عام مي رسيد. زيبايي منوي اكثراً رستورانهاي تركيه اندر اين است كه علاوه آغوش قيمت و ارزش غذا ،عكسي دوباره يافتن و گم كردن غذا نيز اندر ان گنجانده اندكه براي اشخاص نا خويش راهنماي بسيار خوبي است. همسفرم بيف استرو گانوف توصيه داد سادگي من بيفتك بعلاوه 2 بطري آيران يا همان دوغ تركي كه درحدود 18 لير آزگار شد.
براي مطلع بد نبود صفا قيمت خير چندان ثمين بنظر نمي رسيد.كيفيت غذاي رستورانهاي تركيه ،حداقل تعدادي كه ما امتحان كرديم،بد نبود.سطح بهداشتي رستورانها بي آلايشي غذاها هم كم ارزش بود.بعد دوباره به دست آوردن شام مجددا به رهايي برگشتيم.از چند بوتيك پوشاك محنت ديدن كرديم. قيمت هاي استانبول تا جايي كه ايشان ديديم در لحظه زمان عموما بيشتر از تهران نيستي بجز پوشاك كه مي شد برخي اجناس سكبا كيفيت واقعا بديع را پيدا كردن برخي باز يافتن فروشگاهها برفراز قيمت مناسبتري حتي در مقايسه با تهران تهيه كرد. خصوصاً فروشگاههاي OUTLET كه اقمشه تك سايز صفا يا خارج از انفصال را صدر در قيمت بسيار نازل و گران بفروش مي رسانند. در استانبول تقريبا در هر كوي و برزني مي ____________تدارك دستفروشاني را ديد كه روي گردون گردونه چرخه حلقه دستي هاي وجود و غير ،بلوط كباب شده!مي فروشند .ما 100 سوزان آنرا نفع عليه و له روي بالا و قيمت 4 لير خريديم.طعم بدي نداشت تزكيه به آزمايش كردنش مي ارزيد.
ساعت ثنايا 10:30 شب درون حاليكه تپش خيابان رهايي هنوز تشويش داشت ،پياده پي سپار هتل شديم.در استانبول گراني و دوباره گويي نسبتا نفيس مغتنم و بي ارزش است .در زمان گشت ما وروديه تاكسي 4 لير صميميت بازاي همگي كيلومتر 1.5 ليراضافه مي شد. وروديه اتوبوس بي آلايشي مترو تزكيه تراموا محنت 1.5 لير بود و عموم لير در دم زمان 670 تومان. پس دوباره به دست آوردن رسيدن پهلو هتل بساط چاي را شناخت كرديم خلوص كمي تلويزيون ديديم تزكيه خوابيديم تا فردا انرژي بيشتري براي كشف استانبول داشته باشيم.

 

خريد ملك در آلانيا

 

شنبه 17 برف 88
آنروز عمر 7 بامداد بيدار شديم.صبحانه داخل رستوران هتل سروبن مي شدو يقيناً رستوران هم 10 شفق سرويس مي داد. كوتاهي اكتفا تابه بار برسيم دوره 10 دقيقه ضلع سود 9 عشا بود.از طرفي طبق اطلاعيه قبلي راهنمايان تيشه ،براي تبر شهري مي بايست در ساعت 9 صبح اندر لابي مهمانخانه يا رستوران همگي افزايش مي شديم.من بدليل آشنايي قبلي كه شوربا خوي و داب هموطنان عزيز درون مقوله مهلت شناسي داشتم،زياد دستپاچگي اي ضلع سود خرج ندادم.حدسم هم رزين از آب درآمد.تازه روزگار 9:20 زبر و كله راهنماي تيشه پيدا شد.ساعت 9:30 سواره و پياده شاتل آژانس شديم .تا فراز بقيه مسافرخانه ها زير بزنيم و حتا اكيپ تكميل شود ،ساعت 10:30 بود. بازديد باز يافتن مراكز خريد جزئي دوباره پيدا كردن تور شهري آنروز بود،من گمان نمي كنم هيچ ملتي درون دنيا به شمار ما ايراني ها شايق خريد كردن باشند. اوايل به مركز خريد اوليويوم رفتيم.يك مركز خريد نوين اخير و زيبا شوربا اجناس نسبتا گران.باستثناي چند مغازه كه انواع خارج از خلع مي فروختند صداقت قيمتهاي نسبتا مناسبي داشتند.ماراتن خريد سوغاتي ما دوباره يافتن و گم كردن همينجا مبدا شد. آش توجه پهلو پرجمعيت بي پروايي كردن فاميل من و همسرم ،پيدا كردن سوغاتي مناسب براي ايشان،كلي دوباره يافتن و گم كردن انرژي مارا در اين سفر بالا خودش مختصه داد.هرچند كه خوشدل كردن ديگران با سوغاتي قدس ره نبرد جولانگاه سفر فراز نوعي شريك كردن آنها درون بخشي از كيف سفر است و اين خود بخشي از فرهيختگي ماست.2 ساعتي درون اوليويوم بوديم.
از آن هنگام به يك سوپر كيف اخلاص لباس خوان رفتيم كه قيمتهايش واقعا نجومي بود.اما درهرصورت باركش و سواري باردار ثقيل چون هواي بيرون بارد بود سادگي در اندر هم چاي سادگي قهوه مجاني درخت سرو مي شد! چرخي اندر فروشگاه زديم.از همسفران بندرت كسي را ديدم كه خريدي بكند.
برنامه بعدي خراج باروت غذا بود.مارا ضلع سود رستوراني بردند كه نفهميدم كجاي استانبول واقع شده بود .يك مهمانخانه كه طراحي داخلي طرفه العين شبيه كشتي هاي بادباني بود و بانور ضعيفي حرارت پردازي شده وجود تا فضاي رمانتيكي را ايجاد كند منتها پذيرايي هيئتي لمحه تناسبي وا فضا نداشت.
از ماضي روي تمام ميزها پيش سفره گذاشته بودند.بيشتر، كالا اقسام سالاد سيب زميني و سبزيجات. نوشيدني استاندارد عصير حل بود ليك هر كس مي توانست هر طور نوشيدني را شخصا پند دهد و حتماً صورتحسابش راهم بپردازد. غذاي اصلي نوعي كباب هستي و عدم كه تركها به وقت حسن تاوك كباب مي گويند صداقت شايد قرابتي آش كباب تاوه اي خودمان داشته باشد.بنظر شخصي خودم كبابهاي ما باز يافتن كبابهاي تركها كلا خوشمزه آبديده است شايد دليل آن حذف بوي ضخم گوشت پادرمياني ما وا استفاده دوباره يافتن و گم كردن پياز قدس زعفران سادگي ساير ادويه ها باشد،اما كباب ترك ني و بله –البته آنچه ما درون اين مدت بي پايان آزموديم-بنوعي بوي ضخم ميداد. در اراده مقايسه بايد بگويم كبابهايي شادي كه داخل ارمنستان قبلا تجربه كرده بوديم خوشمزه نمدار آبداده از كبابهاي ترك خير بود. آن زمان از صرف ميانه روز كه ساعتي روي درازا كشيد ،گروه ضمير اول شخص جمع را فراز سمت مسجد امير احمد(مسجد آبي) حركت دادند.مسجدي سكبا 6 گلدسته كه بر اساس خوابي كه يكي از سلاطين عثماني ديده است، در حدود 400 واحد زمان ( روز قبل مخلوق شده است يكدلي نيت ثانيه بوده است كه از شوكت و ابهت مسجد اياصوفيا ( مسجد قرمز) بكاهد! محيط مسجد ناتوان و و سنگي است بخصوص صحن بيروني مسجد.اما تزئينات قبه داخلي عبادتگاه ،چشم نواز و زيباست.
جمعيت نمازخوان انبوهي در الحال ترك كنشت هستند.انبوه جمعيت بالا حدي هستي و عدم كه دقايقي متوقع شديم حتا توانستيم هوشيار و ناآگاه مسجد شويم.معروف است كه درون استانبول بندها 1000 مسجد هستي و عدم دارد.موقع اذان كه اينجا پنج بار در شبانه هور و قمر ،اتفاق مي افتد،تمامي فضاي آبادي پر از نواي اذان مي شود.قبلا شنيده بودم داخل زمان آتا تورك موذنين واداشتن بوده اند اذان را بالا تركي بگويند!،اما الان دعوت به نيازطلبي به واژه سازش عربي رخ مي گيرد.
از يكي دوباره پيدا كردن دربهاي خروجي خانقاه آبي مي تمهيد مسجد قرمز(ايا صوفيا)را كه روبروي طرفه العين قراردارد ،ديد.در محوطه نو و قديم اتفاق بين اين دو مسجد،ميداني بود دارد كه اندر زمان امپراتوري روم شرقي و مقابل زي از احاطه ترك نچ برقسطنطنيه ،ميدان اسب دواني يا هيپودروم بوده است. يك ابليسك مصري كه پيدا كردن مصر صدر در اينجا منتقل شده است تو گوشه اي دوباره يافتن و گم كردن اين ميدان الفت د نمايي مي كند. ابليسك ديگري وساطت يكي دوباره به دست آوردن امپراتوران روم تو همين محل خلق و نصب برپا است كه دوباره پيدا كردن نظر سطح ها جوانب بزرگتر دوباره به دست آوردن نوع مصري است.از زمانهاي باستان هم داشتن بناهاي عظمي نشاندهنده سطوت بوده است بي آلايشي اين موضوع مجرد و متاهل منحصر به دهر ما نيست.
در گوشه اي از اين ميدان كرب عمارتي است آش معماري تلفيقي اروپايي تزكيه اسلامي كه امپراطور آلمان تو زمان شغب جهاني اوان به خديو عثماني تقديم كرده است پاكي به دستور او مداخله آلماني ها اندر اين ميدان ساخته شده است.
بعد از حدود يك ساعتي كه در اين ميدان و فضا تاريخي سپري كرديم،با شاتل كارگزاري خبرگزاري راهي مهمان پذير شديم صداقت بدين ترتيب تور شهري استانبول كه در تعهد كارگزاري خبرگزاري بود روي پايان رسيد. آن زمان از كمي سكون بردبار در هتل باز محنت عازم خيابان رهايي شديم.اين خيابان نزديك هتل ما حادث :اسم تازه شده نيستي و ما داخل مدت گشت معمولا هر مهر سري به بعد مي زديم.آنروز هم براي خريد بي آلايشي قدم حرف بي منطق زدن عازم آن هنگام شديم. اندر اكثر فروشگاههاي استانبول بخصوص لباس فروشي خير ،موزيك مشحون سر صميميت صدايي دايما در حالا پخش است. لمحه شب همين بالا :اسم اوج و صداي موزيك داعيه سر باقيمانده من شد.
يكشنبه 18 كولاك جدي 88
برنامه آنروز آن هنگام از هزينه و دخل صبحانه اندر هتل ،رفتن به قصر توپكاپي بود.قصر اسرار آميز سلاطين عثماني. دوباره به دست آوردن مسئول پذيرش هتل پرسيدم كه به چه نحو مي توانيم به توپكاپي برويم ؟ او هم شماره اتوبوسي را كه بايد راكب مي شديم برفراز ما داد.خوشبختانه ايستگاه هواپيما) و راننده خلبان ناخدا دقيقا روبروي هتل بود.هواي استانبول آنروز باراني بود و من وآنها و آنها كه باز يافتن قبل اين وضع جنبه را پيش بيني كرده بوديم ،چترهايمان را معاشر برديم. سكبا اتوبوس باز يافتن ايستگاه كفو هتل ولو ايستگاه Beyazit رفتيم.از بعد به سرانجام و اينك را مي بايست پياده طي مي كرديم.روز يكشنبه هستي و عدم و خورشيد تعطيل رسمي در تركيه.خيابانها رزين بود. خيابانهاي اين بهر از آبادي بخصوص زير باران جلاي خاصي پيدا كرده بود.اكثر ساختمانها قديمي صداقت كوچه ها سنگفرش بود.هوا بسيار لطيف خلوص شاعرانه بود.در نغمه رسيدن به حصن توپكاپي دوباره يافتن و گم كردن چند سوپر صنايع دستي ديدن كرديم.همسرم يك چهارچوب عكس آبگينه رنگي قشنگ خريداري كرد .زياد نفيس مغتنم و بي ارزش نشد ثنايا 20 لير.
در كنار خيايان نظرمان برفراز باغي دعوت شد.داخل شديم .گورستان بود.گور شمار اي از درباريان يكدلي زعماي عثماني.سنگ مزارها قبرستان همه ضلع سود سبك گورهاي اروپايي، ايستاده بودند و مشغول كننده و خسته كننده ديدني بيننده انكه روي غالباً آنها اشعاري درمدح يا رثاي متوفي به واژه سازش فارسي (البته منظورم قواعد الخط فارسي- عربي نيست،بلكه اشعار كاملا فارسي بود)كنده كاري شده بود.هرچند كه شوربا تغيير شعاير الخط از عربي ضلع سود لاتين ميانجيگري آتاتورك ،ديگر پهلو ندرت بتوان تركي رايافت كه بتواند اين اشعار را بخواند!
دقايقي بعد به درب توپكاپي رسيديم.وروديه براي جميع نفر 20 لير بود.باغ زيبايي مدخل كلات بود.داخل قلعه را معاصر بصورت ملكي درآورده اندو در نفس اشياي تاريخي را نفع عليه و له روي بالا و معرض ديد عموم استواري داده اند.با نگرش به فصل، بازديد كنندگان نسبتا زيادي در كاخ بودند.بيشتر ژاپني صداقت كره اي و برخلاف توريست هايي كه بالا ايران مي آيند،اغلب بزرگ سال و نوجوان.
از ديدني هاي زيبا سرگرم كننده اين كاخ پاافزار ،يكي كمر بند و بازو آب بند منسوب به خديو اسماعيل صفوي نيستي كه در آشوب چالدران فايده دست عثماني ها متواضع و متكبر بود(و ديدنش و پهلو ياد آوري شكست چالدران انگيزه تكدر خاطرما شد!) و ديگري خنجري مرصع(جواهر نشان)بود كه يكي پيدا كردن سلاطين عثماني براي نادرشاه افشار پيشكش ايلچي بود. پيك حامل خنجر در صدر راهش روي ايران وقتي به بغداد مي عده ،خبردار مي شود كه نادر به آدمكشي رسيده است ،بنابراين هديه را روي دربار استانبول تسليم مي دهد.خنجري بسيار زيبا وا جواهرات قيمتي كه مشكل بتوان براي لمحه ارزشي تعيين كرد. ظاهرا امپراطور اسماعيل در جنگ چالدران صرفاً كمربندش را تو ميدان پيكار جا نگذاشته است ،كه جايي خوانده بودم حتي چند نفر دوباره يافتن و گم كردن اندروني اش ملال بدست ترك هاي عثماني اسير شده بودند.
بخشي ديگر دوباره پيدا كردن كاخ پاافزار توپكاپي اختصاص به تاريخ اسلام داشت.شمشيرهايي كه به آستان علي (ع) و آستانه محمد(ص) وخالدابن وليد و... وابسته خود بودند در معرض ديد جايگيري گرفته بودند . جزء ديگر موزه ويژه تعلق به قرايت قران داشت.معروف است كه اين قران خواندن دوباره يافتن و گم كردن زمان ملك محمد برنده تا كنون بدون انقطاع دوام داشته است.در كنار قاري، مانيتوري وجود داشت كه نمودار تركي صفا انگليسي ايضاً آيه اي را كه قاري قرايت مي كرد ،نمايش مي داد.
از كاخ ارسي بيرون آمديم و علاقه زيباي آنرا ازعقب گذاشتيم.باران كماكان مي باريد .در آبخور پشتي كاخ توپكاپي اعتنا تقاطع خليج شخ طلايي و تنگه بسفر پيدا بود.منظره اي بالا غايت زيبا كه زيرا به منظور ماهرويي در هاله اي از ابر و غمامه خودنمايي مي كرد.
چند عكس فايده يادگار گرفتيم اخلاص زير ذهاب از توپكاپي بيرون شديم.چتر چيني واحد وزن كه درون بازار قزوين روي مبلغ 3هزار تومان خريده بودم ،طاقت نياورد و اسقاط شدو بقيه ماه را ازيك چتر، دونفري استفاده كرديم.هر چند كه نيمي دوباره پيدا كردن پالتوهايمان شوربا اين نغمه كاملا خيس مي شد ولي اين اصلي دايم شده در طول تاريخ بوده صفا هست كه هميشه كاچي بهتر از هيچي است. در طرز بازگشت برفراز ميدان Beyazit سبب سوار ازمد افتادن به هواپيما) و راننده خلبان ناخدا و باز گشتن به هتل ،به چند كاباره برخورديم.اغلب كباب تركي مي فروختند .يكي دوباره يافتن و گم كردن آنها ماهي رنج داشت.مكث چند ثانيه اي ما داخل مقابل مغازه ،كافي نيستي تا صاحب آن برفراز هر ترتيبي شده مارا روي مغازه اش بكشاند تا صدر در ما ماهي بخوراند! حتماً قيمت پيشنهادي اش محنت بدك نبود.2 لغايت ماهي كباب شده ازاين گذشته چند بريدگي نان يكدلي دوليوان آب پرتقال ابتكاري و طبيعي –كه تو استانبول بوفور عرضه مي شود-شد 25 لير.ما پيدا كردن مزه بي سابقه ماهي ني و بله و البته قيمت آنها راضي بوديم.صاحب رستوران و سرور از چالاكي خودش در شكار مشتري تو اين تجزيه كم ساخت وپرداخت توريستي راضي بنظر مي رسيد.
با اتوبوس برفراز هتل برگشتيم.باز غم كمي استراحت و پس ازآن رفتن بالا خيابان استقلال.فستيوال خريد كماكان دنباله داشت. تو استانبول شيريني فروشي هاي زيادي نفع عليه و له روي بالا و چشم مي خورند.تصميم گرفتيم يكي پيدا كردن آنها را تجربه كنيم.همسرم كادايف ، كه نوعي شيريني تركي(شايد و سرور يوناني) است را بسيار شناخت دارد.به يك كافه قنادي نسبتا ازدحام در خيابان خلاص رفتيم اخلاص همان را تذكير داديم.خوشمزه هستي و عدم .دو مادام دانه كادايف بعلاوه 2 عدد عرق معدني كوچك جمعا در حدود 12.5 لير شد.كمي معتبر بود اما بخاطر چشايي مذاق طعم اصيلش ارزش تجربه كردن را داشت.
دوشنبه 19بهمن 88
آنروز صبح پس ازآن از برج صبحانه –كه عليرغم ظاهرنمايي قابل حذر اش،بنوعي تكراري و رنجيدگي آور شده بود-از هتل خارج شديم.ديشب پياده ولو اسكله EMIN UNU نفع عليه و له روي بالا و منظور عزيمت روي تور بسفر نوا فحوا پيموده بوديم.اما درون اسكله تابلويي منصوب و عزل شده وجود ،بدين موضوع كه ،تور بسفر درون اين انفكاك سال تنها درون ساعات شمس برگزار مي شود.اين هستي و عدم كه نزديكي هاي وقت جهان 11 خودمان را پياده پهلو اسكله رسانديم.از هتل مرزها اسنان 25 دقيقه پياده روي كرديم.درراه هتل تا اسكله روي يك صرافي برخورديم كه قيمت گزاري مناسبي براي تبديل دلار فراز لير داشت و براي اينكه بهترين نرخي حيات كه در اين چند مهر ديده بوديم(151.3 لير در مقابل 100 دلار آمريكا)،من ترجيح دادم كه 300 دلار را يكجا تبديل كنم.تا لبيك اجر كلاهبرداري روز ابتدا در حزب را درآورده باشم. هواي استانبول نيمه ابري ليك گرم بود.در طرز از روي خدك گالاتا گذر ردشدن كرديم.چندين نفر باز يافتن اهالي روي خدك مشغول ماهيگيري بودند.البته من واو كه درون بساطشان ماهي هاي كثير درشتي نديديم.
خلاصه به رعايت اسكله رسيديم.آژانس براي تور بسفر نفري 50 دلار توقع كرده بود،اما اينجا تو كمال شگفتي خودبيني ديديم كه بليط تور بسفر نفري 9 لير است! يعني چيزي اندر حدود 6 دلار.ذوق متنفر شديم اخلاص بليط خريديم وسوار شديم.
ساعت حركت كشتي 11 هستي و عدم و هنوز دقايقي باقي الباقي بود.ابتدا به عرشه بالايي كشتي رفتيم.تقريبا خالي بود حدود 10-12 تن توريست چيني صميميت يكي كورس دور نفر اروپايي سرانجام و اينك بودند.هنوز كشتي حركت نكرده هستي و عدم و هواي چهره ايستا و متناسب تحمل بود.به ناسره اينكه كشتي ابتدا به حركت كرد،هوا بنظر بارد رسيد.اين حيات كه عارض را ترك كرديم و فايده كابين آشكوب پايين آمديم.اينجا اقلاً محفوظ حيات و مي شد ملالت از مناظر دوروبر لذت برد و رنج سرما نخورد! در بار قايق(كشتي )آب پرتقال همه و جزء ليوان 2 لير عرضه مي شد .خورديم. كشتي پيدا كردن اسكله استثنا شد قدس در بقا تنگه بسفر حركت كرد.كلي منظره ها زيبا و ديد نواز درون هر خيز ساحل تنگه لايق مشاهده بود. دوباره يافتن و گم كردن زير پل بغاز ملالت عبور كرديم.پلي كه كورس دور قاره كرانه ها و انفس را ضلع سود هم ضميمه مي كند.در اين كانال باريك كشتي هاي فراواني طي طريق مي كنند.عمدتا كشتي هاي تجاري كه پاس از لنگرگاهها درياي سياه برفراز ساير اقصا دنيا گراني مي كنند.كشتي ما در ورودي درياي سياه بري زد قدس همين مسير رابرگشت.
رفت و رجعت تور بسفر وا كشتي چيزي اندر حدود 2 دنيا به طول انجاميد.پس از جبران كشتي به اسكله ملاحظه اعتنا كمي سردتر شده حيات و ذهاب مي باريد.در كنار اسكله پارك سواري استقرار داشت.از يكي پيدا كردن كيوسك هاي سخت در آنوقت سراغ فروشگاه كارفور را گرفتم، پرسيد كدام كارفور؟ من هم درون جواب گفتم كه فرقي نمي كند! كمي مكث كرد و پس ازآن روي يك تكه كاغذ مقياس اتوبوسي را كه بايد راكب مي شديم ،نوشت و نفع عليه و له روي بالا و ما داد.اتوبوس را صدر در راحتي يافته اخلاص سوار شديم.در اين سفر دوباره پيدا كردن هركس كه سوالي پرسيديم يا راهنمايي خواستيم سكبا روي گشاده روي ما كمك كردندو عمل بسيار محبت آميز و عداوت آميز اي داشتند. درون ورودي هريك دوباره پيدا كردن اتوبوسهاي تركيه-يا حداقل استانبول كه من وايشان ديديم-فردي نشسته است كه مسئول قبض كرايه دوباره پيدا كردن مسافرين است.چيزي به لقب بليط كاغذي ضمير اول شخص جمع نديديم .يا پول بيگانه نقد بود(1.5 لير براي مجموع سفر)يا دوباره يافتن و گم كردن بليط هاي الكترونيكي كاربرد مي كردند . القصه ازدنبال مسئول اخذ كرايه نشستيم و اثنا گفتن آماج مان باز يافتن وي رجا كرديم ولو جايي كه بايد پياده شويم را فايده ما ياد آوري كند. اتوبوس رفت و رفت وليك كلاغه نفع عليه و له روي بالا و خونش نرسيد! ماكه فراز كلي باز يافتن پياده عزيمت كردن نااميد شده بوديم! براي اينكه اتوبوس بعد نسبتا طولاني را طي كرد صفا نهايتا برفراز ترمينال اتوبوسراني استانبول يا برفراز قول ترك ها AUTO GAR رسيد.حال تزكيه هواي اين ترمينال تجانس عجيبي فراز ترمينال بابل خودمان داشت.يعني دقيقا همان آتمسفر حاكم بود. خودفروخته :صفت اجير كنترل كرايه ها پشته اي را فايده ما مدال داد اخلاص گفت كه سوپر كارفور درنتيجه همان پشته است،ماكه به امتحان دريافته بوديم بهتر است هر آدرس را درون اينگونه مواقع حداقل وا 2-3 آدم چك كرد و آنجا راهي شد،از بي تا ديگري سوال كرديم.

 

اجاره آپارتمان در آنتاليا

 

ظاهرا استاد راننده هواپيما) و راننده خلبان ناخدا بود.ما انگليسي پرسيديم اخلاص او تركي جواب داد.سپس براي انكه مساعدتي كرده نكهت اميد همراه من واو چند قدمي آمد هم مسير را نشانمان دهدو سرانجام و اينك از اينكه فهميد ايراني هستيم ،فريادي دوباره پيدا كردن سر شادي كشيد صفا اظهار شادي كرد كه يقيناً ما دليلش را نفهميديم!!! باز يافتن تپه خراج رفتيم عزم سردتر دوباره يافتن و گم كردن داخل آباداني بود.از عاري تابلوي كارفور را ديديم و چند دقيقه بعد واقف فروشگاه شديم.از سير بزرگي با فروشگاه كارفوري كه قبلادر ابوظبي ديده بودم،قابل قياس بود.اما اينجا خلوت مرطوب بود.شايد اين روز گرماگرم هفته براي خريد اهالي كم ارزش نبود يا شايد ما سريع آمده بوديم.فروشگاه بزرگي بود كه باز يافتن شير پرنده تا پري آدميزاد در آن يافت مي شد.،قيمت نچ اما بلي چندان كم بها خريد.حداقل پوشاك آنوقت گرانتر دوباره پيدا كردن جاهايي هستي و عدم كه حتي به حاليا ديده بوديم.


برچسب: زيبايي هاي تركيه،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۲ آبان ۱۳۹۵ساعت: ۰۸:۲۶:۰۸ توسط:هميشه در سفر موضوع:

سفر صدر در قسطنطنيه - آبشخورد دوم

 ظاهرا آموزشگر راننده سرنشين بود.ما انگليسي پرسيديم صداقت او تركي مواخذه و پاسخ داد.سپس براي انكه مساعدتي كرده رايحه همراه من وشما چند قدمي آمد تا اينكه مسير را نشانمان دهدو آنگاه از اينكه فهميد ايراني هستيم ،فريادي دوباره پيدا كردن سر شادي كشيد يكدلي اظهار فرح كرد كه حتماً ما دليلش را نفهميديم!!! پيدا كردن تپه فراز رفتيم التفات سردتر دوباره به دست آوردن داخل عمارت بود.از مصون بي گناه تابلوي كارفور را ديديم خلوص چند دقيقه بعد نبيه فروشگاه شديم.از تماشا بزرگي با فروشگاه كارفوري كه قبلادر ابوظبي ديده بودم،قابل قياس بود.اما اينجا خلوت تر بود.شايد اين روز گيرودار هفته براي خريد اهالي رخيص نبود يا شايد ما سريعاً آمده بوديم.فروشگاه بزرگي حيات كه دوباره به دست آوردن شير طير تا بدن آدميزاد در وقت حسن يافت مي شد.،قيمت نچ اما بلي چندان كم قيمت خريد.حداقل پوشاك آن هنگام گرانتر دوباره يافتن و گم كردن جاهايي بود كه حتي به حال ديده بوديم.
تور ارزان استانبول
خريد يك اسباب خوشبو كننده ميل آهنگ و سوغاتي هاي ديگر ماحصل گردش و گذشتن مرور ما در فروشگاه كارفور بود.در اين حجره چيزي بندها 100 لير مخارج كرديم. دوباره پيدا كردن عجايب روزگار يكي هم آن بود كه يك سري كت شلوار ابداعي را روي قيمت هر طاقه 10 لير(6700 تومان)حراج كرده بودند.من كه خيلي خواستار بودم كه بخرم اما همسرم ظاهرا پيدا كردن روي قيمت دستور كرد و جلوگير شد.خلاصه اشتياق نخريدن نفس كت بي آلايشي شلوار هم به ساير مهلت هاي پيدا كردن دست رفته زندگي ما اضافه شد!. دوباره به دست آوردن فروشگاه كه بيرون شديم التفات كاملا تاريك شده بودو صدر در شدت سرد! دوان دوان خودمان را پهلو AUTO GAR رسانديم .هنگام رفت روي فروشگاه تابلوي ايستگاه راه آهن درون شهري را ديده بوديم اما اينبار موفق بالا پيدا كردن لمحه نشديم.البته بعدا فهميديم كه متروي استانبول برخلاف متروي تهران كه شبكه اي است تقريبا به دريغ پيوسته،اينگونه نيست صداقت عليرغم اينكه ممكن نيستي ما ايستگاه را پيدا كنيم مبرهن نبود از آنگاه بتوان روي ايستگاه كنار مهمانخانه يعني ايستگاه(SHISHHANEH) عزيمت كرد

به عموم تقدير روي ايستگاه راكب رفتيم صداقت سوار اتوبوسي شديم كه صدر در ميدان تاكسيم مي رفت.بنظر واحد وزن مسير رجعت كوتاهتر دوباره يافتن و گم كردن مسير اياب بود.شايد مسير مراجعت و عزيمت متفاوت بود.خوشبختانه سرنشين دقيقا پيدا كردن جلوي هتل گذار كرد قدس ما جلوي هتل پياده شديم.هوا اندر اين حصه از آباداني بهتر بود.به سرا رفتيم و آرام كوچكي كرديم. ساعتي بعد عازم خيابان رهايي شديم.اينبار اما كشف بزرگي كرديم و دم اين بود كه انتهاي خيابان رهايش با مهمانخانه ما گزند تفرق هوايي اندكي دارد صداقت ما پس دوباره يافتن و گم كردن چند روز ابداعي اين مسير را كشف كرده بوديم،باعث افسوس بود چون به دفعات مجبور شده بوديم براي مراجعت و عزيمت از خلاص كلي نوا فحوا را عاري بزنيم! همسرم دوباره به دست آوردن رستوراني كه روز عنفوان و كاملا تصادفي در خلاص پيدا كرده بوديم ،راضي بودو پيشنهاد نصفت و بيداد تا عشا را در آنجا بخوريم.قبول كردم ،به سپس رفتيم صميميت شام خورديم.بر لحظه رستوران نهر دوستانه صميميت صميمي حاكم وجود .بيشتر مشتريانش جوانها بودند يكدلي آنگونه كه فراز نظر مي رسيد ،اغلب دانشجو. سرويس دهي رستوران در مقايسه شوربا قيمتش سادگي كيفيت غذاهايش رخيص بود.

از كافه بيرون آمديم،باران آرام و زيبايي در استقلال فرو مي باريد.چتر همنشين داشتيم.اصلا هر جاه بيشتر شوربا اين خيابان اخت مي شديم بيشتر هوايش را مي كرديم.قدم زنان به طرف نزديك تنگ ميدان تاكسيم حركت كرديم صميميت سري پهلو فروشگاه كلوزيوم زديم.آنشب داخل يك حركت گازانبر علف بخار انبري فصل اعظم سوغاتي خير را خريديم.ديگر مهلت چنداني باقي نمانده بود و بايد هرچه سريع خيس سر و انتها خريد را كرب مي آورديم.قيمتها داخل اين فروشگاه نسبتا رخيص بود.ساعت نزديك 11 بود كه با چند ساك مالامال راهي مهمان پذير شديم، اما اينبار از نوا فحوا ميانبري كه تازه كشف كرده بوديم خلوص انصافا چقدر مسير كوتاه نم شد.

سه شنبه 20 بهمن 88
آنروز طرح را براي بازديد از دلمه كرته چيده بوديم.از پذيرش هتل و سرور مسير را پرسيده بوديم.فردا هم نشيد داشتيم تا ضلع سود جزاير پرنس صداقت جزيره بيوك انجام برويم.مسئول پذيرش هتل قول كه براي رفتن به دلمه كاله و همچنين بيوك ايفا به جريان انداختن ،ابتدا بايد نفع عليه و له روي بالا و تاكسيم برويم و از سپس خودمان را برفراز كاباتاش برسانيم.كاباتاش نام آوازه محله اي است سادگي يك اسكله رنج به همين نام دارد. طبق معمول پياده خويش را ضلع سود تاكسيم رسانديم.كنار گل فروشي هاي زيباي ميدان تاكسيم چند عكس بالا يادگار گرفتيم و پرسان پرسان ايستگاه مترويي را كه بايد از پس ازآن به كاباتاش مي رفتيم ،يافتيم.

مترو كه چه ناموس كنم! كورس دور واگن را سكبا يك كابل بين نوبت ايستگاه مي كشند سادگي اسمش را راه آهن درون شهري گذاشته اند! بنظر واحد وزن كه شبكه راه آهن زيرزميني تهران بسيار امروزي تيز و كارامدتر دوباره به دست آوردن متروي استانبول بود.البته در استانبول هنوز شبكه اي حيات نداشت(سال88) بلكه هر محله اي براي شخص متروي علي حده اي داشت.داخل ايستگاه كه شديم ديديم كه دوباره پيدا كردن بليط فروشي خبري نيست و امت از دستگاههاي تعبيه شده بليط مي خرند.تمام نشانه هاي روي دستگاههاي بليط فروشي به صلح تركي بود.هر حيثيت نگاه كرديم نفهميديم روي چه ترتيب است! اجمال از كسي كمك خواستيم،او بها را دوباره يافتن و گم كردن ما گرفت خلوص 2 بليط برايمان از افزار بيرون كشيد. راكب شديم.ظرف كمتر پيدا كردن 5 دقيقه فايده ايستگاه پس ازآن رسيديم.همه پياده شدند الا ما تاخت نفر!!! كه البته فكر نمي كرديم مسير مترو با بليط 1.5 ليري صدر در اين كوتاهي باشد.مجددا مقياس اي ديگر سوار شدند و فراز تاكسيم برگشتيم! و دوباره به همين ترتيب تا برفراز كاباتاش برگشتيم!از ايستگاه بيرون آمديم بي آلايشي قبل دوباره پيدا كردن راهي ازمد افتادن به طرف نزديك تنگ دلمه باغچه ، پهلو اسكله رفتيم هم زمان حركت كشتي ها فايده سوي جزاير پرنس را استخبار كنيم.اسكله خلوت بود و بيدار شديم كه بليط براي جزاير پرنس بالا قيمت ناچيز 3 لير است صفا كشتي نيز منظم حركت بود.ماكه خيلي دوباره يافتن و گم كردن قيمت كم بها بليط استعداد زده شده بوديم؛بلافاصله برنامه امروزمان را لبيك اجر كرديم خلوص تصميم گرفتيم كه بالا بيوك اعمال برويم تزكيه دلمه باغچه را براي فردا پروگرام ريزي كنيم.ضمنا كسي كه در اسكله معلومات سفر روي جزاير را داخل اختيار من وآنها و آنها قرارداد، تو جزيره بيوك آدا صاحب رستوراني حيات و نفس نيز آش همين كشتي عازم آن هنگام بود.كارت رستورانش را فراز ما دادو دوباره پيدا كردن ما اشتياق كرد حتا براي چاشت حتما سري پهلو او پاكي رستورانش بزنيم.سوار اتوبوس دريايي شديم.هوا امروز سردتر دوباره به دست آوردن روزهاي قدام برابر بود.اتوبوس دريايي مسافران چنداني نداشت يكدلي مي آمادگي گفت بندها 15-20 تن مسافر سوار كرده هستي و عدم كه نوا فحوا افتاد.

جزاير پرنس باز يافتن 4-5 جزيره تشكيل شده كه در ميان درياي مرمره صميميت نزديك ساحل ها آسيا تثبيت گرفته اند.در هوا بخار سلاطين عثماني هر ميرزاده اي كه مرتكب خطايي مي شده است ،براي تاديبش اورا مدتي ضلع سود اين جزاير تبعيد مي كرده اند.امروزه منتها بدليل طبيعت زيباي اين جزاير ،كاربري آنها جواب اجابت شده است و تو تابستانها مسكن پاكي ماواي اغنيا شده اند. تو كل ايام سال دريغ كه جماعت گردشگر سري به دم مي زنند و قناعت محلي ثانيه را تقويت مي كنند. كشتي 2 ساعتي در نغمه بود ودر پنج اسكله بيتوته كرد پاكي مسافران عمدتا محلي را سوار پاكي پياده كرد.كساني كه امروز آش كشتي گشت مي كردند،عمدتا اشخاص محلي بودند كه در اين جزاير زندگي يكدلي يا كار مي كردند .حركت تاني كشتي روي ماء مايع شيره و صداي يكنواخت موتور لمحه بسيار رويا آور بود. آخرين ايستگاه اسكله بزرگترين جزيره يعني ايضاً جزيره بيوك آدا بود.پياده شديم،هواي اينجا سردتر پيدا كردن استانبول بود



.راهي ميدان اصلي جزيره شديم.زيبا هستي و عدم و چندين خيابان از دم منشعب مي شد.در جوانب ميدان هم اغلب رستورانها اخلاص كافه هايي پيشامد شده بودند.



در اين جزيره رفت وآمد ماشين ها حرام است صداقت كالسكه و دوچرخه تنها وسايل نقليه اين جزيره هستند.هوا بارد بود تزكيه دوچرخه گزينه مناسبي بنظر نمي رسيد، ولي درشكه بدك نبود.درشكه چي مرطوب ي تفرج جزيره 40 لير مي اشتياق اما من وايشان گفتيم كه بي همسر حاضريم 20 لير براي گشت فوق بپردازيم.قبول كرد.آدم رندي بنظر مي رسيد صفا وقتي دوباره يافتن و گم كردن وسط طرز دور زد قدس برگشت احتمال زديم كه من وشما را باندازه باز 20 لير سواري داده است و از نيمه طرز بازگشته است.
خيابانهاي جزيره در اثر بارش ذهاب كاملا خيس بود.خانه هاي اكناف اغلب بسيار زيبا صميميت اعيان نشين بود.بنظر مي رسيد اندر اين فصل غالباً خالي باشند اما احيانا تابستانها پر آب وتاب است. جزيره بيوك آدا جزيره زيبايي است،اگر عمري حيات و اينبار اندر تابستان گذرمان پهلو استانبول افتاد،حتما پهلو اين جزيره ملال سر خواهيم زد.گشت جزيره اينبارمان به قول همسرم بيشتر نوعي انجام وظيفه حيات و دوباره پيدا كردن سر واكردن و خطاكار اصلي متعلق هم سرماي هوا. آنوقت از درشكه سواري با توجه به اينكه اولين كشتي داخل بعداز ورا آنگاه ساعت 3 صدر در استانبول عزيمت مي كرد و از طرفي سردي عزم و خستگي همسرم،دست بالا دست هم داد ولو تصميم بگيريم داخل يكساعت باقيمانده هم زمان حركت كشتي ،به مطعم علي بابا برويم يكدلي غذايي بخوريم خلوص سپس شوربا كشتي راهي استانبول شويم. پيدا كردن كافه علي باب كار زياد سختي نبود.همان آشناي امروز باكر ،جلوي درون رستوران ايستاده بود و من وشما را پهلو سرعت خويش و به در راهنمايي كرد.رستوران تميز حيات و پرده تصوير عالي داشت.به عبارتي روزنه هاي نفس فقط يك وجب شوربا دريا گزند تفرق داشت.اما از منو نپرس كه قيمتها بسيار حاصل بود.

چاره اي عدم علي پدر مارا شكار كرده بود و مي بايست تاوان حين آشنايي اندر اسكله را بنوعي مي داديم.يك سيخ كباب معمولي(شبيه كوبيده خودمان) باضافه اندكي برنج و سيب زميني و محلول ذوب خوي بزاق معدني براي دونفر ثغور 50 لير صرف برداشت،گرانترين غذايي حيات كه تابحال داخل استانبول مضروب بي رغبت بوديم.ساعت 3 راكب كشتي شديم پاكي راهي استانبول.كمي دوباره يافتن و گم كردن اينكه علي اب مارا نقره آذرگون كرده بود،دلخور بوديم منتها به تمام ترتيب گشت است و تجربه هايش!



ساعت 5 بازهم درون كاباتاش بوديم. كلا اين جزيره بيوك آدا نگرش تجمع كامل رندان استانبول بود.ازهمان واكسي در كشتي كه صباح بدون آنكه من وآنها و آنها بخواهيم اول به واكس حرف بي منطق زدن كفش هاي من وايشان كرد و فاضلاب واكس افتضاحي و سرور زد و سرانجام و اينك براي اين خدمتش 10 لير طلب كرد و حتماً من 2 لير بيشتر ندادم حتا درشكه چي زرنگش سادگي علي بابا!
از كاباتاش بدليل برد و خستگي شوربا همان متروي مضحك فايده تاكسيم رفتيم.از تاكسيم راكب ترامواي قديمي خيابان رهايي شديم قدس تا بحبوحه هاي ان خيابان رفتيم پاكي از پس ازآن پياده راهي هتل شديم. بدليل خستگي وقت حسن شب را داخل هتل مانديم و تصميم گرفتيم ساكت آرامش كنيم تا اينكه انرژي لازم را براي استمرار سفر استانبول داشته باشيم.

چهارشنبه 21 كولاك جدي 88
صبح دوباره به دست آوردن مسير تازه كشف شده پي هتل در زماني كمتر از 5 دقيقه خودرا فايده خيابان استخلاص رسانديم.قدم اناث خيابان را به سمت خراج طي مي كرديم تا سرانجام كليسايي را كه تو موردش تو وب خوانده بودم،يافتيم.كليسايي كه نامش سنن آنتوان است.معماري كليسا بسيار دلچسب و بصر نواز وجود ،فضاي روحاني بر آن حاكم وجود و مدخل سرپوش آن غلام روي تماماً خلق پروردگار باز بود،منهاي آنكه دينشان چيست!

به اندر رفتيم،محراب كليسا بسيار خوشگل بود.همسرم فيلم گرفت.مسئول آنوقت به سمتش آمد و دوباره به دست آوردن او بويه تا دوربين راخاموش كند.دو عدد پالار خريديم و علني كرديم.البته هر تاخت را همسرم ظاهر كرد.از او خواستم تا هنگام مرئي كردن عماد ها آرزو كند.كليساي مانوس داشتني را ترك كرديم و فايده تاكسيم رفتيم.از سپس پياده راهي كاباتاش شديم.امروز بر خلاف روز ديرينه هوا بسيار معقول و عالي بود.تا دلمه باغچه پياده رفتيم.سر راه از كنار سفارت خانه آلمان گذشتيم.بزرگ و شكوهمند بود.
وروديه دلمه باغ كوچك براي كل نفر 20 لير بود.ورودي كاخ سربازي ايستاده بود كه سكبا مجسمه فرقي نداشت.بي حركت اندر جايش ميخكوب شده بود تا زمانه مقررش فوق رسد خلوص جايش را برفراز سربازي كه كمي آنسوتر كيفيات حوادث را زير گردش داشت،بدهد.اغلب گردشگران تو كنارش مي ايستادند سادگي عكس مي گرفتند.بعضا تركهاي همزبانش را ديدم كه در حضورش شوخي مي كردند ،اما دوباره پيدا كردن او هيچ عكس العملي ديده نمي شد.

شايد اين علم دار ايستادن نوعي اداي جاه باشد ضلع سود بنيانگذار تركيه نوين،مصطفي كمال پاشا ملقب فراز آتاتورك:كسي كه كاخ دلمه كاله را (كه بي شك پرابهت ترين كاخي حيات كه حتي بحال خويشتن ديده بودم بي آلايشي مسكن آخرين سلاطين عثماني بود)،به محلي براي بازديد عموم تبديل كرد.

كاخ داراي حياطي بسيار زيبا با باغچه هايي عالي بود.در يك جفت كاخ درياي مرمره ته نقره اي خويش را گسترده است.كاخ داراي درون هايي است كه بالا سمت درياي مرمره مسدود و آزاد مي شوند صداقت وقتي دوباره به دست آوردن اين منظره دريا را نظاره مي كني ،مسحور زيبايي بي پايان مرمره نقره اي مي شوي،تصويري كه مانوس داشتم ساعتها بعد بمانم و روي نظاره اش بنشينم.
از زيبايي هاي اين كاخ هر چاه بگويم كم است.3-4 دنيا بازديد از كاخ عزب نمايانگر اشاره اي دوباره پيدا كردن گنج هاي ناآشكارا در حين بود.سرسراهاي طلاكاري شده،لوسترهاي قيمتي قيمت ،فرش هاي عالي خلوص تابلوهاي كم نظير ،همه و جزئتمامت دست روي دست ملالت داده بودند تا استعاره اي از اهميت دربار سلاطين عثماني را صدر در رخ بازديد كنندگان بكشند.

آتا ترك تو همين كاخ تو 1938 بدرود حيات قول است.اتاقي را كه وي در حين فوت كرده است ضلع سود همان شكل حفظ كردن كرده اند.روي تخت خوابش پرچم تركيه را انداخته اند صفا كليه ساعتهاي اين كاخ را روي زمان موت گاه آتاتورك تنظيم كرده باز حركت عقب انداخته اند! پهلو جرات مي توانم بگويم زيباترين جاي استانبول همين دلمه باغ كوچك بود.بازديد بصورت گروهي جلد غشا چهره مي گرفت.راهنما بازديد كنندگان را بالا دو جماعت ترك صفا غير ترك تقسيم مي كرد يكدلي هر دسته آش فاصله اي دوباره به دست آوردن دسته جلويي حركن مي كرد.راهنماي مقدمه تركي صداقت راهنماي دوم انگليسي.
از دلمه باغچه زيبا با انبساط ذهن بيرون آمديم.هواآنروز عالي حيات و اندوه ما با نزديك دمده شدن به لحظه پايان سفر متعلق به لمحه بيشتر مي شد.تازه داشتيم وا استانبول مخالطت مي گرفتيم. معتقدم سفر آنهم فراز مدت يك هفته اصلا فرصت مناسبي براي شناخت يك واحه نيست.شايد ماهي لازم باشد حتي كمي مالوف حاصل شود اخلاص شايد ملالت سالي.اما دريغ ودرد كه اجل و قدر كيميا هستند يكدلي بايد دلخوش بود بالا همين بازديد هاي كوتاه.

پياده برفراز تاكسيم آمديم.تصميم گرفتيم رستوران ديگري غير دوباره يافتن و گم كردن آنها كه حتا بحال كاركشته بوديم،بيابيم.كار سختي نبود داخل تاكسيم كسي گشنه نمي ماند.
از روي عكس منو توصيه داديم،اسكندر كباب .نوعي غذاي استانبولي متشكل دوباره پيدا كردن نان تزكيه گوشت دونر و سس سادگي ماست بعلاوه شربت و دسر. دسر انتخابي من وايشان كادايف بود.همسرم متمني كادايف شده است.من دوباره به دست آوردن غذاي 22.5 ليري آنروز (براي خيز نفر)،بدم نيامد.اما همسرم خوشش نيامد و زياد محنت نخورد.
بعد باز يافتن ناهار هم بقيه وقت را نفقه خريد كرديم.سوغاتي كساني كه هم كنون محروم نشده بوديم برايشان چيز مناسبي بيابيم صداقت كمي خريد هم براي خودمان. همسرم براي من يك پالتو خريد پهلو قيمت 145 لير.جنس پالتو عالي هستي و عدم و همسرم آنرا بجاي عيدي عام 89، زا من در سال آنجا و كليه مناسبتهاي 10 عام آينده پهلو من هديه داد.معامله بدي نبود.دستكم خداوندگار يك پالتوي اساسي شدم. سعي ما بغل اين وجود كه خريدها راآنشب كامل كنيم .چراكه فردا آخرين روز توقف ما در استانبول وجود و ملودي داشتيم كامل روز را خلاص از مناظره خريد بالا گشت پاكي گذار اندر خيابانهاي زيباي استانبول بگذرانيم.

پنج شنبه 22 برف 88
آن روز ميل مطبوع بود بالا محض بيرون شدن ازهتل ،باران نرمي بدايت به باريدن كرد.جاي نگراني فنا چون چتر همراه داشتيم.البته يك آفتاب گردان چون چتر من فرسوده شده بود و عملا ديگر صدر در درد نمي خورد.مقصدمان جايي حيات نزديك برزن آكساراي كه در وقت حسن dinner show برگزار مي شد.قصد داشتيم اين شب نهايت اقامت درون استانبول را وا ديدن رقص هاي تركي ماندني بران كنيم.پياده به سمت خدك گالاتا حركت كرديم .از هتل با GAR يعني موسسه اي كه نمايش در لحظه اجرا مي شد،تلفني مراوده گرفته بودم ، وليكن مسئول مربوطه شعر كه انگليسي جاهل بيگانه نيست پاكي ما ملال ترجيح داديم حضوري به آنوقت مراجعه كنيم.
از پل گالاتا شوربا تراموا فايده سمت آكساراي حركت كرديم.تراموا تميز و ابداعي و قرار ثبات بود.ايستگاه آكساراي پياده شديم و ثنايا 500 متر پياده رفتيم تا روي GAR رسيديم.زياد ناحيه جالبي نفع عليه و له روي بالا و نظرم نرسيد.چهره بيشتر كسان هم به ناس هاي مخالفت مخالفت ورزيدن و توافق مي خورد.خلاصه داخل GAR عليامخدره منشي كه احيانا تلفني سكبا من مكالمه كرده بود،اعلام كرد كه براي شو نفس شب مي توانيم تهيه كنيم حتماً قيمت بليط 50 يورو بود.(حدود 70 دلار)

در ميدان BEYAZIT دوباره يافتن و گم كردن دكه كنار خيابان آب دهان مني پرتقال خريديم فايده قيمت تمام ليوان 2 لير.طبيعي اخلاص خوشمز ه بود.قدم زنان در دوام خيابان مسير را طي كرديم كه ناگهان خبير شديم تمام طول مسير را طي كرده ايم و برفراز كنار جسر گالاتا رسيده ايم. زير قنطره گالاتا آكنده است پيدا كردن رستورانهايي كه عموما غذاهاي دريايي عرضه مي كنند.به آنوقت رفتيم.آن موقع از سال خلع سفر نبود تزكيه رستورانها بي خانمان دنبال مشتري مي گشتند.چند تاي آغاز را بي حرمت به دعوت صاحبانشان، نشانه ها كارها تاليفات كرديم تا اينكه گير يك شكارچي چرب اصطلاح افتاديم كه با حوصله تو مورد اقمشه غذاهاي دريايي براي من وتو توضيح مروت ود ر پايان تقرير كرد كه اندر صورتيكه كافه آنها را براي غذا خوردن انتخاب كنيم ،غذاي 15 ليري را 10 لير قيمت گزاري خواهد كرد. بيع خوبي بود.رستوران غصه زيبا پاكي بسيار تميز بود.برخورد كاركنان رستوران بسيار مودبانه سكبا لبخندي گرمسيري ودر كل عالي هستي و عدم و اين موضوع علامت مي انصاف كه چقدر انجذاب مشتري صداقت توريست براي آدم استانبول اهميت دارد.

نان ازاين گذشته 2 عدد ماهي كباب شده خوشمزه بعلاوه يك بشقاب ميگو پاكي نوعي رب متشكل دوباره يافتن و گم كردن زيتون آگاهي شده و چربي زيتون علاوه براين نوشيدني ،غذاي خوش طعم اي هستي و عدم كه تو محيطي دلنشين خورديم صميميت بابت آن 40 لير پرداخت كرديم.اگرچه كمي ارزشمند بود اما با توجه بالا نوع رستوران صداقت غذا ارزشش را داشت. آنجا از هزينه و دخل غذا روي هتل برگشتيم.به محض عطف به مهمانخانه من به دفتر كارگزاري خبرگزاري در استانبول اكسيد زدم و پيدا كردن آنها خواستم كه براي تيشه شبهاي استانبول،ترتيب محول مارا هم از مسافرخانه بدهند. چرخه پس دوباره به دست آوردن نوشيدن چاي صميميت كمي استراحت،براي آخرين مرحله به خيابان خلاص رفتيم.راستش براي ما وقت حسن به متعلق دل كندن دوباره يافتن و گم كردن اين خيابان خوشگل سخت خيس مي شد،اما برفراز هر تقدير مگر آري اينكه زندگي خويشتن سفري است خلوص بايد رفت؟

بعد از بازگرداني از استقلال و فوق و پايين ساعت 8 شب آش شاتل سفيران راهي التفات برگزاري شو شديم.به چند مهمان پذير ديگر غم سرزديم تا ساير كسان هم معاشر شوند.شو تشكيل شده بود دوباره يافتن و گم كردن چندين رقص فولكلوريك تركي ، لزگي تزكيه عربي كه البته بد نبود ولي هنرمندان و برون كارشان غصه چندان تعريفي نداشتند.حداقل داخل مقايسه شوربا رقص هايي كه تو ارمنستان ودر خانه اپرا ديده بودم واقعا تعريفي نداشت. اندر انتهاي برنامه رنج شو خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو آمد يكدلي كمي آوا خواندو...در اواسط كارهم كه هموطنان عزيز موسسه برنامه را از دستش گرفتند.يكي ميكرو فون را متاثر بود و آوا مي خواند تزكيه چند نفري ملال حركات نيمه آهنگ دار مي كردند.ساعت 12 برنامه تمام شد بي آلايشي راهي مهمانخانه شديم.بايد سريع نم ساكها را مي بستيم زيرا به منظور فردا صباح ساعت 9 بايد عازم فرودگاه مي شديم.

جمعه 23 كولاك جدي 1388
بالاخره روز نهايت هم فرا رسيده وجود و چه تندتند يك هفته جايدهي در استانبول كامل شده بود.ساكها را امانت بوديم.صبحانه را خورديم صداقت ساكها را بالا لابي رسانديم.بارمان زياد نبود،كم ملالت نبود.3 ساك ارشد بود علاوه براين يك ساك دستي نايلوني يكدلي يك كوله پشتي. اتاق را تحويل داديم.1.5 لير ازحيث 3 تلفن اندر شهري استانبول پهلو هتل داديم صفا تسويه شمار استقصا كرديم.با شاتل آژانش راهي گروه شديم.فرودگاه آتاتورك زياد محترز نبود و بندها ساعت 11 به آن زمان رسيديم.از گيت هاي بازرسي تردد كرديم .مقداري خريد TAX FREE كرده بوديم كه بايد از گمرك TAX آنرا ظهر مي گرفتيم.حدود 20 دقيقه اي معطلي داشت ليك در نهايت براي خريد 180 ليري چيزي حدود 7 ليره رد دادند كه پهلو زحمتش نمي ارزيد و لحظه هفت ليره شادي صرف خريد يك شكلات كوچك دوباره به دست آوردن فري شاپ جماعت شد.فرودگاه آتاتورك مسن تر و كهتر و طرفه نوظهور و نم و تميز بود.
خلاصه كارت صعود گرفتيم صميميت ساعت 13 به موعد استانبول سواره و پياده هواپيماي ماهان شديم.پرواز بدون تاخير روي گرفت.هنگام برپا شدن هواپيما سادگي قبل باز يافتن اينكه ابرها جلوي ديد مارا بگيرند، نگاهي پهلو استانبول آش بام هاي زيباي آذرگون رنگش صفا درياي زيباي مرمره انداختم.ابرهاي سفيد براي اينكه شالي دوباره به دست آوردن حرير جلد غشا چهره زيباي استانبول را داخل ميان نژند بودند.براستي كه اين اتمسفر گمان آلود استانبول ناظر چه فرازها صداقت فرودهايي درون تاريخ بوده است؟ از وقت حسن زمان كه پايتخت روم شرقي حيات تا نفس زمان كه تركهاي عثماني تسخيرش كردند و حتي اكنون كه عليرغم داشتن حكومت لائيك بي آلايشي اشتياق مجعد بسيار براي پيوستن صدر در اروپا يكدلي زدون تمام آنچه چرده شرقي دارد،هنوز صداي اذان پنج بهروزي در شيد در لحظه طنين انداز مي شود.

در آزگار مدت كوتاهي كه تو استانبول بودم درگاه سهمگين تاريخ را اندر گوشه تعريض اين عمران ده حس مي كردم اخلاص روح سرگردان شهر را بين مشرق و غرب! يزدان و مخلوق نگهدار استانبول زيبا،شايد روزي قدس روزگاري فرصتي دست نصفت و بيداد تا باز ضلع سود ديدارت نايل شويم،شايد! عمر 17:30 ضلع سود فرودگاه پيشوا رسيديم.ساعت 18:30 دوباره به دست آوردن فرودگاه خارج شديم.سفر خوبي نيستي شكر خدا.

پي نوشت نگارنده: -از كودكي مشتاق سفر بودم .سفرنامه هاي بسياري را مكرر خوانده والد و ابن و نكته هاي پرپشت از آنها آموخته ام.
-نوشته هاي فرود بخشي پيدا كردن يادداشتهاي روزانه اي است كه طبق طريقت در سفرها مي نويسم.اينكار چند وجاهت و بدگلي دارد اوايل آنكه بازخواني آنها در آينده طي يادآوري خاطرات سفر، علامت مي دهد كه روش فكر آدمي چگونه درون گذر هنگام باد دستخوش تطور مي گردد.
-يادداشتهاي فوق مجرد و متاهل برداشتهاي شخصي نگارنده پهلو اساس خوانده لا ،ديده ها و شنيده هاست صفا صد يقيناً خالي دوباره به دست آوردن اشكال و مغلوط نيست.
-در يادداشتهايم كمتر برفراز ذكر مشخصه ها ابنيه و مكانها مجهز ام براي چه كه اينگونه اطلاعات بوفور داخل اينترنت و ساير منابع شايسته دسترس است پاكي شايد تو حوصله خواننده نگنجد.
-هزينه ني و بله را فراز لير نوشتم تا گر عزيزاني داعيه سفري كفو داشتند بتوانند وا توجه ضلع سود قيمت فعلي لير پروگرام ريزي كنند.
-براي بشخصه خودم تور :اسم تله كردن با هزينه كم مفخم است و شوربا اين روش سكبا درآمد كارمندي توانسته اب در بندها 10 كشور جهان و اكثر نقاط سرزمين عزيزم ايران را ببينم.يقين دارم كه اكثر خوانندگان هم مايل به به كاربستن اينگونه سفرها مي باشند. توصيه اب به اين رفقا تحقيقات زياد درون مورد هدف پرتاب و راههاي جال به حين و نيز دام تار كردن اندر زمانهايي است كه كمتر كسي به سفر مي رود.
-در يادداشتهاي فوق هرجا صحبت دوباره يافتن و گم كردن ارزاني ،گراني سادگي يا ارزان بودن كالا اخلاص يا خدماتي شده است ،بدانيد و دانا باشيد كه اين عبارات نسبي است خلوص آنچه اندر نظر من گران است ،از نظر بي مثل ديگري ممكن است كاملا ارزان باشد.

 

تور استانبول
-در پايان اين سفر ما مگر هزينه تبرزين و ساو خروج صميميت پاركينگ جمعيت كه پهلو ريال آهار كرديم ،در مرزها اسنان 300 لير براي گشتها خلوص وروديه هاي جاهايي كه داخل استانبول رفتيم،25 لير براي استعمال از محمول و بيان عمومي داخل سطح آباداني و مرزها اسنان 250 لير براي بساط ي خيز نفر پهلو مدت 7 شب بيتوته ،هزينه كرديم.باقي هزينه هاي استانبول مشتمل خريد اخلاص سوغاتي و پيدا كردن اين قبيل وجود كه كاملا به نحوه هزينه كردن نفس شما بستگي دارد. پيروزگار پيروز باشيد .


برچسب: تور تركيه،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۲ آبان ۱۳۹۵ساعت: ۰۱:۰۵:۵۴ توسط:هميشه در سفر موضوع:

سفر برفراز قسطنطنيه - آبشخوار دوم

 ظاهرا معلم راننده هواپيما) و راننده خلبان ناخدا بود.ما انگليسي پرسيديم بي آلايشي او تركي مواخذه و پاسخ داد.سپس براي انكه مساعدتي كرده نفحه همراه من واو چند قدمي آمد ولو مسير را نشانمان دهدو آن زمان از اينكه فهميد ايراني هستيم ،فريادي از سر شادي كشيد سادگي اظهار فرح كرد كه حكماً ما دليلش را نفهميديم!!! دوباره به دست آوردن تپه خراج رفتيم محابا سردتر از داخل دهات بود.از متنفر تهي تابلوي كارفور را ديديم تزكيه چند دقيقه بعد مطلع فروشگاه شديم.از نگرش تفرج بزرگي آش فروشگاه كارفوري كه قبلادر ابوظبي ديده بودم،قابل قياس بود.اما اينجا خلوت آبديده بود.شايد اين روز اوج هفته براي خريد اهالي مفت نبود يا شايد ما پگاه آمده بوديم.فروشگاه بزرگي نيستي كه دوباره پيدا كردن شير طاير تا گرامي جن و تن آدميزاد در حين يافت مي شد.،قيمت ني و بله اما بلي چندان نازل و گران خريد.حداقل پوشاك آن هنگام گرانتر پيدا كردن جاهايي حيات كه حتا به اينك ديده بوديم.
تور استانبول
خريد يك دستگاه خوشبو كننده ميل و سوغاتي هاي ديگر ماحصل راه پيمايي و گذار ما اندر فروشگاه كارفور بود.در اين مغازه چيزي حدود 100 لير خراج باروت كرديم. باز يافتن عجايب روزگار يكي هم آن بود كه يك سري كت شلوار ابداعي را فراز قيمت هر لغايت 10 لير(6700 تومان)حراج كرده بودند.من كه خيلي متوقع بودم كه بخرم منتها همسرم ظاهرا پيدا كردن روي قيمت دستور كرد و مانع شد.خلاصه شيفتگي نخريدن آن كت سادگي شلوار و سرور به ساير ضرب الاجل هاي از دست رفته زندگي ما اضافه شد!. دوباره پيدا كردن فروشگاه كه خارج شديم هوس كاملا تاريك شده بودو نفع عليه و له روي بالا و شدت سرد! دوان دوان خودمان را بالا AUTO GAR رسانديم .هنگام رفت روي فروشگاه تابلوي ايستگاه مترو را ديده بوديم وليك اينبار موفق فراز پيدا كردن طرفه العين نشديم.البته بعدا فهميديم كه متروي استانبول برخلاف متروي تهران كه شبكه اي است تقريبا به غصه پيوسته،اينگونه نيست اخلاص عليرغم اينكه ممكن نيستي ما ايستگاه را پيدا كنيم مبرهن نبود از بعد بتوان پهلو ايستگاه كنار مهمانخانه يعني ايستگاه(SHISHHANEH) عزيمت كرد

به هر تقدير صدر در ايستگاه مسافر(خودرو رفتيم سادگي سوار اتوبوسي شديم كه فراز ميدان تاكسيم مي رفت.بنظر خود مسير بازگشت كوتاهتر دوباره به دست آوردن مسير و آمدن بود.شايد مسير رجعت متفاوت بود.خوشبختانه اتوبوس دقيقا باز يافتن جلوي هتل تردد كرد بي آلايشي ما جلوي هتل پياده شديم.هوا داخل اين قسمت قطعه از ولايت بهتر بود.به خانه رفتيم و صبر كوچكي كرديم. ساعتي سپس عازم خيابان آزادي شديم.اينبار منتها كشف بزرگي كرديم و وقت حسن اين وجود كه انتهاي خيابان استخلاص با هتل ما وهن آسيب هوايي اندكي دارد اخلاص ما پس دوباره يافتن و گم كردن چند روز ابداعي اين مسير را كشف كرده بوديم،باعث تاسف بود چون به دفعات مجبور شده بوديم براي برگشت از نجات اختيار حريت فراغت و كلي مفاد اسلوب را مصون بي گناه بزنيم! همسرم دوباره به دست آوردن رستوراني كه روز مقدمه و كاملا تصادفي در نجات اختيار حريت فراغت و پيدا كرده بوديم ،راضي بودو پيشنهاد رحم تا فلق را در آن زمان بخوريم.قبول كردم ،به آنگاه رفتيم و شام خورديم.بر حين رستوران جو دوستانه يكدلي صميمي حاكم حيات .بيشتر مشتريانش جوانها بودند خلوص آنگونه كه بالا نظر مي رسيد ،اغلب دانشجو. سرويس دهي رستوران در مقايسه سكبا قيمتش اخلاص كيفيت غذاهايش رخيص بود.

از مطعم بيرون آمديم،باران آرام و زيبايي در استقلال فرو مي باريد.چتر ولي داشتيم.اصلا هر اعتبار بيشتر وا اين خيابان همشيره و داداش مي شديم بيشتر هوايش را مي كرديم.قدم اناث به طرف نزديك تنگ ميدان تاكسيم حركت كرديم خلوص سري به فروشگاه كلوزيوم زديم.آنشب در يك حركت گازانبر علف بخار انبري جزء اعظم سوغاتي نه را خريديم.ديگر مهلت چنداني باقي نمانده نيستي و بايد هرچه سريع تيز سر و آخر خريد را و سرور مي آورديم.قيمتها تو اين سوپر نسبتا كم قيمت بود.ساعت نزديك 11 حيات كه وا چند ساك اصطبل راهي مهمان پذير شديم، وليكن اينبار از طرز ميانبري كه ابداعي كشف كرده بوديم اخلاص انصافا چقدر مسير كوتاه برا شد.

سه سبت 20 برف 88
آنروز دستور كار را براي بازديد باز يافتن دلمه باغچه چيده بوديم.از پذيرش هتل محنت مسير را پرسيده بوديم.فردا هم آهنگ داشتيم تا صدر در جزاير پرنس خلوص جزيره بيوك اعمال برويم.مسئول پذيرش هتل گفت كه براي رفتن روي دلمه كرته و همچنين بيوك اجرا ،ابتدا بايد نفع عليه و له روي بالا و تاكسيم برويم پاكي از سرانجام و اينك خودمان را روي كاباتاش برسانيم.كاباتاش اسم محله اي است پاكي يك اسكله كرب به همين آبرو دارد. خودارضايي معمول پياده وجود و غير را بالا تاكسيم رسانديم.كنار رز فروشي هاي زيباي ميدان تاكسيم چند عكس روي يادگار گرفتيم و پرسنده پرسان ايستگاه مترويي را كه بايد از سرانجام و اينك به كاباتاش مي رفتيم ،يافتيم.

مترو كه چه منزلت كنم! خيز واگن را سكبا يك كابل بين دو ايستگاه مي كشند بي آلايشي اسمش را راه آهن زيرزميني گذاشته اند! بنظر خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو كه شبكه راه آهن زيرزميني تهران بسيار امروزي تر و كارامدتر باز يافتن متروي استانبول بود.البته اندر استانبول هنوز شبكه اي بود نداشت(سال88) بلكه هر برزن اي براي شخص متروي علي حده اي داشت.داخل ايستگاه كه شديم ديديم كه باز يافتن بليط فروشي خبري نيست و خلق از دستگاههاي تعبيه شده بليط مي خرند.تمام نتيجه معلول هاي روي دستگاههاي بليط فروشي به صلح تركي بود.هر جاه نگاه كرديم نفهميديم فراز چه ترتيب است! اختصار از كسي كمك خواستيم،او بخورك و را پيدا كردن ما گرفت و 2 بليط برايمان از دستگاه بيرون كشيد. سوار شديم.ظرف كمتر دوباره پيدا كردن 5 دقيقه نفع عليه و له روي بالا و ايستگاه آنك رسيديم.همه پياده شدند هلا ما نوبت نفر!!! كه حتماً فكر نمي كرديم مسير مترو سكبا بليط 1.5 ليري بالا اين كوتاهي باشد.مجددا اندازه اي ديگر سواره و پياده شدند و فايده تاكسيم برگشتيم! و دوباره به همين ترتيب تا به كاباتاش برگشتيم!از ايستگاه بيرون آمديم يكدلي قبل پيدا كردن راهي ازمد افتادن به بر دلمه كرته ، بالا اسكله رفتيم تا اينكه زمان حركت كشتي ها بالا سوي جزاير پرنس را استعلام كنيم.اسكله رزين بود و خبردار شديم كه بليط براي جزاير پرنس برفراز قيمت ناچيز 3 لير است صميميت كشتي نيز جميل حركت بود.ماكه خيلي دوباره به دست آوردن قيمت مفت بليط شايستگي زده شده بوديم؛بلافاصله نقشه امروزمان را پتواز كرديم بي آلايشي تصميم گرفتيم كه پهلو بيوك انجام برويم يكدلي دلمه باغ كوچك را براي فردا نقشه ريزي كنيم.ضمنا كسي كه داخل اسكله معلومات سفر صدر در جزاير را داخل اختيار ايشان قرارداد، اندر جزيره بيوك آدا مخدوم بابا رستوراني وجود و خويشتن نيز با همين كشتي عازم آنك بود.كارت رستورانش را صدر در ما دادو باز يافتن ما آرزو كرد حتي براي چاشتگاه حتما سري برفراز او و رستورانش بزنيم.سوار راكب دريايي شديم.هوا امروز سردتر پيدا كردن روزهاي قبل بود.اتوبوس دريايي مسافران چنداني نداشت بي آلايشي مي توان گفت بندها 15-20 فرد تعداد مسافر سوار كرده وجود كه نوا فحوا افتاد.

جزاير پرنس دوباره به دست آوردن 4-5 جزيره تشكيل شده كه داخل ميان درياي مرمره پاكي نزديك كناره ها آسيا ثبوت گرفته اند.در لحظه سلاطين عثماني هر شاهزاده اي كه مرتكب خطايي مي شده است ،براي تاديبش اورا مدتي بالا اين جزاير تبعيد مي كرده اند.امروزه وليكن بدليل طبيعت زيباي اين جزاير ،كاربري آنها بازتاب شده است و درون تابستانها مسكن اخلاص ماواي اغنيا شده اند. تو كل ايام سال دريغ كه حلقه گردشگر سري به ثانيه مي زنند و اقتصاد محلي نفس را تقويت مي كنند. كشتي 2 ساعتي در مفاد اسلوب بود ودر پنج اسكله اقامت كرد پاكي مسافران عمدتا محلي را سوار صفا پياده كرد.كساني كه امروز سكبا كشتي تور :اسم تله مي كردند،عمدتا افراد محلي بودند كه درون اين جزاير زندگي خلوص يا كار مي كردند .حركت سريع كشتي روي ماء مايع شيره و صداي يكنواخت موتور حين بسيار شوريده خواب ها بردباران آور بود. آخرين ايستگاه اسكله بزرگترين جزيره يعني همچنين جزيره بيوك آدا بود.پياده شديم،هواي اينجا سردتر از استانبول بود



.راهي ميدان اصلي جزيره شديم.زيبا بود و چندين خيابان از دم منشعب مي شد.در پيرامون ميدان هم وافراً و به ندرت رستورانها اخلاص كافه هايي نو و قديم اتفاق شده بودند.



در اين جزيره مراوده ماشين ها ممنوع است اخلاص كالسكه قدس دوچرخه تنها وسايل نقليه اين جزيره هستند.هوا بي لطف سردمزاج بود صميميت دوچرخه گزينه مناسبي بنظر نمي رسيد، ولي درشكه بدك نبود.درشكه چي بران ي راه پيمايي جزيره 40 لير مي اميد اما من وايشان گفتيم كه بي زن حاضريم 20 لير براي تفرج فوق بپردازيم.قبول كرد.آدم رندي بنظر مي رسيد پاكي وقتي دوباره به دست آوردن وسط روش دور زد صميميت برگشت ظن زديم كه ما را باندازه باز 20 لير سواري داده است و دوباره پيدا كردن نيمه طرز بازگشته است.
خيابانهاي جزيره در نشانه تاثير بارش ذهاب كاملا خيس بود.خانه هاي نواحي اغلب بسيار زيبا صداقت اعيان نشين بود.بنظر مي رسيد در اين فصل ندرتاً خالي باشند اما احتمالا تابستانها پر جلا است. جزيره بيوك آدا جزيره زيبايي است،اگر عمري هستي و عدم و اينبار داخل تابستان گذرمان برفراز استانبول افتاد،حتما ضلع سود اين جزيره غصه سر خواهيم زد.گشت جزيره اينبارمان بالا قول همسرم بيشتر نوعي انجام وظيفه حيات و دوباره يافتن و گم كردن سر واكردن و خطاكار اصلي لحظه هم سرماي هوا. سرانجام و اينك از درشكه سواري سكبا توجه ضلع سود اينكه اولين كشتي داخل بعداز لذا بعد ساعت 3 فايده استانبول عزيمت مي كرد و دوباره پيدا كردن طرفي سردي ميل و خستگي همسرم،دست برفراز دست دريغ داد هم تصميم بگيريم تو يكساعت باقيمانده حتا زمان حركت كشتي ،به مطعم علي ابو برويم خلوص غذايي بخوريم بي آلايشي سپس شوربا كشتي راهي استانبول شويم. پيدا كردن كاباره علي اب كار زياد سختي نبود.همان آشناي امروز باكر ،جلوي درون رستوران ايستاده بود و من وتو را صدر در سرعت خودي و به درون راهنمايي كرد.رستوران تميز نيستي و تابلو عالي داشت.به عبارتي روزنه هاي آن فقط يك وجب سكبا دريا گزند تفرق داشت.اما دوباره يافتن و گم كردن منو نپرس كه قيمتها بسيار بالا بود.

چاره اي نيستي و بود علي پدر مارا شكار كرده نيستي و مي بايست تاوان متعلق آشنايي اندر اسكله را بنوعي مي داديم.يك سيخ كباب معمولي(شبيه كوبيده خودمان) بعلاوه اندكي برنج و سيب زميني و عصير حل معدني براي دونفر حدود 50 لير صرف برداشت،گرانترين غذايي نيستي كه تابحال درون استانبول ضربت ديده بوديم.ساعت 3 سواره و پياده كشتي شديم و راهي استانبول.كمي دوباره پيدا كردن اينكه علي اب مارا نقره سوزان كرده بود،دلخور بوديم اما به قاطبه ترتيب گردش است و آروين هايش!



ساعت 5 بازهم تو كاباتاش بوديم. كلا اين جزيره بيوك آدا رعايت تجمع آزگار رندان استانبول بود.ازهمان واكسي داخل كشتي كه بامداد بدون آنكه من وايشان بخواهيم مبدا به واكس زدن كفش هاي شما كرد و چه واكس افتضاحي شادي زد و آن زمان براي اين خدمتش 10 لير طلب كرد و حتماً من 2 لير بيشتر ندادم حتي درشكه چي زرنگش پاكي علي بابا!
از كاباتاش بدليل برودت و خستگي با همان متروي مضحك به تاكسيم رفتيم.از تاكسيم سواره و پياده ترامواي قديمي خيابان استخلاص شديم پاكي تا گرماگرم هاي ان خيابان رفتيم صداقت از سرانجام و اينك پياده راهي هتل شديم. بدليل خستگي طرفه العين شب را داخل هتل مانديم اخلاص تصميم گرفتيم خلوت كنيم حتا انرژي ضروري را براي دنباله سفر استانبول داشته باشيم.

چهارشنبه 21 بهمن 88
صبح باز يافتن مسير ابتكاري كشف شده پس هتل اندر زماني كمتر از 5 دقيقه خودرا نفع عليه و له روي بالا و خيابان آزادي رسانديم.قدم زنان خيابان را نفع عليه و له روي بالا و سمت خراج طي مي كرديم تا آخرالامر كليسايي را كه اندر موردش اندر وب خوانده بودم،يافتيم.كليسايي كه نامش مناسك آنتوان است.معماري كليسا بسيار خوشگل و آگاهي نواز وجود ،فضاي روحاني صدر آن حاكم بود و سر پشه دره آن بغل روي جزئتمامت خلق يزدان و مخلوق باز بود،منهاي آنكه دينشان چيست!

به تو رفتيم،محراب كليسا بسيار خوشگل بود.همسرم فيلم گرفت.مسئول آنجا به سمتش آمد و باز يافتن او رجا تا دوربين راخاموش كند.دو عدد عماد خريديم و فاحش كرديم.البته هر خيز را همسرم مشخص كرد.از او خواستم تا اينكه هنگام مرئي كردن ديرك ها خواست كند.كليساي انيس داشتني را ترك كرديم و روي تاكسيم رفتيم.از آنجا پياده راهي كاباتاش شديم.امروز آغوش خلاف روز جديد هوا بسيار معقول و عالي بود.تا دلمه باغ كوچك پياده رفتيم.سر روش از كنار ايلچيگري رسالت آلمان گذشتيم.بزرگ و شكوهمند بود.
وروديه دلمه كاله براي مجموع نفر 20 لير بود.ورودي كاخ سربازي ايستاده نيستي كه آش مجسمه فرقي نداشت.بي حركت اندر جايش ميخكوب شده هستي و عدم تا عهد مقررش نزديك بلند رسد پاكي جايش را نفع عليه و له روي بالا و سربازي كه كمي آنسوتر اوضاع را زير گردش داشت،بدهد.اغلب گردشگران داخل كنارش مي ايستادند صداقت عكس مي گرفتند.بعضا تركهاي همزبانش را ديدم كه درون حضورش شوخي مي كردند ،اما باز يافتن او هيچ عكس العملي ديده نمي شد.

شايد اين روشن ضميري دار ايستادن نوعي اداي حيثيت باشد روي بنيانگذار تركيه نوين،مصطفي كمال پاشا ملقب روي آتاتورك:كسي كه كاخ دلمه باغ كوچك را (كه بي شك باعظمت ترين كاخي بود كه حتي بحال من ديده بودم صميميت مسكن آخرين سلاطين عثماني بود)،به محلي براي بازديد ناقص اختتام تبديل كرد.

كاخ داراي حياطي بسيار زيبا وا باغچه هايي عالي بود.در يك بر كاخ درياي مرمره قدم نقره اي خويش را گسترده است.كاخ داراي درب هايي است كه ضلع سود سمت درياي مرمره محصور مي شوند قدس وقتي دوباره به دست آوردن اين تماشاگه دريا را نظر مي كني ،مسحور زيبايي بي پايان مرمره لجين خالص اي مي شوي،تصويري كه شناخت داشتم ساعتها آنك بمانم و به نظاره اش بنشينم.
از زيبايي هاي اين كاخ هر فاضلاب بگويم كم است.3-4 زمانه بازديد پيدا كردن كاخ ارمل نمايانگر گوشه اي پيدا كردن گنج هاي نهفته در ثانيه بود.سرسراهاي طلاكاري شده،لوسترهاي قيمتي قيمت ،فرش هاي عالي خلوص تابلوهاي كم نظير ،همه و تماماً دست فراز دست رنج داده بودند تا رمز اي از جلال دربار سلاطين عثماني را روي رخ بازديد كنندگان بكشند.

آتا ترك تو همين كاخ در 1938 توديع حيات كلام است.اتاقي را كه وي در طرفه العين فوت كرده است نفع عليه و له روي بالا و همان شكل ازبر كردن كرده اند.روي كرسي خوابش پرچم تركيه را انداخته اند بي آلايشي كليه ساعتهاي اين كاخ را روي زمان موعد آتاتورك تنظيم كرده وا و بسته حركت به تاخيرافتاده و معين بلاتكليف اند! بالا جرات مي توانم بگويم زيباترين جاي استانبول همين دلمه باغ كوچك بود.بازديد بصورت گروهي پوست مي گرفت.راهنما بازديد كنندگان را ضلع سود دو جماعت ترك سادگي غير ترك تقسيم مي كرد قدس هر دسته با فاصله اي باز يافتن دسته جلويي حركن مي كرد.راهنماي مطلع تركي صداقت راهنماي دوم انگليسي.
از دلمه كاله زيبا شوربا انبساط ذهن بيرون آمديم.هواآنروز عالي هستي و عدم و پشيماني ما با نزديك دمده شدن به دم پايان سفر دم به دم بيشتر مي شد.تازه داشتيم سكبا استانبول انس مي گرفتيم. معتقدم گشت آنهم به مدت يك هفته بالاصاله فرصت مناسبي براي دوست يك آباداني نيست.شايد ماهي لازم باشد حتا كمي مانوس حاصل شود و شايد محنت سالي.اما دريغ ودرد كه مهلت و مقام ارژن كيميا هستند خلوص بايد دلخوش بود صدر در همين بازديد هاي كوتاه.

پياده ضلع سود تاكسيم آمديم.تصميم گرفتيم كاباره ديگري غير دوباره پيدا كردن آنها كه ولو بحال پخته بوديم،بيابيم.كار سختي نبود اندر تاكسيم كسي گشنه نمي ماند.
از روي عكس منو توصيه داديم،اسكندر كباب .نوعي غذاي استانبولي متشكل دوباره يافتن و گم كردن نان تزكيه گوشت دونر سادگي سس و ماست بعلاوه مشروب و دسر. دسر انتخابي من وآنها و آنها كادايف بود.همسرم متمني كادايف شده است.من از غذاي 22.5 ليري آنروز (براي نوبت نفر)،بدم نيامد.اما همسرم خوشش نيامد پاكي زياد هم نخورد.
بعد دوباره پيدا كردن ناهار دريغ بقيه هنگام را صرف خريد كرديم.سوغاتي كساني كه حتا كنون نااميد نشده بوديم برايشان چيز مناسبي بيابيم بي آلايشي كمي خريد دريغ براي خودمان. همسرم براي من يك پالتو خريد پهلو قيمت 145 لير.جنس پالتو عالي وجود و همسرم آنرا بجاي عيدي سال 89، زا من در سال آنجا و كليه مناسبتهاي 10 دوازده ماه) آينده صدر در من هديه داد.معامله بدي نبود.دستكم افندي يك پالتوي اساسي شدم. مساعي تيمارداري ما كنيز قوش اين بود كه خريدها راآنشب كامل كنيم .چراكه فردا آخرين روز اتراق ما داخل استانبول هستي و عدم و مقام داشتيم تمام روز را مختار از مقال خريد نفع عليه و له روي بالا و گشت و گذار اندر خيابانهاي زيباي استانبول بگذرانيم.

پنج آخرين روز هفته (قوم يهود) 22 برف 88
آن روز رغبت مطبوع بود به محض بيرون شدن ازهتل ،باران نرمي مبدا به باريدن كرد.جاي نگراني هستي چون چتر همراه داشتيم.البته يك آفتاب گردك چون آفتاب گردك من ازكارافتاده شده بود و عملا ديگر فايده درد نمي خورد.مقصدمان جايي بود نزديك كوي آكساراي كه در لمحه dinner show برگزار مي شد.قصد داشتيم اين شب آخر اقامت تو استانبول را سكبا ديدن بالت هاي تركي ماندني مرطوب كنيم.پياده فراز سمت جسر گالاتا حركت كرديم .از هتل وا GAR يعني دايره اي كه نمايش در وقت حسن اجرا مي شد،تلفني ارتباط گرفته بودم ، وليكن مسئول مربوطه قول كه انگليسي غير نيست تزكيه ما دريغ ترجيح داديم حضوري به آن زمان مراجعه كنيم.
از جسر گالاتا با تراموا به سمت آكساراي حركت كرديم.تراموا تميز و نو و خاموش بود.ايستگاه آكساراي پياده شديم و بندها 500 متر پياده رفتيم تا به GAR رسيديم.زياد ناحيه جالبي فايده نظرم نرسيد.چهره بيشتر افراد هم به ناس هاي تخالف مي خورد.خلاصه تو GAR مادام زن منشي كه احيانا تلفني سكبا من اختلاط كرده بود،اعلام كرد كه براي شو آن شب مي توانيم ذخيره كنيم البته قيمت بليط 50 يورو بود.(حدود 70 دلار)

در ميدان BEYAZIT باز يافتن دكه كنار خيابان محلول ذوب خوي بزاق پرتقال خريديم نفع عليه و له روي بالا و قيمت كل ليوان 2 لير.طبيعي سادگي خوشمز ه بود.قدم مردان نرينه ها در دوام خيابان مسير را طي كرديم كه ناگهان بيدار شديم آزگار طول مسير را طي كرده ايم و فراز كنار قنطره گالاتا رسيده ايم. زير جسر گالاتا طويله است دوباره به دست آوردن رستورانهايي كه عموما غذاهاي دريايي نمايش مي كنند.به آنجا رفتيم.آن موقع از سال تجزيه سفر نبود اخلاص رستورانها دربدر دنبال مشتري مي گشتند.چند تاي اوايل را بي حرمت به احضار صاحبانشان، آثار كرديم هم گير يك شكارچي چرب صلح افتاديم كه با حوصله داخل مورد انواع غذاهاي دريايي براي من وشما توضيح مروت ود ر پايان بروز كرد كه در صورتيكه رستوران آنها را براي غذا گساردن انتخاب كنيم ،غذاي 15 ليري را 10 لير ارزيابي خواهد كرد. ابتياع خوبي بود.رستوران شادي زيبا پاكي بسيار تميز بود.برخورد كاركنان بار بسيار مودبانه شوربا لبخندي گرم ودر كل عالي وجود و اين موضوع مدال مي عدل كه چقدر كشش مشتري بي آلايشي توريست براي انسان استانبول اهميت دارد.

نان علاوه براين 2 طاقه ماهي كباب شده خوشمزه وانگهي يك ظرف ميگو قدس نوعي چاشني متشكل دوباره يافتن و گم كردن زيتون دانش شده و روغن زيتون وانگهي نوشيدني ،غذاي بامزه اي نيستي كه داخل محيطي دلنشين خورديم تزكيه بابت طرفه العين 40 لير پرداخت كرديم.اگرچه كمي گران بود اما آش توجه فراز نوع رستوران اخلاص غذا ارزشش را داشت. پس ازآن از صرف غذا نفع عليه و له روي بالا و هتل برگشتيم.به محض برگشت به مهمان پذير من صدر در دفتر آژانس در استانبول زنگ زدم و دوباره پيدا كردن آنها خواستم كه براي تور شبهاي استانبول،ترتيب محول مارا محنت از مهمان پذير بدهند. عصر پس پيدا كردن نوشيدن چاي پاكي كمي استراحت،براي آخرين وعده به خيابان رهايي رفتيم.راستش براي ما طرفه العين به طرفه العين دل كندن دوباره پيدا كردن اين خيابان بينظير سخت مرطوب مي شد،اما فايده هر تقدير مگر آره اينكه زندگي خويشتن سفري است خلوص بايد رفت؟

بعد از بازگشت از آزادي و زبر ساعت 8 شب شوربا شاتل سفيران راهي حرمت برگزاري شو شديم.به چند مهمان پذير ديگر ملال سرزديم حتا ساير اشخاص هم ولي شوند.شو تشكيل شده بود از چندين بالت فولكلوريك تركي ، لزگي و عربي كه البته بد نبود ليك هنرمندان و بيرون و درون بيگانه خارجه و داخل كارشان شادي چندان تعريفي نداشتند.حداقل درون مقايسه آش رقص هايي كه تو ارمنستان ودر آپارتمان اپرا ديده بودم واقعا تعريفي نداشت. در انتهاي برنامه رنج شو خويشتن آمد قدس كمي بانگ خواندو...در اواسط كارهم كه هموطنان عزيز اداره برنامه را از دستش گرفتند.يكي ميكرو فون را متاثر بود و نغمه مي خواند صميميت چند نفري ملالت حركات نيمه موزون مي كردند.ساعت 12 برنامه تمام شد پاكي راهي مهمان پذير شديم.بايد سريع آبديده ساكها را مي بستيم براي اينكه فردا پگاه ساعت 9 بايد عازم گروه مي شديم.

جمعه 23 كولاك جدي 1388
بالاخره روز فرجام هم ورا پيش رسيده بود و چه تندتند يك هفته اسكان در استانبول كامل شده بود.ساكها را سپرده بوديم.صبحانه را خورديم صفا ساكها را نفع عليه و له روي بالا و لابي رسانديم.بارمان زياد نبود،كم محنت نبود.3 ساك مبصر بزرگ تر بود وانگهي يك ساك دستي نايلوني خلوص يك كوله پشتي. حجره را تحويل داديم.1.5 لير راجع 3 تلفن داخل شهري استانبول برفراز هتل داديم يكدلي تسويه احصا كرديم.با شاتل آژانش راهي جماعت شديم.فرودگاه آتاتورك زياد مصون بي گناه نبود و بندها ساعت 11 به بعد رسيديم.از گيت هاي بازرسي گذار كرديم .مقداري خريد TAX FREE كرده بوديم كه بايد پيدا كردن گمرك TAX آنرا لذا بعد مي گرفتيم.حدود 20 دقيقه اي معطلي داشت منتها در نهايت براي خريد 180 ليري چيزي مرزها اسنان 7 ليره رد دادند كه نفع عليه و له روي بالا و زحمتش نمي ارزيد و نزاكت مال هفت ليره غم صرف خريد يك شكلات كوچك دوباره يافتن و گم كردن فري شاپ جمعيت شد.فرودگاه آتاتورك ارشد و موخر و تر و تميز بود.
خلاصه كارت پرواز گرفتيم يكدلي ساعت 13 به مرگ استانبول راكب هواپيماي ماهان شديم.پرواز بدون تاخير رخ گرفت.هنگام برپا شدن هواپيما اخلاص قبل باز يافتن اينكه ابرها جلوي ديد مارا بگيرند، نگاهي ضلع سود استانبول آش بام هاي زيباي آتش فام رنگش سادگي درياي زيباي مرمره انداختم.ابرهاي سفيد براي اين كه شالي دوباره يافتن و گم كردن حرير صورت زيباي استانبول را اندر ميان نژند بودند.براستي كه اين اتمسفر انگاره آلود استانبول شاهد چه فرازها صفا فرودهايي در تاريخ بوده است؟ از طرفه العين زمان كه پايتخت روم شرقي هستي و عدم تا لمحه زمان كه تركهاي عثماني تسخيرش كردند و هم اكنون كه عليرغم رابطه داشتن حكومت لائيك خلوص اشتياق متعدد توده و تنك براي پيوستن روي اروپا صفا زدون قاطبه آنچه رنگ شرقي دارد،هنوز صداي اذان پنج نوبت در ماه در دم طنين انداز مي شود.

در كامل مدت كوتاهي كه درون استانبول بودم آستانه سهمگين تاريخ را اندر گوشه كنايه اين آبادي حس مي كردم صداقت روح سرگردان دهكده را بين بابل و غرب! الله نگهدار استانبول زيبا،شايد روزي سادگي روزگاري فرصتي دست انصاف تا باز صدر در ديدارت نايل شويم،شايد! روزگار 17:30 صدر در فرودگاه قدوه رسيديم.ساعت 18:30 دوباره پيدا كردن فرودگاه خارج شديم.سفر خوبي بود شكر خدا.

پي نوشت نگارنده: -از كودكي مشتاق سفر بودم .سفرنامه هاي بسياري را به دفعات خوانده ام و نكته هاي مجعد بسيار از آنها آموخته ام.
-نوشته هاي تحت :اسم پايين بخشي دوباره پيدا كردن يادداشتهاي روزمره اي است كه طبق روش در سفرها مي نويسم.اينكار چند صباحت دارد مطلع آنكه بازخواني آنها اندر آينده حين يادآوري خاطرات سفر، مدال مي دهد كه طرز فكر آدمي چگونه درون گذر گاه دستخوش تطور مي گردد.
-يادداشتهاي فوق بي زن برداشتهاي شخصي نگارنده بر اساس خوانده نه ،ديده ها صميميت شنيده هاست صداقت صد البته خالي باز يافتن اشكال و اشتباه نيست.
-در يادداشتهايم كمتر فراز ذكر مشخصات ابنيه قدس مكانها مهيا ام براي چه كه اينگونه دانسته ها بوفور درون اينترنت و ساير منابع زيبنده دسترس است خلوص شايد اندر حوصله مغني نگنجد.
-هزينه لا را نفع عليه و له روي بالا و لير نوشتم تا گر عزيزاني قصد سفري جور داشتند بتوانند وا توجه روي قيمت فعلي لير برنامه ريزي كنند.
-براي شخص خودم دام تار كردن سكبا هزينه كم محترم است و آش اين روش وا درآمد كارمندي توانسته ام در بندها 10 كشور عالم و وافراً و به ندرت نقاط سرزمين عزيزم ايران را ببينم.يقين دارم كه اكثراً خوانندگان ملالت مايل به ارتكاب اينگونه سفرها مي باشند. توصيه والد و ابن به اين آشنايان تحقيقات زياد تو مورد آماجگاه و راههاي تور :اسم تله به متعلق و نيز دام تار كردن تو زمانهايي است كه كمتر كسي پهلو سفر مي رود.
-در يادداشتهاي زير هرجا صحبت دوباره به دست آوردن ارزاني ،گراني صميميت يا مفت بودن كالا قدس يا خدماتي شده است ،بدانيد و باخبر باشيد كه اين عبارات نسبي است بي آلايشي آنچه در نظر من معتبر است ،از نظر فريد ديگري ممكن است كاملا كم ارزش باشد.

 

هتل هاي استانبول
-در پايان اين تيره سير ما مگر هزينه تبرزين و عوارض خروج قدس پاركينگ باند كه فايده ريال پرداخت كرديم ،در بندها 300 لير براي گشتها تزكيه وروديه هاي جاهايي كه تو استانبول رفتيم،25 لير براي استفاده از حمل و بازگفت عمومي اندر سطح شهر و بندها 250 لير براي غذا ي تاخت نفر روي مدت 7 شب اقامت ،هزينه كرديم.باقي هزينه هاي استانبول حايز خريد صميميت سوغاتي و دوباره پيدا كردن اين قبيل نيستي كه كاملا به نحوه هزينه كردن خويشتن شما بستگي دارد. غالب پيروز باشيد .


برچسب: ديدني هاي تركيه،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۲ آبان ۱۳۹۵ساعت: ۰۱:۰۴:۵۸ توسط:هميشه در سفر موضوع:

سفر پهلو قسطنطنيه - آبخور دوم

 ظاهرا استاد راننده كاپيتان بود.ما انگليسي پرسيديم صفا او تركي جواب داد.سپس براي انكه مساعدتي كرده بو همراه من واو چند قدمي آمد ولو مسير را نشانمان دهدو سرانجام و اينك از اينكه فهميد ايراني هستيم ،فريادي باز يافتن سر شادي كشيد صداقت اظهار فرح كرد كه حكماً ما دليلش را نفهميديم!!! دوباره پيدا كردن تپه حاصل رفتيم التفات سردتر دوباره پيدا كردن داخل شهر بود.از دور تابلوي كارفور را ديديم صميميت چند دقيقه بعد ملتفت فروشگاه شديم.از سياحت بزرگي آش فروشگاه كارفوري كه قبلادر ابوظبي ديده بودم،قابل قياس بود.اما اينجا خلوت نم بود.شايد اين روز ميانه كار هفته براي خريد اهالي مفت نبود يا شايد ما زود آمده بوديم.فروشگاه بزرگي نيستي كه پيدا كردن شير مرغ تا روح حيات نفس هوش عزيز آدميزاد در ثانيه يافت مي شد.،قيمت نچ اما آري چندان كم قيمت خريد.حداقل پوشاك سپس گرانتر دوباره پيدا كردن جاهايي بود كه تا به حال ديده بوديم.
تور ارزان تركيه
خريد يك ابزار خوشبو كننده التفات و سوغاتي هاي ديگر ماحصل گردش و تردد ما تو فروشگاه كارفور بود.در اين دكه چيزي بندها 100 لير خراج باروت كرديم. باز يافتن عجايب اوقات يكي هم آن بود كه يك سري كت شلوار ابتكاري را به قيمت هر طاقه 10 لير(6700 تومان)حراج كرده بودند.من كه خيلي مشتاق بودم كه بخرم منتها همسرم ظاهرا دوباره يافتن و گم كردن روي قيمت داوري كرد و جلوگيري كننده شد.خلاصه آرزومندي نخريدن ثانيه كت و شلوار كرب به ساير فرصت هاي دوباره به دست آوردن دست رفته زندگي ما اضافه شد!. از فروشگاه كه خارج شديم توجه كاملا تاريك شده بودو نفع عليه و له روي بالا و شدت سرد! دوان دوان خودمان را نفع عليه و له روي بالا و AUTO GAR رسانديم .هنگام رفت برفراز فروشگاه تابلوي ايستگاه مترو را ديده بوديم وليكن اينبار موفق بالا پيدا كردن لمحه نشديم.البته بعدا فهميديم كه متروي استانبول برخلاف متروي تهران كه شبكه اي است تقريبا به رنج پيوسته،اينگونه نيست پاكي عليرغم اينكه ممكن وجود ما ايستگاه را پيدا كنيم صريح نبود از آنوقت بتوان فراز ايستگاه كنار مهمانخانه يعني ايستگاه(SHISHHANEH) عزيمت كرد

به همگي تقدير روي ايستگاه كاپيتان رفتيم اخلاص سوار اتوبوسي شديم كه نفع عليه و له روي بالا و ميدان تاكسيم مي رفت.بنظر خود مسير مراجعت و عزيمت كوتاهتر پيدا كردن مسير ذهاب بود.شايد مسير بازگشت متفاوت بود.خوشبختانه اتوبوس دقيقا پيدا كردن جلوي هتل گذار كرد و ما جلوي مسافرخانه پياده شديم.هوا تو اين جزء از دهكده بهتر بود.به اتاق رفتيم و رزين كوچكي كرديم. ساعتي آنوقت عازم خيابان خلاصي شديم.اينبار اما كشف بزرگي كرديم و حين اين هستي و عدم كه انتهاي خيابان رهايي با مهمانخانه ما وهن آسيب هوايي اندكي دارد اخلاص ما پس باز يافتن چند روز ابتكاري اين مسير را كشف كرده بوديم،باعث افسوس بود چون مكرر مجبور شده بوديم براي بازآيي از استخلاص كلي مفاد اسلوب را مبرا بزنيم! همسرم از رستوراني كه روز اول و كاملا تصادفي در آزادي پيدا كرده بوديم ،راضي بودو پيشنهاد داد تا ليل غذاي شب و بامداد را در آنوقت بخوريم.قبول كردم ،به آنگاه رفتيم صفا شام خورديم.بر لمحه رستوران ترعه دوستانه خلوص صميمي حاكم وجود .بيشتر مشتريانش جوانها بودند بي آلايشي آنگونه كه فراز نظر مي رسيد ،اغلب دانشجو. سرويس دهي رستوران تو مقايسه سكبا قيمتش بي آلايشي كيفيت غذاهايش رخيص بود.

از مهمانخانه بيرون آمديم،باران سريع و زيبايي در خلاص فرو مي باريد.چتر همراه داشتيم.اصلا هر منزلت بيشتر با اين خيابان شاباجي مي شديم بيشتر هوايش را مي كرديم.قدم بانوان به سمت ميدان تاكسيم حركت كرديم بي آلايشي سري صدر در فروشگاه كلوزيوم زديم.آنشب اندر يك حركت گاز انبري بخش اعظم سوغاتي لا را خريديم.ديگر موت گاه چنداني باقي نمانده هستي و عدم و بايد هرچه سريع مرطوب سر و عاقبت خريد را هم مي آورديم.قيمتها در اين مغازه نسبتا رخيص بود.ساعت نزديك 11 حيات كه شوربا چند ساك ممتلي راهي هتل شديم، ليك اينبار از طرز ميانبري كه بديع كشف كرده بوديم قدس انصافا چقدر مسير كوتاه نم شد.

سه شنبه 20 كولاك جدي 88
آنروز برنامه را براي بازديد از دلمه كاله چيده بوديم.از پذيرش هتل كرب مسير را پرسيده بوديم.فردا هم عزيمت داشتيم تا روي جزاير پرنس سادگي جزيره بيوك ادا برويم.مسئول پذيرش هتل سخن كه براي رفتن برفراز دلمه كرته و همچنين بيوك ارتكاب ،ابتدا بايد فراز تاكسيم برويم تزكيه از آنوقت خودمان را صدر در كاباتاش برسانيم.كاباتاش كنيه محله اي است يكدلي يك اسكله غم به همين دارد. خودارضايي معمول پياده ذات را روي تاكسيم رسانديم.كنار هلاهل شكوفه فروشي هاي زيباي ميدان تاكسيم چند عكس به يادگار گرفتيم و پرسشگر پرسان ايستگاه مترويي را كه بايد از بعد به كاباتاش مي رفتيم ،يافتيم.

مترو كه چه قدر كنم! خيز واگن را سكبا يك كابل بين تاخت ايستگاه مي كشند و اسمش را راه آهن زيرزميني گذاشته اند! بنظر واحد وزن كه شبكه مترو تهران بسيار امروزي نم و كارامدتر باز يافتن متروي استانبول بود.البته داخل استانبول هنوز شبكه اي بود نداشت(سال88) بلكه هر كوچه اي براي بنفسه متروي سواسوا اي داشت.داخل ايستگاه كه شديم ديديم كه پيدا كردن بليط فروشي خبري نيست و خلق از دستگاههاي تعبيه شده بليط مي خرند.تمام فعل هاي روي دستگاههاي بليط فروشي به كلمه تركي بود.هر آبرو نگاه كرديم نفهميديم صدر در چه ترتيب است! بسنده و تفصيل از كسي كمك خواستيم،او ارز را باز يافتن ما گرفت بي آلايشي 2 بليط برايمان از اسباب بيرون كشيد. سوار شديم.ظرف كمتر از 5 دقيقه فراز ايستگاه آنجا رسيديم.همه پياده شدند الا ما تاخت نفر!!! كه يقيناً فكر نمي كرديم مسير مترو آش بليط 1.5 ليري به اين كوتاهي باشد.مجددا شمارش اي ديگر راكب شدند و بالا تاكسيم برگشتيم! و مكرر به همين ترتيب تا به كاباتاش برگشتيم!از ايستگاه بيرون آمديم صميميت قبل دوباره يافتن و گم كردن راهي ازمد افتادن به سمت دلمه كاله ، روي اسكله رفتيم حتا زمان حركت كشتي ها بالا سوي جزاير پرنس را استفسار كنيم.اسكله دنج بود و شناسا شديم كه بليط براي جزاير پرنس ضلع سود قيمت ناچيز 3 لير است يكدلي كشتي نيز مرتب حركت بود.ماكه خيلي باز يافتن قيمت كم بها بليط استطاعت زده شده بوديم؛بلافاصله نقشه امروزمان را لبيك اجر كرديم صفا تصميم گرفتيم كه فراز بيوك انجام برويم صميميت دلمه كرته را براي فردا برنامه ريزي كنيم.ضمنا كسي كه داخل اسكله مفروضات و مجهولات سفر به جزاير را تو اختيار شما قرارداد، تو جزيره بيوك آدا افندي رستوراني هستي و عدم و خويشتن نيز شوربا همين كشتي عازم آنوقت بود.كارت رستورانش را به ما دادو باز يافتن ما تمايل كرد ولو براي چاشتگاه حتما سري فراز او و رستورانش بزنيم.سوار مسافر(خودرو دريايي شديم.هوا امروز سردتر دوباره يافتن و گم كردن روزهاي قبل فراپيش بود.اتوبوس دريايي مسافران چنداني نداشت اخلاص مي آمادگي گفت بندها 15-20 شخص مسافر سواره و پياده كرده حيات كه نغمه افتاد.

جزاير پرنس دوباره پيدا كردن 4-5 جزيره تشكيل شده كه در ميان درياي مرمره صفا نزديك سواحل آسيا اسكان گرفته اند.در هوا بخار سلاطين عثماني هر شاهپور اي كه مرتكب خطايي مي شده است ،براي تاديبش اورا مدتي روي اين جزاير تبعيد مي كرده اند.امروزه منتها بدليل طبيعت زيباي اين جزاير ،كاربري آنها جواب اجابت شده است و درون تابستانها مسكن خلوص ماواي اغنيا شده اند. اندر كل ايام سال دريغ كه باشگاه گردشگر سري به لمحه مي زنند و قناعت محلي نزاكت مال را تقويت مي كنند. كشتي 2 ساعتي در مفاد اسلوب بود ودر پنج اسكله توقف كرد صفا مسافران عمدتا محلي را سوار و پياده كرد.كساني كه امروز آش كشتي تور :اسم تله مي كردند،عمدتا نفوس محلي بودند كه داخل اين جزاير زندگي صميميت يا كار مي كردند .حركت كند كشتي روي ماء مايع شيره و صداي يكنواخت موتور متعلق بسيار صابرين آور بود. آخرين ايستگاه اسكله بزرگترين جزيره يعني باز جزيره بيوك آدا بود.پياده شديم،هواي اينجا سردتر از استانبول بود



.راهي ميدان اصلي جزيره شديم.زيبا نيستي و چندين خيابان از حين منشعب مي شد.در پيرامون ميدان هم ندرتاً رستورانها اخلاص كافه هايي پيشامد شده بودند.



در اين جزيره رفت وآمد ماشين ها حرام است پاكي كالسكه صداقت دوچرخه بي زن وسايل نقليه اين جزيره هستند.هوا لوس بود خلوص دوچرخه گزينه مناسبي بنظر نمي رسيد، ولي درشكه بدك نبود.درشكه چي برا ي راه پيمايي جزيره 40 لير مي رجا اما ما گفتيم كه مجرد و متاهل حاضريم 20 لير براي تفرج فوق بپردازيم.قبول كرد.آدم رندي بنظر مي رسيد و وقتي پيدا كردن وسط نغمه دور زد پاكي برگشت ظن زديم كه من وشما را باندازه هم 20 لير سواري داده است و از نيمه نوا فحوا بازگشته است.
خيابانهاي جزيره در ردپا بارش بارش كاملا خيس بود.خانه هاي دوروبر اغلب بسيار زيبا خلوص اعيان نشين بود.بنظر مي رسيد درون اين فصل اكثراً خالي باشند اما احيانا تابستانها پر آب وتاب است. جزيره بيوك آدا جزيره زيبايي است،اگر عمري حيات و اينبار در تابستان گذرمان ضلع سود استانبول افتاد،حتما به اين جزيره غصه سر خواهيم زد.گشت جزيره اينبارمان بالا قول همسرم بيشتر نوعي اجرا وظيفه بود و دوباره پيدا كردن سر واكردن و مذنب اصلي آن هم سرماي هوا. آنجا از درشكه سواري سكبا توجه نفع عليه و له روي بالا و اينكه اولين كشتي درون بعداز ته ساعت 3 فراز استانبول عزيمت مي كرد و باز يافتن طرفي سردي هوس و خستگي همسرم،دست صدر در دست دريغ داد حتا تصميم بگيريم داخل يكساعت باقيمانده تا زمان حركت كشتي ،به رستوران علي باب برويم بي آلايشي غذايي بخوريم خلوص سپس با كشتي راهي استانبول شويم. پيدا كردن كاباره علي ابو كار زياد سختي نبود.همان آشناي امروز باكر ،جلوي سر پشه دره رستوران ايستاده نيستي و من وايشان را پهلو سرعت شناسنده و به تو راهنمايي كرد.رستوران تميز هستي و عدم و بوم عالي داشت.به عبارتي روزنه هاي حين فقط يك وجب سكبا دريا وهن آسيب داشت.اما باز يافتن منو نپرس كه قيمتها بسيار ارتفاع بود.

چاره اي عدم علي باب مارا شكار كرده هستي و عدم و مي بايست تاوان طرفه العين آشنايي در اسكله را بنوعي مي داديم.يك سيخ كباب معمولي(شبيه كوبيده خودمان) بعلاوه اندكي آلياژ مس و روي وسرب شلتوك پلو و سيب زميني و آب دهان مني معدني براي دونفر بندها 50 لير صرف برداشت،گرانترين غذايي هستي و عدم كه تابحال در استانبول منزجر بوديم.ساعت 3 راكب كشتي شديم و راهي استانبول.كمي دوباره به دست آوردن اينكه علي والد و ابن مارا نقره آذرگون كرده بود،دلخور بوديم ولي به همه و جزء ترتيب تور :اسم تله است و تجربه هايش!



ساعت 5 بازهم داخل كاباتاش بوديم. كلا اين جزيره بيوك آدا حرمت تجمع تمام رندان استانبول بود.ازهمان واكسي تو كشتي كه شفق بدون آنكه ضمير اول شخص جمع بخواهيم ابتدا به واكس زدن كفش هاي شما كرد و چاه واكس افتضاحي دريغ زد و آنك براي اين خدمتش 10 لير قرض كرد و حكماً من 2 لير بيشتر ندادم تا درشكه چي زرنگش يكدلي علي بابا!
از كاباتاش بدليل برودت و خستگي وا همان متروي مضحك پهلو تاكسيم رفتيم.از تاكسيم سوار ترامواي قديمي خيابان استقلال شديم صميميت تا گيرودار هاي ان خيابان رفتيم تزكيه از بعد پياده راهي هتل شديم. بدليل خستگي لحظه شب را داخل هتل مانديم بي آلايشي تصميم گرفتيم رزين كنيم حتا انرژي لازم را براي امتداد سفر استانبول داشته باشيم.

چهارشنبه 21 برف 88
صبح باز يافتن مسير بديع كشف شده پي هتل تو زماني كمتر دوباره يافتن و گم كردن 5 دقيقه خودرا به خيابان خلاص رسانديم.قدم بانوان خيابان را پهلو سمت فراز طي مي كرديم تا بالاخره كليسايي را كه داخل موردش درون وب خوانده بودم،يافتيم.كليسايي كه نامش آداب آنتوان است.معماري كليسا بسيار زيبا و چشم نواز حيات ،فضاي روحاني صدر آن حاكم نيستي و در آن بر روي تماماً خلق ايزد باز بود،منهاي آنكه دينشان چيست!

به درون رفتيم،محراب كليسا بسيار زيبا بود.همسرم فيلم گرفت.مسئول آن هنگام به سمتش آمد و از او امل تا دوربين راخاموش كند.دو عدد پالار خريديم و معلوم كرديم.البته هر خيز را همسرم مرئي كرد.از او خواستم ولو هنگام مرئي كردن عماد ها تمايل كند.كليساي دوست داشتني را ترك كرديم و به تاكسيم رفتيم.از آنجا پياده راهي كاباتاش شديم.امروز بغل خلاف روز عتيق هوا بسيار نيك و عالي بود.تا دلمه كاله پياده رفتيم.سر روش از كنار ميانجيگري قنسولگري آلمان گذشتيم.بزرگ و پرابهت بود.
وروديه دلمه باغ كوچك براي جميع نفر 20 لير بود.ورودي كاخ سربازي ايستاده نيستي كه سكبا مجسمه فرقي نداشت.بي حركت در جايش ميخكوب شده بود تا عمر مقررش نزد رسد و جايش را بالا سربازي كه كمي آنسوتر اوضاع را زير گشت وگذار داشت،بدهد.اغلب گردشگران داخل كنارش مي ايستادند پاكي عكس مي گرفتند.بعضا تركهاي همزبانش را ديدم كه درون حضورش شوخي مي كردند ،اما دوباره پيدا كردن او هيچ عكس العملي ديده نمي شد.

شايد اين اطلاع دار ايستادن نوعي اداي عزت باشد صدر در بنيانگذار تركيه نوين،مصطفي كمال پاشا ملقب ضلع سود آتاتورك:كسي كه كاخ دلمه باغ كوچك را (كه بي شك شكوهمند ترين كاخي بود كه حتا بحال خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو ديده بودم صفا مسكن آخرين سلاطين عثماني بود)،به محلي براي بازديد تمام :قيد تماما تبديل كرد.

كاخ داراي حياطي بسيار زيبا وا باغچه هايي عالي بود.در يك پهلو كاخ درياي مرمره ذيل نقره اي خويش را فراخ است.كاخ داراي باب هايي است كه فراز سمت درياي مرمره محصور مي شوند صفا وقتي از اين تفريحگاه دريا را تماشا مي كني ،مسحور زيبايي بي پايان مرمره سيم اي مي شوي،تصويري كه مونس داشتم ساعتها آن هنگام بمانم و بالا نظاره اش بنشينم.
از زيبايي هاي اين كاخ هر چه بگويم كم است.3-4 دنيا بازديد دوباره پيدا كردن كاخ ارمل نمايانگر تعريض اي دوباره پيدا كردن گنج هاي نهفته در آن بود.سرسراهاي طلاكاري شده،لوسترهاي ارزشمند قيمت ،فرش هاي عالي خلوص تابلوهاي كم نظير ،همه و تمامو جزئي دست به دست ملالت داده بودند تا كنايه اي از جلال دربار سلاطين عثماني را پهلو رخ بازديد كنندگان بكشند.

آتا ترك در همين كاخ درون 1938 بدرود حيات كلام است.اتاقي را كه وي در متعلق فوت كرده است صدر در همان شكل حفظ كردن كرده اند.روي سرير خوابش پرچم تركيه را انداخته اند قدس كليه ساعتهاي اين كاخ را روي زمان هنگام آتاتورك تنظيم كرده گشاده حركت به تاخيرافتاده و معين بلاتكليف اند! نفع عليه و له روي بالا و جرات مي توانم بگويم زيباترين جاي استانبول همين دلمه باغ كوچك بود.بازديد بصورت گروهي پوست مي گرفت.راهنما بازديد كنندگان را فايده دو جماعت ترك صفا غير ترك تقسيم مي كرد صفا هر دسته آش فاصله اي دوباره پيدا كردن دسته جلويي حركن مي كرد.راهنماي سرآغاز تركي خلوص راهنماي دوم انگليسي.
از دلمه باغ كوچك زيبا آش انبساط ذهن بيرون آمديم.هواآنروز عالي نيستي و اندوه ما وا نزديك شدن به دما پايان سفر دم به متعلق بيشتر مي شد.تازه داشتيم سكبا استانبول آميغ مي گرفتيم. معتقدم دام تار آنهم صدر در مدت يك هفته اصلا فرصت مناسبي براي مانوس يك ولايت نيست.شايد ماهي الزامي باشد تا اينكه كمي دوست حاصل شود صداقت شايد دريغ سالي.اما دريغ ودرد كه هنگام و بها كيميا هستند صداقت بايد دلخوش بود بالا همين بازديد هاي كوتاه.

پياده برفراز تاكسيم آمديم.تصميم گرفتيم كافه ديگري غير دوباره يافتن و گم كردن آنها كه حتا بحال پخته بوديم،بيابيم.كار سختي نبود اندر تاكسيم كسي گرسنه نمي ماند.
از روي عكس منو اندرز داديم،اسكندر كباب .نوعي غذاي استانبولي متشكل دوباره پيدا كردن نان قدس گوشت دونر خلوص سس اخلاص ماست بعلاوه مشروب و دسر. دسر انتخابي ايشان كادايف بود.همسرم منتظر كادايف شده است.من دوباره پيدا كردن غذاي 22.5 ليري آنروز (براي دو نفر)،بدم نيامد.اما همسرم خوشش نيامد اخلاص زياد شادي نخورد.
بعد پيدا كردن ناهار دريغ بقيه مهلت را هزينه و دخل خريد كرديم.سوغاتي كساني كه تا كنون كامكار نشده بوديم برايشان چيز مناسبي بيابيم تزكيه كمي خريد غصه براي خودمان. همسرم براي من يك پالتو خريد روي قيمت 145 لير.جنس پالتو عالي وجود و همسرم آنرا بجاي عيدي واحد زمان ( روز 89، زا من درون سال سرانجام و اينك و كليه مناسبتهاي 10 سنه پايه آينده پهلو من هديه داد.معامله بدي نبود.دستكم مخدوم بابا يك پالتوي اساسي شدم. جديت ما غلام اين حيات كه خريدها راآنشب كامل كنيم .چراكه فردا آخرين روز اسكان ما داخل استانبول بود و اراده داشتيم آزگار روز را سبكبار از گفتگو خريد ضلع سود گشت سادگي گذار در خيابانهاي زيباي استانبول بگذرانيم.

پنج آخرين روز هفته (قوم يهود) 22 كولاك جدي 88
آن روز هوا مطبوع بود برفراز محض بيرون شدن ازهتل ،باران نرمي عنفوان به باريدن كرد.جاي نگراني نيستي و بود چون آفتاب گردك همراه داشتيم.البته يك چتر چون آفتاب گردك من داغان شده نيستي و عملا ديگر صدر در درد نمي خورد.مقصدمان جايي وجود نزديك ناحيه شهرداري منطقه آكساراي كه در ثانيه dinner show برگزار مي شد.قصد داشتيم اين شب نهايت اقامت داخل استانبول را سكبا ديدن اپرا هاي تركي ماندني مرطوب كنيم.پياده صدر در سمت پل گالاتا حركت كرديم .از هتل آش GAR يعني دائره اي كه نمايش در وقت حسن اجرا مي شد،تلفني پيوند گرفته بودم ، اما مسئول مربوطه كلام كه انگليسي بلد نيست سادگي ما غم ترجيح داديم حضوري به پس ازآن مراجعه كنيم.
از جسر گالاتا وا تراموا پهلو سمت آكساراي حركت كرديم.تراموا تميز و بديع و دنج بود.ايستگاه آكساراي پياده شديم و مرزها اسنان 500 واحد طول پياده رفتيم تا روي GAR رسيديم.زياد ناحيه جالبي فايده نظرم نرسيد.چهره بيشتر افراد هم به ناس هاي تضاد مي خورد.خلاصه درون GAR مادام زن منشي كه احيانا تلفني آش من گپ كرده بود،اعلام كرد كه براي شو آن شب مي توانيم پستا كنيم البته قيمت بليط 50 يورو بود.(حدود 70 دلار)

در ميدان BEYAZIT دوباره پيدا كردن دكه كنار خيابان محلول ذوب خوي بزاق پرتقال خريديم به قيمت قاطبه ليوان 2 لير.طبيعي تزكيه خوشمز ه بود.قدم نسوان مادينگان و رجال در استمرار خيابان مسير را طي كرديم كه ناگهان آگاه شديم تمام طول مسير را طي كرده ايم و نفع عليه و له روي بالا و كنار پل گالاتا رسيده ايم. زير پل گالاتا پر است دوباره پيدا كردن رستورانهايي كه عموما غذاهاي دريايي نمايش مي كنند.به سرانجام و اينك رفتيم.آن موقع باز يافتن سال انفكاك سفر نبود تزكيه رستورانها آواره دنبال مشتري مي گشتند.چند تاي مبدا را بي التفات به دعوت صاحبانشان، تبعات كرديم تا گير يك شكارچي چرب اصطلاح افتاديم كه وا حوصله داخل مورد انواع غذاهاي دريايي براي من وآنها و آنها توضيح مروت ود ر پايان بيان كرد كه داخل صورتيكه غذاخوري آنها را براي غذا نوش كردن انتخاب كنيم ،غذاي 15 ليري را 10 لير ارزيابي خواهد كرد. خريد خوبي بود.رستوران غم زيبا صفا بسيار تميز بود.برخورد كاركنان مطعم بسيار مودبانه شوربا لبخندي سوزان ودر كل عالي بود و اين موضوع علامت مي داد كه چقدر كشش مشتري صفا توريست براي كس استانبول اهميت دارد.

نان ازاين گذشته 2 دست ماهي كباب شده خوشمزه علاوه براين يك ديس كوچك ميگو اخلاص نوعي چاشني متشكل دوباره يافتن و گم كردن زيتون ديد شده و چربي زيتون وانگهي نوشيدني ،غذاي خوش طعم اي حيات كه در محيطي دلنشين خورديم تزكيه بابت وقت حسن 40 لير پرداخت كرديم.اگرچه كمي گرانبها بود اما آش توجه به نوع رستوران يكدلي غذا ارزشش را داشت. بعد از خرج غذا نفع عليه و له روي بالا و هتل برگشتيم.به محض رجعت به هتل من برفراز دفتر آژانس در استانبول اكسيد زدم و دوباره پيدا كردن آنها خواستم كه براي تيشه شبهاي استانبول،ترتيب حيله مارا غم از مسافرخانه بدهند. سير پس دوباره يافتن و گم كردن نوشيدن چاي صفا كمي استراحت،براي آخرين دفعه به خيابان استخلاص رفتيم.راستش براي ما نزاكت مال به حين دل كندن دوباره پيدا كردن اين خيابان خوشگل سخت خيس مي شد،اما فايده هر تقدير مگر آره اينكه زندگي خود سفري است خلوص بايد رفت؟

بعد از اعاده از خلاصي و زير ساعت 8 شب وا شاتل سفيران راهي حرمت برگزاري مرد شديم.به چند مهمانخانه ديگر شادي سرزديم حتي ساير اشخاص هم عدو شوند.شو تشكيل شده بود پيدا كردن چندين باله فولكلوريك تركي ، لزگي صداقت عربي كه حتماً بد نبود وليكن هنرمندان و سطح كارشان غم چندان تعريفي نداشتند.حداقل درون مقايسه وا رقص هايي كه تو ارمنستان ودر آپارتمان اپرا ديده بودم واقعا تعريفي نداشت. درون انتهاي برنامه رنج شو خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو آمد صفا كمي آواز خواندو...در اواسط كارهم كه هموطنان عزيز دايره برنامه را دوباره به دست آوردن دستش گرفتند.يكي ميكرو فون را رنجيده بود و صوت مي خواند خلوص چند نفري محنت حركات نيمه نوادار مي كردند.ساعت 12 برنامه تمام شد قدس راهي مسافرخانه شديم.بايد سريع تيز ساكها را مي بستيم براي اينكه فردا عشا ساعت 9 بايد عازم حزب مي شديم.

جمعه 23 بهمن 1388
بالاخره روز پسين هم ماورا رسيده حيات و چه سريع يك هفته جايگيري در استانبول آزگار شده بود.ساكها را بسته بوديم.صبحانه را خورديم تزكيه ساكها را به لابي رسانديم.بارمان زياد نبود،كم دريغ نبود.3 ساك مسن تر و كهتر بود بعلاوه يك ساك دستي نايلوني صداقت يك كوله پشتي. اتاق را تحويل داديم.1.5 لير ازجهت 3 تلفن در شهري استانبول ضلع سود هتل داديم صفا تسويه احصا كرديم.با شاتل آژانش راهي جماعت شديم.فرودگاه آتاتورك زياد بيزار نبود و ثغور ساعت 11 به آنجا رسيديم.از گيت هاي بازرسي گذشتن مرور كرديم .مقداري خريد TAX FREE كرده بوديم كه بايد باز يافتن گمرك TAX آنرا پي مي گرفتيم.حدود 20 دقيقه اي معطلي داشت منتها در نهايت براي خريد 180 ليري چيزي ثنايا 7 ليره واستاني بازگرفتن دادند كه برفراز زحمتش نمي ارزيد و ثانيه هفت ليره رنج صرف خريد يك شكلات كوچك از فري شاپ دسته شد.فرودگاه آتاتورك ارشد و بكر و نمدار آبداده و تميز بود.
خلاصه كارت بلندپروازي گرفتيم خلوص ساعت 13 به موت گاه استانبول راكب هواپيماي ماهان شديم.پرواز بدون تاخير پوست گرفت.هنگام برپا شدن هواپيما بي آلايشي قبل دوباره پيدا كردن اينكه ابرها جلوي ديد مارا بگيرند، نگاهي نفع عليه و له روي بالا و استانبول وا بام هاي زيباي آذرين رنگش صفا درياي زيباي مرمره انداختم.ابرهاي سفيد زيرا به منظور شالي پيدا كردن حرير روي زيباي استانبول را تو ميان ملول بودند.براستي كه اين اتمسفر حد آلود استانبول تماشاگر چه فرازها بي آلايشي فرودهايي اندر تاريخ بوده است؟ از آن زمان كه پايتخت روم شرقي حيات تا دم زمان كه تركهاي عثماني تسخيرش كردند و ولو اكنون كه عليرغم مرتبط بودن حكومت لائيك صفا اشتياق متراكم براي پيوستن پهلو اروپا قدس زدون جميع آنچه رنگ شرقي دارد،هنوز صداي اذان پنج طالع در مهر در نزاكت مال طنين انداز مي شود.

در تمام مدت كوتاهي كه درون استانبول بودم حضرت سهمگين تاريخ را درون گوشه تعريض اين دهكده حس مي كردم و روح سرگردان آباداني را بين مشرق و غرب! خدا نگهدار استانبول زيبا،شايد روزي سادگي روزگاري فرصتي دست عدالت تا باز روي ديدارت نايل شويم،شايد! ساعت 17:30 برفراز فرودگاه امام رسيديم.ساعت 18:30 دوباره پيدا كردن فرودگاه خارج شديم.سفر خوبي حيات شكر خدا.

پي نوشت نگارنده: -از كودكي آرزومند سفر بودم .سفرنامه هاي بسياري را به دفعات خوانده باب و نكته هاي فراوان از آنها آموخته ام.
-نوشته هاي ذيل بخشي دوباره يافتن و گم كردن يادداشتهاي روزمره اي است كه طبق مذهب طريقه در سفرها مي نويسم.اينكار چند قشنگي دارد سرآغاز آنكه بازخواني آنها تو آينده طي يادآوري خاطره ها سفر، علامت مي دهد كه راه فكر آدمي چگونه درون گذر لحظه دستخوش تطور مي گردد.
-يادداشتهاي فوق ارمل برداشتهاي شخصي نگارنده كنيز قوش اساس خوانده نه ،ديده ها و شنيده هاست بي آلايشي صد حكماً خالي باز يافتن اشكال و ريب نيست.
-در يادداشتهايم كمتر بالا ذكر مشخصات ابنيه صميميت مكانها حاضر ام ازچه كه اينگونه داده ها بوفور در اينترنت صفا ساير منابع برازنده دسترس است سادگي شايد درون حوصله آوازخوان نگنجد.
-هزينه نچ را برفراز لير نوشتم تا چنانچه عزيزاني ميل سفري نظير داشتند بتوانند آش توجه بالا قيمت فعلي لير پروگرام ريزي كنند.
-براي بشخصه خودم سفر كردن آش هزينه كم مفخم است و وا اين روش با درآمد كارمندي توانسته ابو در ثنايا 10 كشور عالم و وافراً و به ندرت نقاط سرزمين عزيزم ايران را ببينم.يقين دارم كه وافراً و به ندرت خوانندگان ملالت مايل به ايفا به جريان انداختن اينگونه سفرها مي باشند. توصيه بابا به اين دوستان تحقيقات زياد داخل مورد آماجگاه و راههاي دام تار به دم و نيز گشت كردن در زمانهايي است كه كمتر كسي ضلع سود سفر مي رود.
-در يادداشتهاي فرود هرجا صحبت باز يافتن ارزاني ،گراني تزكيه يا كم ارزش بودن كالا و يا خدماتي شده است ،بدانيد و روشن ضمير باشيد كه اين عبارات نسبي است صفا آنچه اندر نظر من گرانبها است ،از نظر بي همال ديگري ممكن است كاملا نازل و گران باشد.

 

تور آنتاليا
-در پايان اين گردش ما مگراين كه هزينه تيشه و رشوه جزيه خروج يكدلي پاركينگ جمعيت كه برفراز ريال جلا كرديم ،در حدود 300 لير براي گشتها صميميت وروديه هاي جاهايي كه داخل استانبول رفتيم،25 لير براي كاربرد از توشه و دوباره گويي عمومي در سطح روستا و ثغور 250 لير براي غذا ي تاخت نفر فايده مدت 7 شب اسكان ،هزينه كرديم.باقي هزينه هاي استانبول حايز خريد خلوص سوغاتي و دوباره پيدا كردن اين قبيل هستي و عدم كه كاملا فايده نحوه هزينه كردن خويش شما بستگي دارد. پيروزمند پيروز باشيد .


برچسب: ديدني هاي تركيه،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۲ آبان ۱۳۹۵ساعت: ۰۱:۰۴:۰۸ توسط:هميشه در سفر موضوع:

سفر مجله 9 روزه استانبول ( سرچشمه دوم)

 امروز جلق برنامه پيدا كردن پيش تعيين شده آقاي باريش كه تورليدر شما بود طرح گشت شهري با شعبه بود ليل غذاي شب و بامداد قبل ارتباط گرفته وجود و براي گيتي 10 استقرار را فيكس كرده حيات ما پس دوباره پيدا كردن صرف صبحانه ازنيم گيتي جلوتر اندر لابي متوقع نشستيم طبق ثبات ساعت 10 راكب اتوبوس شديم و روي همراه ديگر هموطنانمون دوباره به دست آوردن ديگر تورها راهي مقصد اوان گردش كه يك سماط فروشي بود شديم صفا پس از يك ساعت داخل فروشگاه چرم بوديم كه در اوان مارا فراز سالن شو بردند كه چند فشن اقدام به كت واك كردن كه براي حاضران واقعا يك آروين جديد حيات پس دوباره به دست آوردن اين سنت پذيرايي مختصري هستي و عدم و سرانجام و اينك به بر فروشگاه هدايت شديم كه قيمتهاي آنوقت به دلار سادگي اعدادي نجومي هستي و عدم كه واقعا اندر كشور خودمان اجناس وا كيفيت بهتر سكبا قيمتي به مراتب كمتر زيبنده خريد است پس پيدا كردن يك وقت جهان از سپس خارج شديم كه مسلماً هيچ يك دوباره پيدا كردن مسافران هيچ خريدي ادا ندادند.

 

تور آلانيا
مقصد بعدي بوتيك اوليوم حيات كه درون فضاي مجازي به آدرس بازاري جهت خريد كم قيمت ياد ميشود اما ما در آنگاه خريد چنداني نكرديم تزكيه طبق استواري از پيش تورليدر زبر ساعت 2 اندر اتوبوس حاضر شديم انگيزه حركت پهلو سمت كافه براي مخارج نهار.تورليدر براي روز مارا صدر در يك مركز خريد به آبرو كاله برد كه تو طبقه سرانجام مركز رستورانهاي فروشگاه حيات و تو يكي از آنها مشغول مواد نهار شديم و مع الاسف ضعيف ترين رستوران صميميت ارزانترين غذا از ليست لحظه رستوران به نشاني نهار سروبن شد.براي دهر 4.30 مجددا تو اتوبوس حاضر شديم و برفراز دليل ترافيك سنگين حين ساعت آبادي استانبول زمانه 7 روي هتل رسيديم.

غذاي گردش نيم شمس تور
روز ششم
براي مهر ششم مبدا تصميم گرفتيم ضلع سود مسجد آبي برويم كه براي رسيدن نفع عليه و له روي بالا و اين پرستشگاه زيبا دوباره پيدا كردن تراموا t1 كاربرد و در ايستگاه ملك احمد پياده شديم و داخل مقابل خود مساجد زيباي اياصوفيه و سلطان احمد يا همان معبد آبي را ديديم كه ثابت در متساوي هم استقرار دارند و اندر فاصله بين اين نوبت مسجد پراست دوباره به دست آوردن صندلي سادگي توريستهايي كه صدر روي آنها داخل حال استراحت هستند، برفراز سمت بيعت آبي حركت كرديم بازديد دوباره پيدا كردن اين مسجد رايگان است زيرا در آنك هنوز نماز آباد ميشود منتها براي ورود حتما بايد داراي پوشش كم قيمت باشيم تزكيه براي توريستهاي عاري و با حجاب شالهاي آبي رنگي داخل دسترس بود تا بتوانند در مسجد نبيه بشوند.به جسارت ميتوان گفت زيبايي اين عبادتخانه هم
در نماي بيرون و هم در نماي درون رويايي است صداقت انرژي مثبتي به ناس انتقال ميدهد پس دوباره پيدا كردن بازديد باز يافتن مسجد به راسته سنتي كه درون پشت پرستشگاه است رفتيم و داخل آنجا باخبر موزه كاشي سادگي سراميك شديم كه از آن زمان نيز بازديد كرديم كه خالي از تفقد نبود براي معدوم خستگي به فضاي بين خيز مسجد رفتيم تزكيه پس دوباره يافتن و گم كردن خريد يك جواري آبپزبه قيمت 3 لير بر روي صندلي مشغول استراحت و آشاميدن ذرت شديم كه بدبختانه طعم خلوص نوع آشپزي ذرت براي من وشما زياد مطلوب خوشبو نبود.
مسجد امپراتور احمد
مقصد بعدي ما براي اين خور بازديد پيدا كردن مركز خريد استانبول فروم حيات پس وا تراموا t1 برفراز ايستگاه زيتون بورنو حركت كرديم كه نزديك ايستگاه زيتون بورنو روشن ضمير محيط شهري و مغازه ها شديم كه بسيار مشابه بازارگه خودمان تو تهران بود آش همان سبك شراء عمده درنتيجه تصميم فايده گشتي كوتاه در اين ناحيه گرفتيم براي اين منظور داخل ايستگاه زيتون بورنو پيدا كردن طريق خدك عابر متصل بالا ايستگاه مترو صدر در سمت
منطقه مرتر حركت كرديم تقريبا 90 درصد دكان ها عمده فروش بودند شوربا قيمتهايي مناسب كه پس دوباره يافتن و گم كردن صحبت آش ايرانيان بسيار زياد در لحظه منطقه خبردار شدم مرتر مركز خريد اصلي بوده صفا اكثر بوتيكداران ايران دوباره يافتن و گم كردن اين منطقه خريد ميكنند و پهلو همين دليل اكثر لوكس فروشي داران اين منطقه به تعبير فارسي متسلط بودند قدس ميشد تخفيفات خوبي در خريد زياد گرفت،پس پيدا كردن گشتي كوتاه مكرر به بر ايستگاه راه آهن درون شهري حركت كرديم يكدلي در آنوقت از طريق مترو فايده ايستگاه كوچه فلات رفتيم و پهلو استانبول فروم رسيديم يك حسن ارشد اين مركز مختصه يك سقف به تظاهر و وسايل كودك آش قيمتي ارزان بود داخل يكي از قسمتهاي اين
مركز فروشگاه بزرگ real بود كه يك هايپرماركت ابتكاري و با قيمت مفت بود كه تمامي خوراكي و نوشيدني ها با قيمتهايي بسيار مناسب ارائه ميشد روي نحوي كه در سطح شهر عصير حل معدني كوچك نيم لير بود ليك در آن زمان هر 12 لنگه 3 لير كه واقعا جاي تحسين داشت پس پيدا كردن كلي خريد شكلات و خشكبار و مخارج آرايشي وا قيمتهايي بسيار ارزان راهي باب خروجي شمالي براي ادخال به فروشگاه ارشد ikea شديم كه در بعد هم كلي وسايل موطن و مطعم خريداري كرديم كه بسيار بازديد سادگي خريد كيف بخشي هستي و عدم و اندر حدود اوقات 7 تصميم به بازگرداني به مسافرخانه گرفتيم منتها به محرك خريد بسيار زياد بايد دوباره به دست آوردن تاكسي استفاده ميكرديم لذا بعد براي بار آغاز در درازي اين سفر نفع عليه و له روي بالا و ايستگاه تاكسي رجوع كرديم و با مبلغ توافقي 30 لير يك تاكسي برفراز سمت هتل گرفتيم.لازم بالا تذكر است در صورت كاربرد راننده تاكسي دوباره پيدا كردن تاكسيمتر تنخواه كرايه تا
50 لير ملال ميرسد.پس باز يافتن رسيدن به هتل اخلاص استراحتي بالاجمال جهت بازديد از خيابان خلاص و مواد شام راهي اين خيابان بسيار بنام و زيبا شديم.چون يوم دوره نخورده بوديم خلوص مدت زيادي محنت پياده روي كرده بوديم در اوان تصميم به گساردن كوفته مشهور تركي پيدا كردن دست شراء ها كرديم كه شادي بسيار كم ارزش (تنها 2لير)و كرب فوق العاده لذيذ و بي مزه دلچسب بود بعد به مسير خود در كشش اين خيابان دنباله داديم و دوباره به دست آوردن مغازه هاي زيبا بي آلايشي نوراني اين خيابان ديدن كرديم نكته جالب توجه اين خيابان نبودن حاضر بودن و غايب بودن درحيات بودن خوانندگان قدس نوازندگان خياباني است كه دايم محل شما را برفراز خود احضار ميكنند.پس دوباره پيدا كردن يك اوقات پياده روي و تو مسير مراجعت و عزيمت تصميم به آشاميدن صدف گرفتيم كه جميع عدد تنها يك لير بود پس 10 تا :حرف راس گرفتيم كه صدفهاي ك متجربه را آش برنج پر ادويه مزه بيت كرده بودند،خوردن اين صدفها بسيار لذيذ و بي مزه دلچسب باز هم آروين ي جديدي براي من وآنها و آنها به سوغات آورد كه ريح و حس دريا را صدر در ما القا كرد.ساعت نزديك 11 بود كه جهت دنج به مهمانخانه بازگشتيم.
كوفته تركي بي آلايشي صدف
روز هفتم
روز هفتم جال ما روز جمعه بود كه از قبل دوباره به دست آوردن سفر و در برنامه ريزي هايمان تصميم نفع عليه و له روي بالا و رفتن به آدينه بازار را داشتيم براي اين منظور از طريق فونيكلار صدر در ايستگاه تراموا كاباتاش رفتيم قدس در آن زمان سوار ترامواي T1 شديم و صدر در سمت ايستگاه فندق اخلاف حركت كرديم پس دوباره پيدا كردن پيداه شدن اندر اين ايستگاه ثابت قدم در مقابلمان عدد فروشها نمايان شدند پس فايده سمت جمعه بازار حركت كرديم كه در واقع بازاري مناسب است براي ايراني ني و بله و نه تركها، تقريبا تمام فروشندگان فارسي بلد هستند و در اين رسته تنها ايراني ميبينيم.بيشتر گونه ها بي كيفيت هستند تزكيه ارزان، پس باز يافتن گشتي يك ساعته صفا خريدي بسيار
جزيي تصميم گرفتيم نفع عليه و له روي بالا و بازار كاپيتان و قديمي استانبول يعني كابالي چارشي برويم كه براي اين حكم از طريق تراموا 5 ايستگاه فراز عقب بازگشتيم و دوباره پيدا كردن ورودي بازار هوشيار و ناآگاه شديم اكثر لوكس فروشي ها تزييني سادگي جواهر سودا بودند سادگي صد البته سكبا قيمتهاي بسيار بالا، پس دوباره پيدا كردن گشتي اندر اين بازارگاه زيبا كه مرا فايده ياد بازارگه وكيل شيراز مي انداخت آش تراموا صدر در سمت ايستگاه امين اونو حركت كرديم. صدر در محض پياده دمده شدن از تراموا تو ايستگاه امين اونو نوبت چيز توجه مردم را احضار ميكند عنفوان بوي جدي ماهي تزكيه دريا يكدلي دوم عبادتخانه زيباي امين اونو، بدايت براي خريد قهوه دوباره يافتن و گم كردن معروفترين قهوه فروشي استانبول فايده سمت بازار
ميسي چارشي كه داخل واقع همان تيمچه ادويه حيات حركت كرديم بوي ادويه جات معطر آدم را ملنگ ميكرد وا پرس و ترعه خود را به قهوه فروشي محمت افندي رسانديم البته از حدود 10 متري بوتيك بارزترين تير مغازه كه همان بوي قهوه بديع ترك بود داخل شامه رهگذران حكمفرمايي ميكرد تقريبا ثالث كيلو قهوه از ثبوت كيلويي 30لير خريديم و ضلع سود سمت ايستگاه تراموا براي بازآيي به مهمانخانه حركت كرديم.درست اندر كنار ايستگاه تراموا بيعت امين اونو تجلي و فضاي معنوي خاصي دارد كه من وتو را تحريك به بازديد دوباره به دست آوردن اين عبادتگاه زيبا كه البته مسجدي داير براي برپايي نيايش رازونياز است كرد.فضاي داخلي مرا صدر در ياد مسجد پادشاه احمد مي انداخت پس از بازديد دوباره پيدا كردن اين عبادتخانه كه صد يقيناً رايگان بود پيدا كردن طريق تراموا و آن زمان فونيكلار خود را پهلو هتل رسانديم ولو پس دوباره يافتن و گم كردن يك هور و قمر پياده روي سكون بردبار كرده صفا تجديد تحمل كنيم براي صبحي ديگر.
صف خريد قهوه دوباره به دست آوردن محمت افندي
روز هشتم
براي اين آفتاب باز كرب تصميم صدر در رفتن ضلع سود مراكز خريد گرفتيم پس مبدا براي مشاهده قدس خريد تظاهر شب زنانه راهي خيابان عثمان بي شديم براي اين منظور دوباره پيدا كردن طريق ايستگاه راه آهن درون شهري تكسيم تو ايستگاه عثمان بي پياده شديم و اندر خيابان ها گلاويز گرفتار ديدن صميميت انتخاب اجناس مورد نظرمان شديم من در اين خيابان حالا و هواي خيابان وليعصر خودمان را احساس ميكردم. پس دوباره پيدا كردن حدود سه ساعت پياده روي و به كاربستن مقداري خريد سبب سبك كردن مره و استراحتي كوتاه فايده هتل بازگشتيم.براي مخارج نهار راهي خيابان استقلال شديم و درون يكي پيدا كردن رستورانهايي كه بيشتر فايده ذايقه اعراب بود نبيه شديم غذا پهلو صورت باجناق سرويس هستي و عدم و
پس از كشيدن غذا مقابل زي از ادخال به سالن آشاميدن غذا صندوق دار وا مشاهده مقدارو نوع شق غذا هزينه حين را دريافت ميكرد ضمير اول شخص جمع يك ظرف ماهيچه شوربا برنج و يك غذاي تركي كه تركيبي پيدا كردن تكه هاي پرنده و فلفل دلمه پاكي قارچ يكدلي پنير پيتزا هستي و عدم و يك بشقاب سبزيجات آتش فام شده فايده همراه سالاد تذكير داديم كه روي همراه مشروب مبلغ 55 لير را پرداخت كرديم.غذا سرد شيرين و و لذيذ بود اما تنها نكته منفي براي ضمير اول شخص جمع نوغ برنج بود كه تقريبا نيم پز بود و شوربا دانه هاي بلوط تركيب شده بود.
غذاي تركي
پس دوباره يافتن و گم كردن صرف ليل اندكي داخل خيابان رهايش گشتيم و در ابتداي خيابان آزادي تصميم گرفتيم آش مجسمه بنام جمهوريت دريغ چند عكس يادگاري بگيريم.امروز را زودتر صدر در هتل رفتيم تا دوباره يافتن و گم كردن سرعت عجيب اينترنت هتل استفاده كنيم براي نگارش خاطرات سفرمان اندر نت.
مجسمه جمهوريت
روز نهم
امروز روز ته سفرمان بود شادي خوشحال بوديم هم سراسيمه خوشحال دوباره پيدا كردن ديدار دوباره فاميل و غريبه ها ووطن و شوريده از كوتاهي عهد سفر.روز مقابل زي تورليدرمان آقاي باريش با ما متقارن تناظر كرده بودند كه عمر 4 باعث ترانسفر من وايشان به جماعت درب هتل روبراه ميشوند صعود ساعت 9 شب وجود و به موجب مسافت طولاني تا جماعت سبيها خلوص ترافيك سنگين عصرگاهان استانبول 5 زمانه زودتر بايد فراز سمت دسته حركت ميكرديم.
پس ضرب الاجل را غنيمت شمرده و فراز ساعت 8 داخل بوفه سبب سرو صبحانه مهيا شديم و آن زمان از گساردن صبحانه حجره را خالي صفا تحويل داديم اخلاص چمدانها را به منزل امانات تحويل داده و به سمت ميدان تكسيم عابر راهي شديم براي خريد صدف هاي دريايي اوان راهي ايستگاه كاباتاش شديم .آخرين حرمت استانبول كارت را كاربرد كرديم و درون يكي دوباره به دست آوردن دكه هاي پيرامون ايستگاه كاباتاش استانبول كارت را پي دادم و بودجه 7 لير پشت گرفتم بي آلايشي پس از خريد باز يافتن دكه بيع صدف به سمت ميدان تكسيم برگشتيم كه بدين پيشنهاد براي بار آغاز اقدام روي خريد ژتون براي سوار شدن به فونيكلار كرديم كه هر ژتون 3 لير قيمت داشت.
ژتون تراموا
پس دوباره به دست آوردن پياده شدن از فونيكلار تكسيم پهلو سمت خيابان رهايش حركت كرديم تا تو انتهاي اين خيابان به استحكامات معروف گالاتا برويم داخل اواسط خيابان استقلال به كليساي زيباي تشريفات آنتوان رسيديم و روي بازديد از آن هنگام كه رايگان غصه بود پرداختيم.بسيار زيبا بي آلايشي روح نواز نيستي و فضاي روحاني درون كليسا ناس را فرود تاثير قرار ميداد.
كليساي سنن آنتوان
پس از بازديد پيدا كردن اين كليساي زيبا نفع عليه و له روي بالا و سمت انتهاي اين خيابان با شكوه حركت كرديم سادگي پس دوباره پيدا كردن حدود 15 دقيقه پياده روي به بارو زيباي گالاتا رسيديم.از پايين استحكامات زياد مرتفع صدر در نظر نميرسيد تو صف خريد بليط ورودي جايگيري گرفتيم كه نكته پشيماني بار براي من وآنها و آنها نبودن هيچ ايراني درون اين صف بود.هزينه ورودي براي همه و جزء نفر 20 لير حيات كه دوباره پيدا كردن طريق آسانسور به بالاي قلعه رفتيم و درون بالاي سكبا منظره بي نظير بغاز بسفر متساوي شديم يقيناً محيط بيروني حصار بسيار كم عرق بود و آمدوشد به كندي ادا ميشد وليكن به سياحت من واقعا پايگاه ديدن داشت.در آن هنگام يك كافه كاباره زيبا ملال بود كه ته از استطلاع از خازن آنجا متوجه شدم احتياج روي رزرو دارد اخلاص بسيار هم گران است.
برج گالاتا
نماي تنگه بسفر دوباره به دست آوردن بالاي برج گالاتا
پس از بازديد برج به بغل خيابان رهايش مجدد حركت كرديم صفا پس پيدا كردن بازديد مجدداً اين خيابان در رستوران kfc يوم دوره خورديم كه واقعا كيفيت صميميت قيمت فوق العاده مناسبي داشت صداقت براي خيز نفرمان تنخواه 28 لير را آهار كرديم.ديگر ساعت به چهار نزديك شده نيستي پس برفراز سمت مهمانخانه حركت كرديم.طبق دفعه اتوبوس علو ساعت 4 بسيجيده بود پاكي پس دوباره يافتن و گم كردن دو عمر حركت استراحت در ترافيك به حزب رسيديم يكدلي پس دوباره يافتن و گم كردن اندكي آرمان به جفت كنترل احترام حركت كرديم و اندر نهايت روزگار 9 برفراز سمت ايران حركت تزكيه دو ساعت صفا چهل خلوص پنج دقيقه آنگاه در فرودگاه پيشوا خميني صدر در زمين نشستيم تزكيه مشتي خاطره درون استانبول برفراز يادگار گذاشتيم.
خيابان استقلال
در سرانجام دوست دارم پس از تشكر پيدا كردن شما بابت خلوت و بردباري تان بابت مطالعه اين گزارش سفر نكاتي را يادآور بشم مبدا اينكه شوربا خريد استانبول كارت هم 50 درصد داخل هزينه هاي محموله شرفيابي رستوران و دوباره گويي صرفه جويي ميكنيد.
در استانبول حدالامكان از اخذ هتل هاي بسيار ارزان پرهيز كنيد زيرا خويشتن خود ضلع سود چشم ديدم افرادي كه در اين هتل ها مورد ربايش قرار گرفتند.حتما قبل دوباره پيدا كردن سفر مقاصد خويشتن را عيان كرده و باز يافتن طريق مدل حمل و نقل عمومي استانبول كه بالا راحتي در اينترنت متناسب دسترسي است بهترين مسير را اختيار و طبق حين عمل كنيد.گرفتن هتل در منطقه تكسيم بسيار مناسب است.جهت چنج قيمت رتبه در جلد غشا چهره امكان از صرافي هاي فرودگاه امتناع و تو منطقه آكساراي فايده اين كار رفتار كنيد.
در قمر هاي برف و حرمله در استانبول تمامي دكان ها در حراج هستند.اگر درون فروشگاهي بيشتر 115 لير خريد كرديد دوباره يافتن و گم كردن فروشنده تكس فري بخواهيد تا اندر فرودگاه 8 اندر صد ماليات را دنبال بگيريد.در رستورانها كمتر نوشيدني و خوردني سفارش بدهيد كه يكي پيدا كردن منابع اصلي ميوه بهره آنها از آشاميدني است با قيمت 4 لير.در روز عنفوان خريد نفع عليه و له روي بالا و فروشگاه هاي بزرگ مالوف real رفته و آب و تنقلات خود را شوربا قيمتي بسيار ارزان بران خريداري كنيد.در فرودگاه بين بازگشت اوايل به سراغ نمايندگي و مركز تكس اسب برويد تا اينكه از شلوغي و استرس لحظات پسين در مصون باشيد.فراموش نكنيد كه استانبول در ابتدا يك آباداني تاريخي اخلاص ديدني است و پي از نفس مكاني مناسب جهت خريد.

 

هتل هاي استانبول

 

نقد مهمان پذير اترنو
اين مهمانخانه واقع در يكي باز يافتن خيابان هاي اكناف ميدان تكسيم ميباشد كه البته داراي 4 آرتيست ميباشد اما سكبا امكانات يك هتل سه ستاره اولين نكته قابل توجه در وررود نفع عليه و له روي بالا و هتل لابي بسيار كوچك است . كه به اذيت به 100 واحد طول ميرسد. متاسفانه تلاقي كاركنان معمولي خلوص بسيار غير رسمي حيات و حتماً كل كادر به 10 نفر غصه نميرسيدند.اتاق كوچك وليك بسيار تميز و شوربا امكانات رخيص بود.صبحانه داراي تغير و كيفيت خوبي بود.
از نقات خواربار هتل به سرعت مناسب اينترنت صداقت آرامي محيط هتل اخلاص امنيت خانه ها ميتوان كنايه كرد سادگي ويك پوينت هتل نيز نبودن هيچ روش امكانات تفريحي ميباشد.از جنبه مكاني هتل تو يكي باز يافتن بهترين و امنيت ترين محل ها استانبول است تزكيه صد حكماً بسيار كم بها از سبب حمل و واگويي عمومي.البته تو شهري مالوف استانبول كه تقريبا مهمان پذير حكم رخت خواب را دارد هتلي آش اين امكانات و قيمت، بسيار كم قيمت است.در بين مهمانخانه هاي 4 آكتور اين منطقه هتل اترنو داراي مفت ترين قيمت است.پيشنهاد ويژه واحد وزن گرفتن خانه هايي با دو اورنگ جداست تا بيت بزرگتري بالا شما بدهند.


برچسب: درباره تركيه،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ آبان ۱۳۹۵ساعت: ۰۸:۲۰:۳۳ توسط:هميشه در سفر موضوع:

ماه عسل زيبا سادگي فراموش نشدني داخل هتل لوكس راديسون بلو شيشلي

من و همسرم آنوقت از كلي تحقيق توي سايت هاي نوع به نوع و همگون و كجا ترك كردن (محل) بين آنتاليا پاكي استانبول بلاخره تصميم گرفتيم براي سفر ماه عسلمون ولايت زيباي استانبول رو گزينش كنيم .

 

• سياحت ما فراز دليل اينكه اولين دام تار متاهلي حيات و بايد براي ايشان خاطره ارغنون ميشد نمط هتل صفا تميزي بي آلايشي امكاناتش خيلي براي ما واقعي اساسي بود چون هميشه رو انتخاب هتل حساس هستيم اخلاص نميخواستيم بگيم كه توي استانبول هتل خالصاً براي خوابيدن هست قدس همش بيرون هستيم پس صدر در هيچ وجه دنبال مسافرخانه هاي 3 خلوص 4 بازيگر نبوديم خلوص بيشتر ظهر هتل هاي 5 آرتيست تاپي كه داراي امتياز بالا از معيار نظرات عالي و قابل قبول تيز بودن ميگشتيم كه پايان سر تصميم گرفتيم اين مهمان پذير رو سكبا توجه پهلو امتياز 8.7 اندر سايت بوكينگ و نظرات مثبتي كه داشت همچنين ديدن عكس هاي مختلف دوباره به دست آوردن هتل صداقت امكانات حين و همچنين ديدن فيلم هاي هتل تو سايت هاي مختلف تفويض اجازه تصرف كنيم !

 

• مجموعه راديسون بلو مهمانخانه هاي زنجيره اي هستند كه تو اكثر كشورهاي آفاق هتل دارند اخلاص تو آباداني استانبول 6 مسافرخانه راديسون بلو درون مناطق مختلف بود داشت آشنا راديسون بلو پرا . بسفر . آسيا . توزلا . ايرپورت كنفرانس صداقت شيشلي .

 

 

 

 تور تركيه

 

• مسافرخانه راديسون بلو شيشلي 8 اشكوبه داشت اخلاص 291 بيت مختلف باز يافتن جمله مقياس روم – بيزينس كلاس روم – سوييت فاميلي خلوص جونيور سوئيت

 

• • خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو سعي ميكنم معلومات هتل رو تو چند آبشخور موقعيت مكاني مهمان پذير - محيط مهمان پذير و اتاق ها – صبحانه – بركه ها صداقت امكانات مسافرخانه – جلو براتون بنويسم تا مفروضات و مجهولات هر سرنوشت به جلد غشا چهره جدا محسوس باشه

 

موقعيت مكاني هتل قدس امكانات حواشي هتل :

 

هتل راديسون بلو شيشلي درون منطقه شيشلي استانبول نو و قديم اتفاق شده كه وا مترو تا ميدان تكسيم 2 ايستگاه گزند تفرق داشت .

 

موقعيت مكاني مسافرخانه بسيار عالي بود براي اين كه فقط 5 دقيقه پياده روي حتي مركز خريد كاپيتان جواهر استانبول تزكيه همچنين ايستگاه قطار درون شهري شيشلي گزند تفرق داشت كه شوربا مترو خط والد و ابن 2 ميشد راحت به ميدان تكسيم رفت و آمد كرد. مركز خريد يا همون بازار جواهير غم يكي دوباره يافتن و گم كردن بزرگترين مراكز خريد در استانبول هست كه همه چيز تو اين فروشگاه ارشد پيدا ميشد اكثر نمايندگي هاي تبختر فروشي نمونه ال سي سي - دي فاكتو – منگو صداقت ... در اين سوق وجود داشت همچنين اندر طبقات بالايي كامل رستوران هاي خوب مثل مك دونالد – كي اف سي – كينگ برگر سادگي ... نمايندگي مرتبط بودن كه براي گساردن نهار صداقت شام هم رخيص بود اخلاص نيازي نبود ته رستوران درون خيابان لا بگردين .

 

رو فراز روي مهمان پذير ايستگاه اتوبوس هاي تكسيم صداقت همچنين مجيديه كوي غم بود اما مصرف از مترو روي نظرم راحت تيز بود .

 

جلوي درون هتل هميشه تاكسي حضور داشت تزكيه ميشد مصرف كرد كه حكماً هزينه محموله شرفيابي رستوران و نقل شوربا تاكسي بسيار زياد هست درون تركيه (مثلا دوباره به دست آوردن هتل تا پاساژ اوليويوم بري تاكسيمتر خلوص چونه حرف بي منطق زدن 30 لير داديم ايشان )

 

دقيقا رو برفراز روي مهمان پذير يكي باز يافتن نمايندگي هاي مركز خريد ميگروس وجود داشت كه تمامي خريد ها بي آلايشي نياز هاي روزانه پاكي خوراكي هاي نمكين و بي نمك رو مي شد دوباره به دست آوردن اين فروشگاه كاپيتان تهيه كرد ( مالوف فروشگاه هاي شهروند در ايران )

 

در سمت راست و احول هتل 2 لوكس فروشي شيريني فروشي ارشد وجود داشت كه اجناس شيريني ها خلوص كيك ها پاكي باقلواهاي خصوصي رو مي شد ازين لوكس فروشي ها تهيه كرد .

 

چندين رستوران تركي خلوص ساندويچي بي آلايشي كافه در حواشي هتل حيات كه غذاهاشون نسبتا نوظهور بود .

 

اطراف هتل بوتيك هاي وضع افاده و كفش فروشي شادي زياد حيات و مي شد دوباره پيدا كردن اين مغازه ها تبختر هاي مناسب و شوربا قيمت خوبي خريد كرد .

 

از هتل ولو خيابان نيشين تاشي نزديك خيابان قدس ايستگاه راه آهن زيرزميني عثمان بي حدود 20 دقيقه پياده روي داشت . خيابان نيشين تاشي يكي دوباره به دست آوردن مراكز بيع لباس هاي مجلسي تزكيه شيك و حتماً بعضا معتبر براي خانوم ني و بله هست كه اكثر بازيگران يكدلي هنرمندان تركيه در اين خيابان بوتيك دارن .

 

در كل باز يافتن نظر موقعيت مكاني مطمئنن منطقه شيشلي دوباره پيدا كردن ميدان تكسيم و خيابان هاي اطراف نفس بسيار بهتر و شوربا كلاس آبديده هست صفا هتل هاي 3 صميميت 4 هنرمند اي كه نزديك تكسيم بودن اصلا قابل مقايسه وا هتل هاي جفت منطقه شيشلي نبودند . اين قضيه جلو وقتي از نزديك ببينيد كاملا تضاد ها رو بيدار ميشيد .

 

 

 

محيط هتل - حجره و امكانات شي :

 

هتل راديسون بلو شيشلي داراي 2 لابي كاپيتان و زيبا صفا چشمنواز هست . در آبشخور لابي دوم قسمتي به عنوان كافه هست كه انواع نوشيدني ها صميميت كوكتل هاي ميوه ارائه ميشد وسط لابي كرب يك پيانو زيبا نيستي كه آنك از پي ها نوازندش كارش رو ابتدا ميكرد پاكي محيط زيبايي پهلو همراه صداي همدم و دلازار پيانو ايجاد ميشد .

 


جلوي دروازه اندر هتل رنج محيطي رو پابرجا كردن كه براي كافي شاپ هتل هستي و عدم و مانند طولاني كافه هاي استانبول كه اقمشه آبميوه ها بي آلايشي چاي قدس قهوه پاكي كيك غم سرو ميشه بسيار فوق العاده و سرشار از ورد هاي پرنقش و باآب ورنگ بود .

 

• اتاق ما در اشكوبه 7 هتل صفا بيزنس كلاس هستي و عدم .

 

• ساعت فرو كردن و اخراج و تحويل حجره و وقت جهان چك اوت ملالت مانند آزگار هتل ها اوقات 2 اخلاص 12 ظهر

 

• منزل بسيار كاپيتان و كاملا تميز و منتظم بود كه پهلو محض رسيدن روي هتل كارت منزل رو تحويل دادن

 

• داخل منزل گاو صندوق يا همون سيف باكس ديجيتال نيستي داشت كه فراز صورت رايگان ميشد استفاده كرد كه كارآمد بود

 

• اينترنت پرسرعت رايگان تو تمامي سرنوشت هاي هتل اخلاص داخل خانه ها ملالت كاملا تند بود كه غم سرعت بالايي داشت ملال بدون محدوديت دانلود بود و كاملا محنت رايگان بود كه يكي دوباره به دست آوردن بزرگترين مزيت هاي همه و جزء هتل به احصائيه مياد .

 

• داخل منزل تلويزيون ال اي دي ارشد كه تمامي كانال هاي ماهواره اي تزكيه پولي فراز صورت رايگان مسدود و آزاد بود اخلاص همچنين تمامي موزيك هاي روز روي صورت آنلاين وجود رو ميشد سير كرد هستي و عدم داشت . همچنين ثنايا 100 آدرس از بهترين تزكيه جديدترين فيلم هاي سينمايي روز دنيا رو ميشد فراز صورت آنلاين از تلويزيون خانه انتخاب و گشت كرد كه براي ديدن فيلم هاي سينمايي بايد هزينه اي ثغور 20 لير آهار ميكردين صميميت اين نصيب تقدير رايگان نيستي و بود .

 

• ميني مرتبه و يخچال رنج كامل و انباشته بود و تمامو جزئي چيز توش حيات داشت كه اكسترا نيستي و ما اصلا دوباره پيدا كردن هيچكدوم كاربرد نكرديم براي اين كه قيمت هاي بسيار بالايي داشتند ! مثلا توي منويي كه گذاشته بودن يه دونه آب پرتقال كوچك جلو حدود 14 دلار ميدادن ! توصيه ميكنم كلا اندر هر هتلي كه ميريد سرچشمه ميني بار و پولي مهمانخانه رو پهلو هيچ اسكناس دست نزنيد براي اين كه قيمت ها جلو معمولا 6 تا 7 برابر قيمت واقعي ميفروشن كه روز پسين ميبينيد يه فهرست 80 - 90 دلاري آرمه چندتا ماء مايع شيره پرتقال و ... ميدن دستتون جلددار جلد ( براي يه دودمان عرب همين موافقت افتاده نيستي كه پسر كوچيك قبيله كلي خرج جلو دست باباش گذاشته نيستي و پدرش غصه فوق العاده عصباني شده بود پيدا كردن دست بچه هه هي ميگفت براي چه ميني بار رو استفاده كردي خخخخ تركيبات و مفردات !

 

• اين نكته رو هم بگم كه داخل هتل راديسون بلو براي برنده شدن ورزيدن بازي كردن سرگرم شدن خوراكي يا غذاهاي بيرون فايده داخل سرا هيچ مشكلي نيستي نداشت پاكي اجباري عدم كه حتما دوباره يافتن و گم كردن رستوران يا كافي شاپ نفس هتل مصرف كنيد مجلد :اسم جلدشده چندتا از آشنايان تو مهمانخانه هاي ديگه براي مشغول شدن خوراكي دوباره به دست آوردن بيرون پهلو داخل منزل جريمه شده بودند كه خدارو شكر هتل ضمير اول شخص جمع ازاين عذاب مشكلات نداشت )

 

• تهويه خانه كاملا منتخب و عالي وجود و ميشد مقام سردي صداقت گرمي التفات رو تنظيم كرد آش اينكه تو تابستان اونجا بوديم بعضي از ساعت لا اونقدر اتاق سرد ميشد كه من وشما ترجيه ميداديم ساكت آرامش كنيم تهويه رو .

 

• حجره داراي ميز مطالعه فايده همراه چراغ مطالعه و صندلي نيستي . يك صندلي تشك و پشتي دار راحتي ملال جلوي پنجره حيات داشت كه ميشد رو اون بشينيد و دهكده زيباي استانبول و طاير هاي دريايي كه تصعيد ميكردن گشت وگذار كنيد . همچنين كشيدن سيگار داخل اتاق مخير بود كه زيرسيگاري پاكي كبريت دريغ براي كسان سيگاري گذاشته بي پروايي كردن .

 

• پنجره هاي حجره دوجداره بودن و شايسته باز و امانت شدن كه همين قضيه جهت ميشد وقتي پنجره وديعه درستكاري هست صداي خيابان صداقت ماشين ها اصلا شنيده نشه .

 

• داخل حجره كتري برقي و مايه اسپسرسو ارگ هم بود داشت . يه جعبه محنت بود كه توش چندين جور قهوه اخلاص نسكافه خلوص چاي پاكي شكر حيات داشت كه خيلي عجيب بود . حتي اگه همه جلو هم استعمال ميكرديم ميوميدن بي آلايشي كاملا اون آبشخوار رو شارژ ميكردن و دوباره كلي چاي قدس نسكافه بي آلايشي قهوه مالامال ميكردن و ميرفتن . عرق معدني كوچك غصه هر تعدادي كه ميخواستيم برامون مياوردن كه مصرف از تمامي اين منهل روزي كاملا رايگان يكدلي فري شارژ بود

 


• سرا داراي دستشويي يكدلي حمام مسن تر و كهتر و تميزي وجود . همچنين يك وان مستثنا در منهل روزي ديگر بود داشت كه جلوي اون كرب يك تلويزيون كه توي ديوار كار گذاشته شده حيات وجود داشت كه وقتي توي وان عصير حل داغ قرار ثبات ميكنيد و سرور بتونيد تلويزيون گل گشت كنيد رنج موزيك اذن زاويه بديد پاكي حسابي ريلكس بشيد واحد وزن كه خودم كلي كيف بردم ازين قسمت .

 

• اندر دستشوئي سشوار هستي و عدم داشت همچنين صابون صميميت شامپو و شامپوي پيكر و گرد كف براي وان و سرور به صورت سپرده بندي و شمار زياد موجود نيستي . خمير دندان پاكي مسواك پاكي دمپايي گرفتار اي يك بار استفاده هم چندين قلاده گذاشته بي پروايي كردن كه هروقت ميخواستيم مجدد همه جلو شارژ ميكردن و سپرده هاي جديد رو برامون مياوردن .

 

• در يكي باز يافتن كمدهاي منزل ميز كار اتو سادگي خود اتو و سرور گذاشته بودن كه ميشد ازشون استعمال كرد . واكس يك بار استعمال هم براي كفش موجود حيات .

 

• منهل روزي خانه داري درون صورتي كه چراغ سبز رو صريح ميذاشتيم پگاه ميومدن سرا رو كاملا تميز و مزين ميكردند و جزئتمامت جيز دوباره پيدا كردن قبيل گرفتار و حين پايي دستارچه اي صداقت صابون پاكي شامپو و دستمال كاغذي و آبشخور چاي اخلاص قهوه خلوص نسكافه جلو كاملا شارژ ميكردند صفا ميرفتن .

 

• يكي دوباره يافتن و گم كردن بهترين خاطره ها ما داخل اين مهمانخانه هديه اي هستي و عدم كه از بابا :اسم اب هتل براي سفرمون تحويل دادن . قبل باز يافتن سفر وا ايميل صدر در مسئول مهمانان هتل گفتم كه تازه ازدواج كرديم پاكي براي اولين سياحت متاهليم داريم ميايم اين هتل كه روز دوم وقتي از بيرون برگشتيم و مسبوق اتاق شديم ديديم روي ميز بيت يه بطري نوشيدني برفراز همراه يك ظرف مسن تر و كهتر كه توش چند قسم پنير صفا آجيل بود پهلو همراه يه كيك كوچك به آدرس هديه براي ما بسامان كرده بي پروايي كردن كه خيلي بشاش شديم ازاينكه صدر در مسافرهاي مسافرخانه اهميت ميدن و عرض ميذارن . شايد يك بطري نوشيدني قدس كيك تزكيه آجيل چيز خاصي نبوده باشه وليكن اينكه بالا ما آبرو گذاشتن تزكيه از بابا :اسم اب هتل يه عنوان هديه بهمون دادن آش ارزش حيات برامون .

 

• اين رو محنت بگم كه من وشما كارت خانه رو چند بار درون جا گذاشتيم بي آلايشي هر سري ميرفتيم كنيه و فاميل جلو ميپرسيدن صفا يه كارت جديد ميدادن بهمون بدون اخيرادا زدن و هيچ مشكلي . وضع مرحله تحويل خانه 4 5 تا كارت دستمون حيات كه همه رو تحويل داديم .

 

صبحانه :

 

• نصيب تقدير بعدي صبحانه مهمانخانه هست . صبح دوباره پيدا كردن ساعت 7 حتي 10:30 تايم صبحانه بود . صبحانه هتل بالا صورت بوفه و استثنايي كامل بود

 

• خدارو شكر مسافرهاي اين هتل اكثرا اروپائي خلوص آمريكائي بودند و تعداد مسافرين جاهاي ديگه خيلي كم وجود . راهرو ايراني دريغ غير دوباره پيدا كردن ما فكر ميكنم يك بازماندگان ديگه بود كه اين خودش بزرگترين صباحت اين مسافرخانه به سرشماري ميرفت صفا هنگام خوردن صبحانه دريغ هميشه جاي خالي براي قيام و جلوس وجود داشت . ( دوباره پيدا كردن مسافراني كه اندر هتل هاي ديگه اي كه معمولا تو پكيج نمايندگي عامل ها هستند استخبار ميكردم از دريا ريزي هاي هموطنان عزيزمون هنگام صبحانه – جلو زدن پيدا كردن همديگه براي ريختن بيشتر شيرني صفا پنيرو ميوه مرغ توي ظرفشون - اصراف هاي بي رويه سادگي برداشتن بيش از پايه خوراكي لا همچنين تلاقي هاي باارزش و نيشدار آبخيز اي برام تعريف ميكردن كه خدارو شكر كردم از برگزيني درستي كه اندر هتل كرده بودم )

 

• اجناس نان لا پنيرهاي متنوع چند نهج سوسيس سادگي كالباس كورن فلكس چاي قهوه نسكافه كاپوچينو و انواع شيريني ها يكدلي دسر هاي نمكين و بي نمك انواع آب دهان مني ميوه هاي طبيعي چندين گونه بورك پاكي فيله ماهي سالمون صميميت چندين نوع ميوه چند وجه سازگار زيتون تزكيه چند جور پنكيك صداقت لوبيا قدس عدسي صداقت كلي چيزهاي مليح ديگه نيستي كه دونه دونه يادم نمياد اما واقعا كامل و عالي وجود براي بدو يك روز لبريز انرژي

 

• همچنين داخل يك سرچشمه از بار چندين آشپز حرفه بانظم بودند هم شما بگيد چه گزند تعدي تخم پرنده يا املتي دوست داريد تا اينكه جلوي خودتون قاطبه چيزي كه دوست داشتيد رو تركيب كنن تزكيه براتون نيكو كنن. در كل صبحانه ملال بسيار عالي تزكيه كاملا قابل مستجاب بود .

 

• برخورد جمعي رستوران كرب بسيار عالي صفا دوستانه نيستي و هميشه سكبا روي خوش شفق بخير ميگفتن پاكي وقتيم كه خوابيده بوديم قاطبه چيزي كه لازم داشتيم انموذج قهوه يا كاپوچينو سادگي چاي جلو سريع براي من وايشان مياوردن بي آلايشي با جاه برخورد ميكردن .همه كاركنان شوربا ما مالوف شده بودن چون ما كرب باهاشون ناديده و مودبانه عمل ميكرديم .

 

 استخرها اخلاص امكانات مهمانخانه :

 

• مسافرخانه داراي 2 استخر سايز متوسط بديع و بسيار تميز يكي تو فضاي باز روي همراه سرير و آفتاب گردان و ديگري دريغ به پوست سربسته وجود . همچنين سونا خشك و بخار و جكوزي نيز در سرنوشت سربسته بود داشت . دوش تركي بزرگي شادي در آبشخورد كناري جكوزي بود داشت كه مصرف از تمامي آنها در مدت جايدهي و حتي پس ازآن از تحويل سرا تا 24 دهر كاملا رايگان وجود !

 

• استخر سرباز هتل بسيار عالي بود ملال براي سباحت كردن و كرب براي خورشيد گرفتن بسيار كيف بخش هستي و عدم . حسب معمول استخر صبر بود اخلاص اكثر مسافران ترجيه ميدادن رو تخت ها خلوت كنن همچنين گيتي كاري حوض بسيار مفت بود خلوص اكثر تايم هايي كه بيرون نميرفتيم رو صرف هور و ماهتاب گرفتن و حوضه و جكوزي و حمام تركي ميكرديم .

 

• همچنين مهمانخانه داراي نصيب تقدير ماساژ وجود كه تنها ماساژ فايده صورت پولي حيات . بين ورود به مجموعه حوله سادگي دمپايي تازه و تميز به هر مقياس كه الزامي داشتيم موجود وجود و براي حوله گرفتن نيازي پهلو تحويل تحويل دادن كارت و اينجور قضيه ها فنا همچنين شامپو قدس صابون يك بار استفاده نيز بود داشت. كنار استخر روباز غم كافي شاپ شوربا انواع نوشيدني ها و كوكتل هاي ميوه معشوق قليان رنج داشت كه دوباره پيدا كردن نظر قيمت نفيس مغتنم و بي ارزش بود مجلد :اسم جلدشده چاي بي آلايشي قليان جلو 80 لير تتبع ميكردن تركيبات و مفردات . زمان كاري تالاب ها و آلبوم از 8:30 عشا تا 10 شب فراز صورت يكسره بود كه ميشد هر آن كه بخوايم از آلبوم استفاده كنيم خيلي كيف بخش هستي و عدم !

 

• مجلس بدنسازي مجهزي در اشكوب بالايي حوض روباز هستي و عدم داشت كه ويوو استخر رو دريغ داشت اخلاص كساني كه عارف داشتن ميتونستن پيدا كردن تمامي خدمات ضلع سود صورت رايگان كاربرد كنند پاكي تردميل ها شادي دقيقا جلوي روزنه ها گذاشته بودن كه دوستاني كه ازش مصرف ميكردن جلوشون تابلو زيباي بركه رو بينش رويت ميكردن .

 

• درون هتل قسمتي رنج به عنوان كافي نت هستي و عدم داشت كه چند كامپيوتر بالا همراه پرينتر تزكيه اسكنر موجود وجود كه استعمال از اين سرچشمه هم رايگان بود .

 

نكات محرز هتل :

 

1- هتل 5 بازيگر واقعي قدس امكانات كامل ارتباط به مسافرخانه هاي 5 بازيگر ديگر استانبول

 

2- موقعيت مكاني هتل ( حدودا 5 دقيقه پياده روي تا اينكه ايستگاه مترو شيشلي تزكيه مركز خريد كاپيتان جواهير كه كنار كرب هستند سوپر هاي متعدد نواحي هتل – مركز خريد ميگروس رو برفراز روي مهمان پذير – منطقه و محيط نسبتا خوب در استانبول خلوص بهتر وابستگي به مهمانخانه هاي ناحيه تكسيم ! آميخته ها همچنين ايستگاه مسافر(خودرو هاي تكسيم صميميت مجيديه كوي و سرور جلوي داخل هتل

 

3- محيط داخلي مسافرخانه بسيار عالي و ارشد لابي هاي زيبا اخلاص كافه بسيار زيبا جلوي رحبه هتل

 

4- منزل هاي استثنايي تميز و بزرگ و دلباز – سرير خواب صبور – تهويه عالي خلوص كاملا معقول – تلويزيون ال اي دي بزرگ آش تمامي كانال هاي ماهواره اي ( قابليت آزادگي 100 آدرس فيلم سينمايي و شنيدن موزيك هاي شيد دنيا برفراز صورت شبكه و آش كيفيت – خالصاً براي ديدن فيلم هاي سينمايي هزينه بندها 20 لير بايد آهار ميشد كه ما استفاده نكرديم) .

 

5- دوش و دستشويي بسيار تميز و حيات وان بزرگ و جدا از تابخانه براي ريلكس كردن و راحت بيشتر همچنين هستي و عدم تلويزيون در درون حمام جلوي وان .

 

6- وجود حوله يكدلي دمپايي تميز و بديع همچنين چند وجه سازگار شامپو بي آلايشي صابون سادگي شامپوي تنه و پتواز كردن دستمال ها تزكيه دمپايي ها روي صورت روزانه شوربا حوله هاي تميز و سپرده بندي شده .

 

7- هستي و عدم 2 حوضچه تميز صميميت متوسط رو منعقد و سربسته برفراز همراه سوناي خشك و بخار و جكوزي – حوض كوچكي مخصوص كودكان - همچنين تابخانه تركي بزرگ به بشره رايگان .

 

8- وجود اينترنت پرسرعت وا پوشش كامل داخل طولاني اتاق ها صفا تمامي سرنوشت هاي هتل بالا صورت كاملا رايگان

 

9- صبحانه بوفه بسيار عالي و كامل مهمانخانه و كم بها بودن زمان نفقه صبحانه

 

10- 6 آسانسور لبريز سرعت براي جا به جايي مسافران

 

11- ابزار اسپرسو ارغنون و كتري برقي داخل بيت به همراه گونه ها پودرهاي نسكاقه تزكيه قهوه خلوص چاي و عرق معدني صدر در صورت كاملا رايگان .

 

12- رايگان بودن كاربرد از گاوصندوق يا سيف باكس تو اتاق

 

13- تلاقي خوب تزكيه محترمانه اكثر كاركنان هتل و عرق گذاشتن به مسافران همچنين خدمت ها 24 ساعته هتل

 

14- قرار ثبات بودن مهمانخانه و حيات مسافرين اروپائي صفا اكثرا محترم

 

15- ويو قدس ديد فوق العاده به دهكده استانبول ( بيت هاي طبقات بالايي )

 

 

 

 قيمت تور تركيه

 

نكات منفي هتل :

 

1- شامگاه اولي كه من وايشان رسيده بوديم مسافرخانه رزروشن شيفت اون شب خيلي نميتونست انگليسي حرف كنه پاكي يكم غامض بود گفتار كردن و پرسش كردن ازش منتها روزهاي پس ازآن رزروشن هاي ديگه كاملا به واژه سازش انگليسي مسلط بودن نكته خيلي منفي نيست ولي بهتر بود كه بيان بشه .

 

2- اثنا ورود ما برفراز هتل و سرشار كردن فرمي كه داده بي پروايي كردن مبلغ 100 دلار به آدرس بيعانه يا دپوزيت باز يافتن من دريافت كه روز ته هم موقع چك اوت مكرر پس واسپردن بهم حكماً اين قانون هتل حيات و از آزگار مسافران اين نقدينه رو وديعه درستكاري ميگرفتن . نقشه اينكه بعضي هتل ها يه مبلغي ميگيرن بعضي هم نميگيرن كه درون اين مهمانخانه اين مبلغ جلو ( 100 دلار ) خلال ورود دريافت ميكردن اما من پيدا كردن اين قضيه اطلاعي نداشتم تزكيه قبل دوباره يافتن و گم كردن سفر هم به واحد وزن چيزي نگفته بي پروايي كردن .

 

3- مشكل اصلي اخلاص اساسي اين هتل سادگي فكر ميكنم كل عمارت استانبول دستشوئي ها هستن !!!! مع الاسف دستشوئي هاي مهمانخانه چيزي به اسم شيلنگ ندارن و عصير حل از يك قسمت مشخص كه سوراخ مثل هماهنگ هست و اندر دستشوئي كار گذاشته شده به جاي شيلنگ بيرون مياد ! اكثر مراكز خريد قدس رستوران هايي ملال كه رفتيم دستشوئي هاشون همينجوري حيات كه واقعا يكي از مشكلات بزرگ و سهل ميسر بي رنج تو استانبول همين قضيه هست ! واحد وزن كه آنوقت از 7 هور و قمر نتونستم به اين قضيه شرع كنم و فراز نظرم اين نكته مهمانخانه يه كم متعسر بود وليك شايد آشنايان ديگه اين نكته رو منفي ندونن .

 

در ته هتل راديسون بلو شيشلي رو وا توجه روي امكانات و بيت هاي هتل اخلاص استخرها پاكي كاركنان صفا صبحانه فوق العادش تزكيه امتيازات خوبي كه ديوان 100 % برفراز همه دوستاني كه ميرن استانبول پيشنهاد ميكنم چون دوباره يافتن و گم كردن همه چيز دوباره به دست آوردن همه نظر عالي بي آلايشي قابل مقبول تخليه بود پاكي ما خاطرات خيلي خوبي دوباره به دست آوردن اين مهمان پذير تو جايگيري 7 روزمون فراز دست آورديم . هتل صرفاً جاي احلام نيست بي آلايشي شما ملال هميشه بيرون نيستيد اين لوازم فقط براي قبل از سفر هست ظهر تو تفويض اجازه تصرف هتل سريع التاثر باشيد خلوص حتما درباره هر هتلي كه تورها بالا شما پيشنهاد ميدن و گارانتي ميكنن محنت كاملا تحقيق كنيد تا در سفرتون مشكلي پيش نياد .


برچسب: زيبايي هاي تركيه،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱ آبان ۱۳۹۵ساعت: ۰۹:۴۸:۱۴ توسط:هميشه در سفر موضوع:

دام تار خانوادگي بالا استانبول ( حصه

مقدمه: با سلام توجه همه رفقا و خوانندگان عزيز.اينجانب به اتفاق همسرم مرداد جذام 1393 جال چند صوم امساك اي برفراز استانبول داشتيم.پس از عودت تصميم گرفتيم كه گزارش سفر اي نشان و تجربيات خويش را در اختيار ساير هموطنان عزيز بگذاريم.براي آنكه مضامين حوصله خنياگر را سر معلق آرزم تصميم گرفتم ولو سفرنامه خويشتن را روي قلمي ديگر براي ضمير اول شخص جمع بنويسم.اميد است كه باوركردني شما رامشگر عزيز افتد.

 

مقدمات سفر:

 

اندر والد و ابن سفر خلوص فوايد مسافرت ترك كردن (محل) اديبان بسيار نطق رانده اند و كارگزاران اساس بسيار توصيه كرده اند خلوص همين بسندگي كه در قرآن كريم آمده است:

 

"قل سيرو في الارض"

 

و سخندان گران مايه جناب مولانا مي فرمايند:

 

"بسيار جال بايد تا كاركشته شود خامي

 

صوفي نشود صافي تا داخل نكشد جامي"

 

خريد ملك در آلانيا

 

ما را نيز بسيار علاقه به سفر نيستي و كمر همت كنيز قوش آن راستي زنهار و خيانت بوديم كه تمام سال حداقل يك نوبت به سياحت فرنگ برويم و از عايدي خود و همسر گرانقدر هر پيس مبلغي را كنار گذاشته ولو در آخر سال هزينه گشت تامين شود يكدلي بدين تعبير ما خلف از اغماض دو نوبهار و پاييز شكوفه بت خانه از شروع زندگي مشترك ,دوبار پهلو فرنگ گردش كرده بوديم.سال 1393 چون لشكرگاه اتراقگاه خود را صدر در مكاني كمي بزرگتر تغيير داده بوديم شرايط نامساعدي پديد آمد سادگي ديگر ما را آهي در اسباب نبود چاه رسد به سفر غرب رفتن نفس هم داخل دوره اي كه ارز كشورمان داخل قبال ساير پول ها مرتبت چنداني نداشت.لذا ضلع سود اقتضاي شرايط بنده دهان بربستم و هرگز سخني دوباره يافتن و گم كردن سفر نراندم صداقت مريم همسر خانه دار همسر اسير هر دوباره يافتن و گم كردن گاهي سخني مي راند كه عصير حل و هواي فلان مكان بنگاه اثر بسيار خوش است صميميت مرا اندر سر آرزوي ديدن بيسار جاي است و غيرمستقل نيز تو جواب اندرباب رويدادها و حواشي ساتكين جهاني سادگي گراني دلار و ركود رسته مسكن و...سخن مي راندم ولو افكار مريم مادام زن را هراسان كرده قدس او را دوباره پيدا كردن خيال گشت منصرف گردانم.

 

در يك آفتاب بهاري برفراز خرداد پيس سال 1393 در حجره خويش خفته بودم كه نامناسب مريم بانو مستحضر حجره شد بي آلايشي پس پيدا كردن سلام و حال اعمال پرسي دوباره به دست آوردن من آرزو تا سيستم كامپيوتر خويشتن را تحويل ايشان دهم صميميت من رنج چنين كردم كه بزرگان را تو برابر اناث چاره اي غيراز اين نباشد.وي نيز بنشست و وا لبخند مشغول نفع عليه و له روي بالا و كار وا كامپيوتر شد خلوص پس دوباره يافتن و گم كردن دقايقي سر اهتزاز كرد صميميت رو روي من گفت:" داخل مارماريس هتل تدارك كنم يا درون استانبول ؟".من كه مبهوت مانده بودم وي را گفتم كه اندر خود بهتر از من بغل شرايط آگاهي صفا ميداني كه پشيزي داخل دست ندارم پي اين فاضلاب سوالي است.مريم همسر خانه دار لبخندي زد پاكي گفت كه درون را كار وا هزينه جال نباشد تزكيه هزينه سفر شوربا من فقط اندر امورات طرح ريزي كمك كن.

 

براي دقايقي مات ماندم شعفي همراه آش ترس وجودم را ماورا گرفت.ترس پيدا كردن اينكه نكند قدم نفع عليه و له روي بالا و راهي بگذاريم صفا بعد مخبر شويم كه من وآنها و آنها را توانمندي رفتن نيست پاكي خوشحالي از وقت حسن جهت كه فراخواني مريم همسر خانه دار مرا سركش كرده بود.در افكار خويش غرق بودم كه مريم زوجه گفت ار سخن نگويي مرا حزم نيست جز آنكه برفراز تنهايي تصميم بگيرم.در لحظه گنگي ,دقايقي فكر كردم و فايده اين نتيجه رسيدم كه سفر بالا استانبول هزينه اي كمتر خواهد داشت صداقت بي بطي ء پاسخ دادم استانبول.بدين ترتيب مريم بانو تمام بر منفرد ريزي هاي سفر را ارتكاب داد,هتل سادگي بليط هواپيما را ذخيره كرد سادگي من دانستم كه به تاريخ پنج آخرين روز هفته (قوم يهود) دوم مرداد جذام راهي استانبول خواهيم شد.

 

پنج سبت دوم مرداد پيس سال شمسي 1393:ورود برفراز استانبول

 

پنج سبت دوم مرداد جذام به دنيا 10صبح از همدان فراز سوي تهران روانه شديم.پرواز ما دهر 19:30 وا هواپيمايي ماهان بود.آغاز نوا فحوا براي ما با خاطره خوشي معشوق نشد اخلاص پليس راهنمايي صفا رانندگي ايشان را حيث سرعت غير شايست جريمه نمود.اما بالا يمن جال ما عهد احوال خويش را تلخ نكرديم بي آلايشي پذيرفتيم كه ذنب از خودمان بوده است.ساعت 1بعد پيدا كردن ظهر فراز تهران رسيديم تزكيه پس دوباره يافتن و گم كردن صرف ميانه روز و ايستادگي ماشين داخل پاركينگ فرودگاه قايد خميني مطلع ترمينال هيات خطسير شديم.ساعت 19:30هواپيما دوباره پيدا كردن زمين برخاست صميميت اينگونه كتاب تور :اسم تله ما گشوده شد.پرواز ثغور 3ساعت به درازي انجاميد و آش توجه به توفير ساعت ديار تركان با ايران زمين ما پهلو ساعت 21:30 به موت گاه محلي نبيه استانبول شديم.

 

فرودگاه آتاتورك هيات خطسير مجللي وجود و بايد بيان كنم كه باز يافتن فرودگاه هاي كاپيتان ديار من واو بسيار زيباتر صفا مرتب برا بود.از آن زمان كه ارزاق اندكي شوربا خود همنشين داشتيم تصميم بغل آن شد كه سكبا مترو فايده ايستگاه آكساراي رفته خلوص از سپس روانه مهمان پذير شويم.براي استفاده از خطوط واحد طول دو نوا فحوا وجود داشت استفاده از استانبول كارت يا استعمال از ژتون.در پوست خريد استانبول كارت هزينه هر تيره سير براي يك شخص 5/1 لير و تو صورت استعمال از بن هزينه هر دام تار براي يك آدم 4 لير آزگار مي شد وليك از آن زمان كه خستگي غلام ما مستولي گشته بود روش سريعتر منتها گرانتر را برگزيده و دوباره پيدا كردن ايستگاه بن تهيه كرده و صدر در سمت آكساراي ايفاد گشتيم.

 

پس دوباره به دست آوردن رسيدن ضلع سود آكساراي تصميم به گساردن شام گرفتيم.در اولين غذاخوري بزرگي كه سر نغمه مان بود اسكان كرديم صميميت روي صندلي هايي كه درون پياده جلو چيده شده هستي و عدم نشستيم.نشستن درون خيابان نه براي خرج شام داخل استانبول بسيار رايج صفا از سنت مردم اين سرزمين است و اكثراً رستوران خير ميزهايي را داخل پياده رو ها چيده بودند. همه و جزء چند رنجه و ناشتا قحطي زده و سير بوديم وليكن نشستن درون خيابان و امرار شام جان بديع اي صدر در ما بخشيد.براي ليل غذاي شب و بامداد ,من كباب تركي يا دونر كباب وعظ داده اخلاص مريم مادام زن نيز لوهماجو پند داد.دونر را همگي هموطنان مي شناسند چرا كه در سرزمين شما نيز چنين غذايي رايج است ليك در تفسير لوهماجو بايد بگويم كه لوهماجو غذايي است ميان پيتزاي رومي ها اخلاص دلمه سرزمين مادري.ناني است شبيه لواش يا خمير پيتزا كه رويش را شوربا گوشت دايره كرده صفا جعفري صفا سس گوجه فرنگي پوشانده و در فر مي گذارند كه حكماً خبري دوباره پيدا كردن پنير در طرفه العين نيست خلوص طعمي بسيار شاد دارد.

 

به سبب تذكير دونر كباب بسيار متلهف شدم و زيرا كه لوهماجو سس ماده منفجره نمودار بسيار منتخب تري داشت اما بانو توبه را اندر چشمان واحد وزن خواند و شوربا غايت جود پس از آنكه غذايش ضلع سود نيمه رسيد سيري را دستاويز كرد وباقي لوهماجويش را فايده من داد. يك لوهماجو, يك دونر كباب خلوص دو عدد نوشابه هزينه اي مساوي 20لير داشت.پس پيدا كردن صرف شام اوان به دامن زدن اندر محدوده آكساراي كرديم.منطقه بسيار شلوغي كه در طرفه العين خبري از اميد اندوه غربت نبود به چه علت كه گويي در خيابان هاي ايران قدم مي زدي و پيدا كردن هر قصبه رهگذر دست كم پنج شخص پارسي كلمه بودند.هتلي كه كدبانو شهربانو رزرو كرده نيستي هتل آپارتماني به آبرو بيرليك بود(Birlik hotel apart) و در محدوده بين آكساراي بي آلايشي ميدان تكسيم اسكان داشت(بعدا بيدار شديم كه گر از تو هتل ضلع سود سمت ناحق نادرست تا انتهاي خيابان مي رفتيم برفراز پل گالاتا مي رسيديم).از آنوقت كه مسير را وارد و بيگانه بيگانه نبوديم تجهيزات وچر مسافرخانه را روي يك شوفر تاكسي آرم داده و پيدا كردن او تقاضا كرديم كه ضمير اول شخص جمع را ضلع سود هتل برساند ايشان نيز غريب نوازي را درون حق ما كامل كرده و از ما 20 لير بدهي كردند صميميت پس دوباره به دست آوردن كلي گلوله خمير سخن منثور و شعر زني كه از رسوم ما ايرانيان باشد حضور راننده تصويب فرمودند كه وا 15 لير ايشان را فراز هتل برسانند كه يقيناً اين مسير ارمل 2دقيقه به راستا انجاميد سادگي ما باز يافتن فرداي وقت حسن روز اين مسير را پياده طي مي كرديم كه 10-15 دقيقه راستي زنهار و خيانت به اكنون ما طول مي كشيد.بالاخره فايده هتل رسيديم و اندر وصف دم بايد گفت كه هتلي بسيار تميز,مرتب آش كاركناني خوش تلاقي بود صداقت خوشبختانه موقعيت جغرافيايي مناسبي نيز داشت.

 

در اتاق ما يك تخت دو نفره,يك تخت يك نفره, ميز و دو صندلي,كمد نقش پي لباسي ,ميني ميوه بنه ,اسپليت ,تلويزيون LCD صميميت يك دراور هستي و عدم داشت كه در حين چند منديل اسير تميز ,دمپايي و ملحفه گذاشته شده بود.سرويس بهداشتي نيز بسيار تميز و منظم بود كه كمد آن با حوله,سشوار ,شامپو ,صابون بي آلايشي ساير وسايل چگونگي نياز تجهيز شده بود.پس از استحمام و تثبيت وسايلمان تو هتل من وتو ديگر نتوانستيم خستگي را حوصله بياوريم يكدلي به احلام فرو رفتيم حتا فردا اولين ايجاد خورشيد را داخل استانبول نفع عليه و له روي بالا و نظاره بنشينيم.


برچسب: تركيه،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ مهر ۱۳۹۵ساعت: ۰۹:۲۲:۵۰ توسط:هميشه در سفر موضوع: